«پسر – مادر» ساخته مهناز محمدی در جشنواره تورنتو


فیلم سینمایی «پسر – مادر» ساخته مهناز محمدی فیلمساز ایرانی در بخش دیسکوری فستیوال تورنتو پذیرفته شده است.
به گزارش سینما سینما ، داستان «پسر – مادر» در باره زنی مجرد به نام لیلاست که با دو فرزندش زندگی می‌کند.
لیلا کارگر کارخانه‌ای‌ست که دچار ورشگستگی شده. راننده اتوبوس این شرکت به لیلا پیشنهاد ازدواج می‌دهد اما لیلا نمی‌خواهد این پیشنهاد را قبول کند و این آغازگر درگیری‌هایی برای او می‌شود.
«پسر – مادر» به شرایط سخت و سیاه این دسته از زنان در جامعه می‌پردازد.
سناریو فیلم را محمد رسول‌اف به همراه مهناز محمدی نوشته است .
در خلاصه داستان این فیلم آمده: امروزه امکان ندارد بتوان زندگی را بدون شرایط تراژیکش ترسیم کرد…
فیلمبرداری این فیلم به عهده اشکال اشکانی بوده که به اعتقاد کارشناسانی که «پسر – مادر» را دیده‌اند، بسیار زیبا کار شده است.
جشنواره تورنتو امسال از پنجم تا پانزدهم سپتامبر برگزار می‌شود.

بانی فیلم

بفتا: بخش جدید بهترین بازیگردان به مراسم امسال اضافه شد


موسسه British Academy بخش بازیگردان را به جوایز فیلم بفتا در سال ۲۰۲۰ اضافه کرده است. در‌ ادامه خبر با سینما فارس همراه باشید.

اولین بخش فیلم بفتا از سال ۱۹۹۹ بوده که این جایزه بعد از کمپین جدید صنعت فیلم‌سازی تا تقدیر از جامعه بازیگردان‌ها اضافه شده است. بفتا اولین مراسم اهدا جوایز فیلم خواهد بود که از جامعه بازیگردان‌ها تقدیر به عمل می‌آورد.

پیپا هریس (Pippa Harris) مدیر بفتا در اینباره اظهار داشته:

مراسم جوایز بفتا بهترین‌ها را در صنعت فیلم‌سازی معرفی می‌کند و بسیار خوشحالیم امسال برای اولین بار از بازیگردانان ماهر قدردانی می‌شود. بازیگردانی در صنعت فیلم‌سازی بسیار مهم است و برای ارتقای تنوع و انحصاری کردن سینما حیاتی است. امیدواریم این مراسم به ارتقای درک کار بازیگردان کمک کرده و بی‌صبرانه منتظریم ببینیم چه کسی اولین برنده فوریه امسال است.

جایزه جدید بهترین بازیگردان به بخش جوایز تلویزیونی بفتا افزوده شده و اولین باری خواهد بود که بفتا چنین بخشی را در تلویزیون و سینما معرفی می‌کند.

لوسی بوان (Lucy Bevan) سرپرست بازیگردانان اظهار داشته:

خیلی خوشحالم که جایزه بهترین بازیگردانی در هر دو بخش تلویزیون و سینما امسال نامزد خواهد داشت و افتخار بزرگی است که توسط بفتا رخ داده و بی‌صبرانه منتظرم بازیگردانان حرفه‌ای و بااستعداد این جایزه را دریافت کنند.
دوست دارم به نمایندگی از تمامی بازیگردانان در سراسر دنیا از بفتا برای این خبر و تصمیم تشکر کنم.

با اینحال، بفتا نام بخش موسیقی اورجینال را به اسکور اورجینال تغییر داده تا به تمرکز روی کار آهنگسازان و اسکورها تاکید کند و از بخشی که در آن می‌نوازند بخاطر روایت، جو و احساس فیلم تشکر کنند.
تغییر دیگر پیرامون فیلم‌های خارجی است که به زبان انگلیسی نیستند. برای اولین بار، توزیع‌کنندگان فیلم‌هایشان را در این بخش چهار هفته بعد از مراسم معرفی می‌کنند تا فرصت بهتری برای دیده شدن داشته باشند.

در‌ بحبوحه بحث درباره نتفلیکس و سینما، بفتا اعلام داشته هیچ تغییری در قوانین مربوط به اکران‌های سینمایی برای فیلم‌ها در بخش جوایز نخواهد داد. فیلم‌های بفتا سال ۲۰۲۰ باید به اکران عمومی درآمده باشند و در حداقل ۱۰ سینما انگلیس به مدت حداقل ۷ روز نمایش داده شده باشند.

گرچه British Academy اظهار داشته که فیلم‌ها وارد مسیری از قوانین شده‌اند و برای جوایز کیفیت کامل را ندارند و باید به گفته کمیته فیلم بفتا، به نُرم‌های صنعت فیلم‌سازی احترام گذاشته شود. این شامل عوامل مانند اکران گسترده فیلم و موقعیت جغرافیایی آن و زمان اکران است.
آماندا بری (Amanda Berry) عضو هئیت مدیره بفتا اعلام کرده:

بفتا مسئول تضمین این مسئله است که جامعه انگلیس شانس دیدن دامنه وسیعی از فیلم‌ها را در سینما داشته باشد.

در سال ۲۰۱۶، بفتا میزان درخواست‌های اکران سینمایی را افزایش داد و قوانین ما امسال پا برجا می‌مانند.

مراسم اهدای جوایز بفتا سال ۲۰۲۰ در تاریخ دوم فوریه، یک هفته زودتر از مراسم اسکار انجام می‌شود که ۹ فوریه است‌. نامزدهای بفتا، ۷ ژانویه اعلام می‌گردند.

منبع: هالیوود ریپورتر

کمپانی Verve با امیلی تینگ قرارداد بست


طبق گزارش اعلام شده از سوی هالیوود ریپورتر، استودیو Verve با امیلی تینگ (Emily Ting) برای کارگردانی و نویسندگی Go Back to China قرارداد امضا کرده است. در ادامه خبر با سینما فارس همراه باشید.

کمدی جدیدی که ماه مارس از استودیو SXSW اکران می‌شود، آنا آکانا (Anna Akana) را در نقش دختر عشق مُد لوسی در لس‌آنجلس در اختیار دارد که بعد از خرج کردن سرمایه‌اش، پدرش مجبورش می‌کند با آن‌ها در کمپانی اسباب‌بازی خانوادگی‌شان در چین به مدت یک سال کار کند. تینگ خودش ۱۲ سال در کارخانه اسباب‌بازی خانوادگی‌اش در چین کار کرده است.

تینگ در سال ۲۰۱۵ درام رومانتیک فیلم It’s Already Tomorrow in Hong Kong با بازی جیمی چانگ (Jamie Chung) و برایان گرینبرگ (Bryan Greenberg) را تهیه، نوشته و کارگردانی کرد.

منبع: هالیوود ریپورتر

اطلاعات جدیدی پیرامون سریال Y: The Last Man منتشر شد


برایان کا وان (Brian K. Vaughan) در صفحه اینستاگرام خود تصویری منتشر کرده که آپدیتی برای اقتباس Y: The Last Man است و به طرفداران این تضمین را می‌دهد که برخلاف تغییرات اخیر در مدیریت سریال، Y همچنان سال ۲۰۲۰ پخش خواهد شد. در ادامه خبر با سینمافارس همراه باشید.

سریال باید ادامه یابد. بابت دو پست هالیوود ظرف یک روز متاسفم اما نویسندگان را به اتاق Y باز می‌گردانم و خوشحالم الیزا کلارک (Eliza Clark) شورانر جدید سریال است. کار در تلویزیون سخت است و اگر چیزی طی ۱۷ سال گذشته به من و پیا گورا (Pia Guerra) آموخته باشد، این است که داستان ما چالش‌برانگیز است و از همه برای کمک‌هایشان ممنونم خصوصا مایکل گرین و آیدا کرول. بهرحال منتظر خبرهای خوب باشید.

سریال Y براساس رمان‌های گرافیکی پیا گورا و برایان کا وان، به همین نام است که دنیای پُست آخرالزمانی را نشان می‌دهد که طی رویداد وحشتناکی تمامی پستانداران نر کشته شده‌اند تا یک انسان نجات یابد. آن دنیای زنانی است که به دنبال جنسیت، نژاد، کلاس و نجات هستند.

بری کوان (Barry Keoghan) در این سریال در نقش یوریک بروان، هنرمند فراری ظاهر می‌شود که تنها فرد نجات یافته بعد از طاعونی است که تمامی انسان‌ها را کشته است. یوریک و میمون‌اش، آمپرسند، خود در دنیای تغییر یافته‌ای می یابند که تحت قلمرو زنان است.

دیان لین (Diane Lane) بازیگر نامزد اسکار، در این سریال نقش مادر یوریک، سناتور جنیفر بروان؛ ایماگن پوتس (Imogen Poots) نقش خواهر یوریک، هیرو بروان؛ لاشانا لینچ (Lashana Lynch) نقش مامور ۳۵۵؛ امبر تامبلین (Amber Tamblyn) نقش ماریت کالوز، دختر رئیس جمهور آمریکا؛ جولیانا کنفیلد (Juliana Canfield) نقش بث و مارین ایرلند (Marin Ireland) نقش نورا را ایفا می‌کنند.

کلارک به همراه نینا جیکوبسون (Nina Jacobson) و برد سیمپسون (Brad Simpson) تهیه‌کنندگان اجرایی کار هستند. وان به همراه ملینا ماتسوکاس (Melina Matsoukas) سریال را تولید می‌کنند. نلی رید (Nellie Reed) سریال را برای FX Productions می‌سازد.

کمیک Y: The Last Man، کمیک علمی تخیلی ۶۰ بخشی است که سال ۲۰۰۲ منتشر شد. این کمیک سه جایزه Eisner گرفته و اولین جایزه Hugo را برای بهترین داستان گرافیکی دریافت کرد.

منبع: ComingSoon

دانلود مداحی کی گفته من بابا ندارم از حاج محمود کریمی


مخاطبین عزیز برای شما دانلود مداحی زیبا و شنیدنی از مداح قدیمی کشورمان حاج محمود کریمی منتشر کرده ایم و همینک میتوانید شنونده نوحه محمود کریمی بنام کی گفته من بابا ندارم از وب آهنگ باشید

کی گفته من بابا ندارم کی♪|♯
گفته من بی کس و کارم♪|♯
کی گفته من بابا ندارم♪|♯
بابای من قشنگ ترین بابای دنیاست♪|♯

Exclusive Song: Mahmood karimi Called Ki Gofte Man Baba Nadaram With Text And 2 Quality 320 & 128 Direct Links In webahang

دانلود مداحی کی گفته من بابا ندارم از حاج محمود کریمی

برای دانلود بروی لینک زیر کلیک نمایید

دانلود مداحی کی گفته من بابا ندارم از حاج محمود کریمی

───|مداحی زیبا و احساسی از حاج محمود کریمی که بسیار شنیدنی میباشد پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید و لذت ببرید|───

شعر مداحی محمود کریمی کی گفته من بابا ندارم

──|♩♪♬♭|──

کی گفته من بابا ندارم کی♪|♯

گفته من بی کس و کارم♪|♯

کی گفته من بابا ندارم♪|♯

بابای من قشنگ ترین بابای دنیاست♪|♯

حتی اگه توو آسموناست♪|♯

خوب می دونه رقیه تنهاست… خوب می دونه رقیه تنهاست♪|♯

بابای من قشنگ ترین بابای دنیاست♪|♯

حتی اگه توو آسموناست♪|♯

کی گفته من بابا ندارم کی گفته من بی کس و کارم♪|♯

کی گفته من بابا ندارم♪|♯

بابای من توو کلِ دنیا بهترینه♪|♯

از روی نی منو می بینه♪|♯

یه شب میاد کنجِ خرابه پای درد وُ دلم می شینه♪|♯

کـــی گفته من بی کس و کارم *کـــی گفته من بابا ندارم*

کـــی گفته من بی کس و کارم *کـــی گفته من بابا ندارم*

بابای من قشنگ ترین بابای دنیاست♪|♯

حتی اگه توو آسموناست♪|♯

خوب می دونه رقیه تنهاست♪|♯

کی گفته من بی کس و کارم کی گفته من عمو ندارم♪|♯

کی گفته من بی کس و کارم کی گفته من عمو ندارم♪|♯

عموی من یه پهلونِ بی نظیره♪|♯

گاهی منو رو دست می گیره♪|♯

-|-♩♪♬♭-|-

♪|♯با اون نگاهِ مهربونش میگه عمو برات بمیره

♪|♯عموی من یه پهلونِ بی نظیره

♪|♯گاهی منو رو دست می گیره

♪|♯با اون نگاهِ مهربونش میگه عمو برات بمیره

♪|♯کی گفته من بی کس و کارم کی گفته من یاور ندارم

♪|♯کی گفته من بی کس و کارم کی گفته من یاور ندارم

♪|♯عمه ی من با این که کلی قصه داره

♪|♯برای من دل بی قراره

♪|♯صورتش روُ به جای مرهم رو تاولِ پاهام میذاره

♪|♯عمه ی من با این که کلی قصه داره

♪|♯برای من دل بی قراره

♪|♯روُ به جای مرهم رو تاولِ پاهام میذاره

♪|♯کی گفته من بی کس و کارم کی گفته من یاور ندارم

♪|♯عمه ی من با این که قامتش خمیده

♪|♯درد و غموُ به جون خریده

♪|♯از زیرِ دست وُ پای دشمن همش منو بیرون کشیده

♪|♯عمه ی من با این که قامتش خمیده

♪|♯درد و غموُ به جون خریده

♪|♯از زیرِ دست وُ پای دشمن همش منو بیرون کشیده

♪|♯کی گفته من بابا ندارم کی گفته من بی کس و کارم

♪|♯کی گفته من بابا ندارم

♪|♯بابای من قشنگ ترین بابای دنیاست

♪|♯حتی اگه توو آسموناست

♪|♯خوب می دونه رقیه تنهاست… خوب می دونه رقیه تنهاست

♪|♯کی گفته من بی کس و کارم کی گفته من یاور ندارم

♪|♯بابای من قشنگ ترین بابای دنیاست

──|♩♪♬♭|──

برای حمایت از صاحب این اثر لینک این پست را در صفحات اجتماعی خود به اشتراک بگذارید.

همچنین خواهشمندیم با نظرات و پیشنهادات خود ما را یاری بفرمایید.

کلام آخر در صورت مشاهده مشکل در متن آهنگ ، پست و یا غیر مجاز بودن پست از طریق فرم تماس به ما اطلاع بدهید.

نقد انیمه My Hero Academia | میان خون باید رفت


در این روزهای جذاب و پر جنب و جوش انیمه‌ای که حمله به غول صنعت انیمه را دوقبضه کرده و با به دست آوردن رتبه‌های چرب و تپل جدول‌های رده‌بندی، مال و مکنتی به هم می‌زند، بدک نیست باری دیگر تابلوی بزرگ انیمه‌ها را جلوی چشم‌هایمان بگیریم و نیم‌نگاهی به دیگر انیمه‌های تودل‌برویی بیندازیم که کارشان را خوب انجام می‌دهند، ولی تو چشم نیستند و به لطف حمله به غول که رسما هایپ همه را به نقطه جوش رسانده، این انیمه‌ها ولرم و متوسط تلقی می‌شوند. درست است که حمله به غول شایستگی این همه سر و صدا و این همه ذوق و شوق را دارد و آن‌قدر اثر مهمی به شمار می‌رود که حتی باید شیپور به دست همه را برای تماشای آن به صف کرد و دانه به دانه برای این سربازان به صف شده لیست وظایف تهیه کرد؛ اما نباید اجازه دهیم این قصر بزرگ و باشکوهی که بر فراز مانگای هاجیمه ایسایاما بنا شده است، جلوی دیده شدن آپارتمان‌های شیک و تز و تمیزی را بگیرد که زندگی کردن در آن‌ها هم مزه خاص خودش را دارد. درست است که حمله به غول برای انیمه‌ها همان دستاوردهایی را دارد که فیلم‌های بزرگی نظیر راننده تاکسی و روانی برای سینما به ارمغان آورده‌اند، اما بالاخره هنر و ادبیات آهسته و پیوسته هم می‌توانند پیشرفت کنند و پیشرفت کرده‌اند. حالا این هم قبول که محفل انیمه بازها و حتی فیلم‌بازها و سریال‌بازها با حمله به غول گرم می‌شود و همه از صحنه‌ها و دیالوگ‌های مورد علاقه‌شان صحبت می‌کنند و منتظرند تا دوباره لیوای مثل آتشفشان فوران کند و آرمین مثل یک دانشجوی معماری با عشق و علاقه‌ی فراوان نقشه بکشد، اما مگر می‌شود در این دنیای بزرگ و جذاب سرگرمی، فقط به یک اثر مشغول شد و سراغ دیگر عناوین مهم و تاثیرگذار صنعت نرفت؟ در این مطلب قصد داریم در مورد یکی از همین انیمه‌ها صحبت کنیم که اتفاقا ولرم نیست، بخار مطبوعی از آن بلند می‌شود و لم دادن کنار آن و کمی چرت زدن دست کمی از تماشای حمله به غول ندارد.

در شبکه‌های اجتماعی، رابطه نسبتا خوبی میان انیمه‌بازها وجود دارد. صفحات مختلفی هستند که از انیمه‌ها صحبت می‌کنند و با جوش دادن طرفداران این مدیوم، جامعه جمع‌وجور و قشنگی به وجود می‌آورند. مشغول گشت‌وگذار در این صفحات بودم که خبر پخش فصل چهارم انیمه آکادمی قهرمان من را دیدم. این یه چیز است، واکنش‌ها نسبت به آن چیز دیگری. یک نظر، توجه مرا جلب کرد و توضیحی از کانسپت انیمه بود. پسری که هیچ استعداد و توانایی خاصی ندارد، اما در جهانی که هرکسی یک توانایی جسمانی فرا بشری دارد، دوست دارد به یک قهرمان تبدیل شود. یک فرایند آشنا و همیشگی که در انیمه‌ها دیده می‌شود. شخصی یا گروهی دوست دارد به موفقیت برسد، در این راه تقریبا پوستش کنده می‌شود و در نهایت جان خودش و مخاطب را به لب می‌رساند تا داستان شخصی‌اش به پایان برسد. آشناترین نمونه‌اش میان مخاطبان ایرانی هم کاپیتان سوباسا (فوتبالیست‌ها) است که هر بازی فوتبال دو قسمت طول می‌کشید و همینطوری بود که یک فصل کامل ما را با چند مسابقه ساده سرکار می‌گذاشتند. اما تفاوتی که آکادمی قهرمان من دارد، فلسفه جذاب آن است. انیمه، واژه‌های انگیزه و استعداد را در مقابل هم قرار می‌دهد و کشمکش همیشگی میان این دو واژه را، این بار از زاویه دید خودش تعریف می‌کند. در این میان، شخصیت اول ما (انگیزه) با کسانی روبه‌رو می‌شود که ذاتا دارای توانایی‌های فوق‌العاده‌ای (استعداد) هستند و این چند نفر، پیوسته و بدون توقف با هم در رقابت‌اند تا به بهترین قهرمان جهان تبدیل شوند. اگر هایکیو (آبشار سرنوشت) به این قانون نانوشته مهر تاکیدی می‌زد که انسان با تلاش و پشتکار به موفقیت می‌رسد، آکادمی قهرمان من فیلم را چند دقیقه‌ای عقب‌تر می‌برد و می‌پرسد: «اصلا استعدادی هست که بر تکیه کنیم، سپس با تلاش کردن به موفقیت برسیم؟» اگر کاپیتان سوباسا از انگیزه‌های پسری شروع می‌شود که ذاتا استعداد مسی و رونالدو شدن دارد، آکادمی قهرمان من همان پسر باانگیزه را خلع استعداد می‌کند و مسیر موفقیت او را بارها و بارها سخت‌تر می‌کند. اگر کافی بود تا سوباسا با این همه توانایی و مهارت، حالا وارد میدان شده و با بهترین‌های جهان وارد رقابت شود و برای مشکلاتی که در زمین فوتبال به وجود آمده راه‌حل پیدا کند، میدوریا (شخصیت اول آکادمی قهرمان من) باید اول به این فکر کند که مهارت و توانایی خودش را به دست آورد و مسی و رونالدو شود، آن‌وقت است که می‌تواند در میدان حضور بهترین قهرمان‌ها به رقابت بپردازد و در نهایت جام‌های رنگارنگ و متنوعی را بالای سر خود ببرد.

اما تمام این حرف‌ها، ایده‌ی خام و ابتدایی انیمه بود. حالا باید بپرسیم آیا انیمه در این مسیر موفق بوده است؟ زمانی که انیمه را شروع کردم، شروع دلچسبی نداشت. یک شروع کاملا کلاسیک از همان بچگی میدوریا (شخصیت قهرمان) که سرکوب و مطرود شده است و باید جان بکند تا وارد بهترین دبیرستان قهرمانی کشور شود. این روزها دیگر هیچکس حال و حوصله‌ی یک شروع کلاسیک را ندارد. اگر حمله به غول از همان اول همه را هیجان‌زده می‌کند، به خاطر این است که کل مقدمه و طرح قضیه نمایشی، کلا ۲۴ دقیقه طول می‌کشد. قضیه نمایشی هم با بدترین و شوکه‌کننده‌ترین اتفاقی همراه می‌شود که می‌توان تصور کرد. اگر سریال خانه پوشالی از همان فصل اول بمب رسانه‌ای می‌شود و تبدیل به جدیدترین پدیده تلویزیون می‌شود، به خاطر اولین دیالوگ‌های اپیزود اول سریال است که به یکی از مهم‌ترین دیالوگ‌های تاریخ تلویزیون تبدیل می‌شود. اگر قصد یک شروع کلاسیک دارید، در این دوره و زمانه باید مثل برکینگ بد چند فصل صبر کنید تا وارد لیست بهترین‌ها شوید. باید مثل یک کیک که آن را درون ماکروویو گذاشته‌اند، کلی صبر کنید تا بالاخره بوی خوش شما را شکموهای دور و بر احساس کنند. آکادمی قهرمان من هم از آن انیمه‌هاست که در نگاه اول جذاب است. انیمه‌ها همیشه در نگاه اول جذاب‌اند. اما باید چند اپیزود صبر کنید تا بوی خوش انیمه بیرون بزند. اما نکته قوت آکادمی قهرمان من، همان نقطه قوت برکینگ بد است. هرچه جلوتر می‌روید، این کیک فریبنده، خوش‌بوتر و خوشگل‌تر می‌شود. شما وقتی فصل اول را تمام کرده‌اید، راضی هستید. با خودتان می‌گویید این انیمه هم انتخاب خوبی بود. اما وقتی به فصل دوم و سوم برسید، قضیه کاملا متفاوت است. آن وقت است که آکادمی قهرمان من جزو بهترین انیمه‌های زندگی شما خواهد بود. آن وقت است که مثل دیگر کاربران پیگیر اخبار، وقتی خبر پخش فصل چهارم در پاییز ۲۰۱۹ به گوش‌تان می‌خورد، با خنده‌ای شیطنت‌آمیز، دست‌هایتان را به هم می‌مالید و آب از لب و لوچه‌هایتان سرازیر می‌شود.

ژاپنی جماعت در نمایش یک داستان طولانی ردخور ندارد. از ناروتوی هفتصد قسمتی و وان پیس هشتصد و خورده‌ای قسمتی گرفته، تا گینتامایی که تعداد فصل‌هایش دو رقمی شده و طولانی‌ترین انیمه تاریخ هم که حدود هزار و چهارصد قسمت دارد. یک گنجینه‌ی بسیار باارزش از داستان‌های باحوصله‌ای که نباید سر و ته آن‌ها را به هم دوخت و باید مثل یک مادربزرگ یا پدربزرگ مهربان نشست و تا صبح آن‌ها را با جزئیات تمام تعریف کرد. آکادمی قهرمان من هم از این داستان مستثنی نیست. نکته این است که در مسیر موفقیت، قرار نیست دانه دانه پله‌های موفقیت را با گام‌های استوار رد کنید و به راحتی روی سکوی افتخار پرچم بزنید. همیشه قرار است در این مسیر پای شما لیز بخورد و مواظب باشید با سر نروید توی پله‌ها. اصلا اگر قرار بود همه دو روزه به موفقیت برسند که همه چیز بی‌مزه می‌شد. اگر قرار باشد مثل خوردن همان کیکی که مثال زدم تبدیل به آدم بزرگی شویم که دیگر بزرگ شدن حال نمی‌داد. از سویی دیگر کسی موفق است که این لیز خوردن‌ها و با سر توی پله رفتن‌ها را فاکتور بگیرد و مثل همان مورچه‌ی معروف، فقط دانه به کمر ببندد و بالا برود. به قول یک دوست، کسی موفق است که دو دوتا چهارتا نکند. پس باید در این داستان‌ها، شکست‌های شخصیت اول‌مان را هم ببینیم. اگر انیمه وقت می‌گذارد و یک فصل بیست و پنج قسمتی تحویل‌مان می‌دهد، باید منتظر تحویل گرفتن شکست‌های قهرمان هم باشیم. قرار نیست قهرمان شکسته‌خورده‌ای داشته باشیم، اما حتما قهرمانی خواهیم داشت که شکست‌هایی خورده است. البته این تجربه در انیمه‌ها فت و فراوان است. همان کاپیتان سوباسا و همان هایکیو که گفتم پر از شکست‌های (بزرگ) برای قهرمانان خود هستند. اگر داریم از شکست حرف می‌زنیم، برای مثال حرف از مسابقات بزرگی می‌زنیم که ۱۰-۱۲ اپیزود از انیمه صرف آن می‌شود، اما نتیجه‌اش حذف شدن قهرمان در یکی از مراحل مسابقات است. اگر از شکست حرف می‌زنیم، از انگیزه و تلاش فراوانی حرف می‌زنیم که در کمال ناباوری بی‌حاصل می‌مانند و قهرمان (پروتاگونیست) باید خودش را جمع کند تا دوباره وارد مسیر شود و جاده خاکی نرود. شکست لازمه‌ی قطع به یقین پیروزی نیست، اما تا به پیروزی برسید، بعید نیست شکست‌های فراوانی بخورید.

وقتی حرف از چنین داستانی به میان می‌آید، همه می‌دانند با اکشن‌های پر زد و خورد و پلان‌های نفس‌گیر انیمه‌ای طرفیم. تقریبا می‌شود گفت نقطه قوت و نقطه ضعف انیمه همین اکشن‌هایش است. مشکلی که وجود دارد، این است که انیمه در اپیزودهای پایانی هر فصل که مربوط به گره‌گشایی داستان‌ها و جمع‌بندی آن‌ها می‌شود (در فصول اول و دوم) نسبت به شروع و میانه داستان، حرف‌های بیشتری برای گفتن دارد و نمی‌تواند مثل بسیاری از دیگر انیمه‌ها، این مسیر منتهی به قله را مانند خود قله، درخشان و چشمگیر به تصویر بکشد. اگر ما دوست داریم یک قهرمان خوف و خفن ببینیم که با یک مشت جاده‌ی خاکی را آسفالت می‌کند و با یک لگد کوه بتن را مانند قالیچه‌ای کهنه ریش‌ریش می‌کند، طبیعتا این را هم دوست داریم ببینیم چگونه دور از چشم دیگران و در خلوت خودش، رسما دست و پایش قلم می‌شود. بالاخره مشت‌های شگفت انگیز میدوریا که معجزات الهی نیستند.، از عرق بازوی خودش به دست آمده‌اند. اما مسئله از جایی شروع می‌شود که این تلاش‌ها و پیموندن مسیر برای رسیدن به مقصد در انیمه احساس می‌شود. اما وقتی به گره‌گشایی‌ها می‌رسیم، متوجه می‌شویم این مسیر پر پیچ و خم چندان هم پیچ و خم خاصی نداشته است. بیشتر مهارتی که شخصیت‌ها به دست می‌آورند در گره‌گشایی‌ها رخ می‌دهد و آغاز و میانه (در فصل اول و دوم) رسما تعطیل است. انیمه حکایت همان جمله‌ی معروف است که می‌گوید: «زندگی معلم سخت‌گیری است؛ اول امتحان می‌گیرد بعد درس می‌دهد.» زمانی که ما پایان فصول اول و دوم را با آن همه شور و انرژی می‌بینم و می‌فهمیم که شخصیت‌های دوست‌داشتنی انیمه با چه سختی و مکافاتی گره‌ی داستان را باز کرده‌اند، تازه متوجه می‌شویم این همه انرژی و اشتیاق برای پیروزی، در مسیری که شخصیت‌ها برای رسیدن به پیروزی طی کرده‌اند وجود نداشته است. زمانی که میدوریای جوان، عزم خود را جزم می‌کند تا رقبای خود را شکست دهد، بعد از دیدن پیروزی او و سرحال آمدن، از خود می‌پرسیم: «پس چرا اولش اینطوری نبود؟ چرا وقتی رسید به آخر اینطوری شد؟» از کجا می‌فهمیم بند ناف انیمه به پایان‌هایش وصل است؟ از آنجایی که بعد از دیدن فصل اول، وقتی به فصل دوم می‌رسیم، همش دوست داریم بزنیم جلو و ببینیم در آینده چه اتفاقاتی می‌افتد. آن انگیزه و شوری که انیمه در برخی اپیزودها دارد، در تمامی اپیزودها ندارد.

اما اگر اوقات تلخی را ول کنیم و بچسبیم به شیرینی کار (پایان‌بندی‌ها)، نقطه‌ی قوتی می‌بینیم که این روزها حتی در هر اثر نمایشی کمتر دیده می‌شود. آن هم چگونگی حل شدن چالش‌ها برای شخصیت‌های داستان است. در واقع گردوی داخل کلوچه در اکشن‌ها، بزن بهادر بازی‌ها و شامورتی بازی‌های دانش‌آموزان بی‌مغز دبیرستان یو.ای نیست. آن نقشه ریختن‌ها و پشت سر گذاشتن چالش‌هایی است که حل آن‌ها ناممکن به نظر می‌رسد و تنها چیزی که به عنوان راه‌حل دیده می‌شود، یک دیوار بلند و کلفت است. تصور کنید یک نفر نصف یخ و نصف آتش است. به اندازه‌ای نیرو دارد که یک استادیوم ورزشی را در آن واحد پر از آتش و یخ می‌کند. اما جلوی شخصی قرار می‌گیرد که قدرتش، خنثی کردن قدرت دیگران است.! آن موقع است که باید فکر کند ببیند دقیقا چه خاکی بر سرش بریزد؟ یا برای مثال شما نیروی قوی الکتریسینه دارید؛ اما اگر زیاد از آن استفاده کنید، مغزتان وارد شوک می‌شود و چند دقیقه‌ای جفت شش می‌زنید. پس راه حل چیست؟ چطور باید نفشه چید و از این موقعیت‌ها سربلند بیرون آمد؟ این همان سوالی است که انیمه بارها و بارها به آن پاسخ می‌دهد و به شما نشان می‌دهد می‌تواند به عنوان چنین انیمه‌ای لذت‌بخش و جذاب باشد.

تمام حرف‌هایی که زدیم، در مورد فصل اول و دوم بود. اما فصل سوم، اصلا همان چیزی است که چنین انیمه باید باشد. جدی،خشن، دوست‌داشتنی. جای تمام نقاط ضعف نام‌برده را خالی کنید و با نقطه‌های قوت آن‌ها را پر کنید. از بهبود طراحی و اپنینگ (Opening) و اندینگ‌های (Ending) بهتر گرفته تا پختگی و تجربه انیمه در داستان‌گویی و روایت. شخصیتی که انیمه به عناصر گوناگون خود در داستان‌گویی می‌دهد، پررنگ‌تر از گذشته به چشم می‌آید. اول از همه آن لحن پر از شوخی و طنز انیمه کنار رفته و حتی در پیش‌نمایش‌های هر اپیزود، دیگر آن شوخی‌های پشت سر هم دیده نمی‌شود. البته این لحن در دو فصل اول از نکاتی است که کمابیش سرگرم‌کننده به شمار می‌رود. اما وقتی انیمه تصمیم می‌گیرد خودش را جدی بگیرد، به مخاطب هم اجازه می‌دهد به طور جدی انیمه را دنبال کند. دیگر آن شق و رق ایستادن‌های نماینده‌ی کلاس صرفا جهت شوخی دیده نمی‌شود. دیگر آن لوس‌بازی‌ها و نوشابه خانواده برای خود باز کردن‌ها از طرف یکی از دانش‌آموزان خودپسند (صرفا جهت شوخی) دیده نمی‌شود. از سویی دیگر، فصل سوم همان عناصری را بهبود بخشیده که من به شدت منتظرشان بودم؛ اما در فصول قبل اصلا وجودشان احساس نمی‌شد. عناصر مدرسه و کلاس. مطمئنم حتی اگر با تک‌تک سلول‌های بدن‌تان از مدرسه متنفر باشید، منظورم را می‌فهمید که مدرسه چه بستر فوق‌العاده‌ای برای خل و چل بازی درآوردن و چه مکان فوق‌العاده‌ای برای خلق داستان‌های همه فهم و همه‌پسند است. مدرسه جایی است که بچه‌ها (البته اگر شعور این کار را داشته باشند خوب است) هر ازگاهی یکدیگر را دست می‌اندازند و اگر یک کلاس دست به یکی کند، می‌تواند با شیطنت‌بازی اشک همه را دربیاورد. مدرسه جایی است که اصلا عجین شده است با یک کلاس که سوگلی معلم‌ها است و کلاسی دیگر که سقف ساختمان را پایین می‌آورد. مدرسه جایی است که اگر هیچ‌جا این اتفاق نیفتاده باشد، آنجا بسیار خندیده‌ایم و به سختی می‌توانیم دست از شوخی و مسخره‌بازی در آنجا برداریم. حالا به تمام این موارد، قدرت‌های فوق بشری و استفاده آزاد از این قدرت‌ها را هم اضافه کنید. معلم‌ها همچنین از این قدرت‌ها برخوردارند و گاهی اوقات با همین قدرت سر به سر دانش‌آموزان می‌گذارند. در نتیجه، به عنوان یک عنصر برای داستان‌گویی، مدرسه راکتور پتانسیل است. اما اینکه از این راکتور به نحو صلح‌آمیز انرژی تولید می‌کند، یا اینکه با این راکتور کل نیروگاه را منفجر می‌کند مبحث دیگری است.

حداقل می‌توان گفت انیمه در فصل سوم، استفاده‌ی بهتری از مدرسه داشته است. البته آنطور که من گفتم چیز خیلی دیوانه‌واری از مدرسه نمی‌بینیم. چیزی که در انیمه وجود دارد همین است: شوخی‌های مربوط به روابط دختران و پسران، رقابتی سفت و سخت برای اولین شدن در کلاس، دست به یکی کردن و اتحاد برای برخی تصمیم‌گیری‌های مهم و برخی کله‌شق‌بازی‌ها، و پشت چشم نازک کردن دانش‌آموزان کلاس‌های مختلف برای همدیگر (البته این دو مورد آخر بیشتر به دل آدم می‌چسبند). در سریال‌هایی مثل سیزده دلیل که چرا این پتانسیل به روشی جدی و پرتنش کاملا تخلیه می‌شود، اما در آکادمی قهرمان من، می‌تواند بهترین جوشکار روابط انسانی و سازنده بهترین دوستی‌ها و پایه‌گذار خاطره‌انگیزترین لحظات زندگی باشد و تا جایی که می‌تواند (تا جایی که اکشن‌ها و زد و خوردها اجازه می‌دهند) از این پتانسیل استفاده می‌کند. بچه‌ها برای تعطیلات تابستانی اردو می‌روند و مدرسه هم که خوشحال است، آن‌ها را یک نفس در جنگل‌های بزرگ می‌دواند تا نفس‌شان در برود خوابگاه‌های جدیدی در مدرسه تعبیه می‌شوند تا آنجا هم بچه‌ها دست از کل‌کل و جر و بحث‌های دوستانه و دورهمی‌طور بر ندارند. در این اثنی انیمه به شخصیت‌ها بیشتر می‌پردازد و به ما اجازه می‌دهد راحت‌تر و بهتر آن‌ها را درک کنیم، روابط بین شخصیت‌ها را بهتر بشناسیم و به جای قضاوت کردن‌شان، آن‌ها را بپذیریم و دوست داشته باشیم. برای مثال اگر باکوگو در فصل اول و دوم نوجوان مغروری است که فکر می‌کنیم خشم و عصبانیت اجازه فکر کردن را از او گرفته و فقط به جنگ و دعوا فکر می‌کند، در فصل سوم درک می‌کنیم مدل باکوگو کلا همینطوری است. کلا درحال داد و فریاد است و می‌خواهد همه را نفله کند. اما این را هم متوجه می‌شویم در پشت آن خشم و عصبانیت، ذهن تحلیل‌گری نهفته که تمام ابعاد مبارزه و جنگ را در نظر می‌گیرد. این به ما اجازه می‌دهد رابطه شخصیتی خشک مثل باکوگو را با دیگر دانش‌آموزان خیلی بهتر درک کنیم. درست است که تقی به توقی بخورد باکوگو از جا می‌پرد و دوست دارد کائنات را به آتش بکشد. اما با همین آتش خشم کنار دوستان خود می‌ایستد و پا به پای آن‌ها مبارزه می‌کند. آن قلبی که در سینه‌ی او با دیگر قلب‌های بچه‌ها یکی شده است، کاملا و بدون چون و چرا احساس می‌شود.

توجه! این بند از متن، بخش‌هایی از داستان انیمه را اسپویل می‌کند.

فصل سوم، همان فصلی است که انیمه در آن شخصیت خود را پیدا می‌کند و پختگی‌اش کاملا در تیرس چشمان ما قرار می‌گیرد. فصل اول و دوم، در مقایسه با فصل سوم سیاه مشق‌های یک استودیو هستند، بر سطح مانگایی پتانسیل بی‌نظیری برای انیمه شدن دارد. چیزی که در فصل سوم مهر تایید دیگری بر خوب بودن انیمه است، تصویری است که از تقابل خیر و شر ترسیم می‌شود. در واقع میدوریا ایزوکو، وارث ابر قدرتی است که ار نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و متوجه می‌شود باید با ابر قدرتی دیگر که آن هم از نسلی به نسلی دیگر منتقل می‌شود روزی مبارزه کند. این کار را گذشتگان قبل از او بارها انجام داده‌اند و اوست که باید این مسیر را ادامه دهد و در صورت امکان، به آن پایان دهد. این موضوع یک جورایی آدم را یاد انیمیشن آواتار: آخرین بادافزار می‌اندازد. شخص برگزیده‌ای وجود دارد که نسل به نسل انتخاب می‌شود و وظیفه‌اش ایجاد صلح و دوستی در جهان است. در واقع انیمه پای خود را از یک داستان ساده (علاقه یک نوجوان به قهرمان شدن) فراتر گذاشته و تصویری بزرگ‌تر در بوم خود نقاشی می‌کند. داستانی که جلو می‌رود تا در نهایت یک نبرد آخر الزمانی عظیم برای پیروزی خیر یا شر شکل بگیرد. از آن نبردهایی که یک شهر یا کشور با خاک یکسان می‌شود و ابر و باد و مه و خورشید و فلک در اثر نیروها و قدرت‌های طرفین در هم می‌پیچند و در نهایت، زمانی که تمام گرد و خاک‌ها کنار رفتند، می‌بینیم که هر دو ایستاده‌اند و ناگهان کسی که شکست خورده به زمین می‌افتد. بله! از آن نبردها! انیمه در فصل سوم مسیر این نبرد را پایه‌گذاری می‌کند و نوید چنین پایان پر از خاک و خونی می‌دهد. فراتر از آنکه حس کنیم قهرمانان درحال مبارزه با تبه‌کاران هستند، متوجه می‌شویم دنیا درحال آماده شدن برای جنگ با کل نیروی شر است. گویی تمام دنیا آماده شده است و منتظر است آن روز فرا برسد. از آن انتظارها که استرس از لحظه اول شروع می‌شود و تا جنگ رخ ندهد ادامه دارد. نکته اینجاست، زمانی این نبرد لذت بیشتری دارد که خیر، بر نیرویی ده‌ها برابر قوی‌تر از خود غلبه کند و همین اتفاق در فصل سوم انیمه هم رخ می‌دهد. در این نبردها، نیروی خیر در حین نبرد بارها و بارها شکست می‌خورد و زخم و زیلی شده و تک و تنها گوشه‌ای می‌افتد. اما تنها چیزی که این نیرو را قدرتمندتر از نیروی شر می‌کند، انگیزه و امید و بی‌قراری برای نجات دیگران است که درنهایت موجب پیروزی قهرمان (پروتاگونیست) می‌شود.

البته به عنوان یک کلیشه در داستان‌های فیلم‌های فانتزی، فلسفه‌ی شخص برگزیده، یا ماموریتی که از نسلی به نسل دیگر می‌رسد به اندازه‌ی کافی جذابیت دارد تا مخاطب را به قصه بکشد. حس غرور و افتخاری که درحال تماشای قهرمانی هستند که سرنوشت یا مسئولیت خود را دنبال می‌کند و حق ندارد در این مسیر شکست بخورد از ویژگی‌های تماشای شخص برگزیده است. ناخودآگاه این حس مسئولیت از قهرمان به مخاطب هم می‌رسد. و خب این را نکته‌ی مثبت در نظر می‌گیریم که آکادمی قهرمان من، داستان خوبی دارد و محتوای خوبی ارائه می‌کند. پس اگر دوست دارد طبق کهن‌الگوها داستان بگوید، خب بگوید. آنطور که مشخص است، انیمه حتی در فصل‌های آینده هم پیشرفت‌های چشمگیری خواهد کرد. اگر فصل سوم می‌تواند شخصیت خود را به دست آورد، بعید نیست فصل چهارم و پنجم، بمب بعدی رسانه‌ها پس از پایان حمله به غول در فصل چهارم باشند. اگر فهرست انیمه‌ها یا فیلم و سریال‌هایی که قرار است ببینید فعلا خالی است، این انیمه را به سرعت اول لیست خود بنویسید. چه از آن خوش‌تان بیاید، چه نچسب از آب دربیاید (که به نظرم از آن خوش‌تان می‌آید)، انیمه‌ای است که در صورت انیمه‌باز بودن، حتما باید آن را تماشا کنید. صبر کنید و به آن فرصت دهید تا خودش را نشان بدهد. آکادمی قهرمان من از آن کودک‌هایی است که دیر زبان باز می‌کنند، اما از بسیاری از آدم‌ها بهتر صحبت می‌کنند.

دانلود مداحی شوریده و شیدای توام از حاج محمود کریمی


مخاطبین عزیز برای شما دانلود مداحی زیبا و شنیدنی از مداح قدیمی کشورمان حاج محمود کریمی منتشر کرده ایم و همینک میتوانید شنونده نوحه محمود کریمی بنام شوریده و شیدای توام از وب آهنگ باشید

❀شـــوریـــده و شیـــدای❀ توام شیرینی رویای منی
♬♫به قیامت پای توام دین منی دنیای منی آقای منی

Exclusive Song: Mahmood karimi Called Shooride o Sheydaye Toam With Text And 2 Quality 320 & 128 Direct Links In webahang

دانلود مداحی شوریده و شیدای توام از حاج محمود کریمی

برای دانلود بروی لینک زیر کلیک نمایید

دانلود مداحی شوریده و شیدای توام از حاج محمود کریمی

───|مداحی زیبا و احساسی از حاج محمود کریمی که بسیار شنیدنی میباشد پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید و لذت ببرید|───

شعر مداحی محمود کریمی شوریده و شیدای توام

──|♩♪♯♬♭|──

❀شـــوریـــده و شیـــدای❀ توام شیرینی رویای منی

♬♫به قیامت پای توام دین منی دنیای منی آقای منی♬♫

❀شـــوریـــده و شیـــدای❀ توام شیرینی رویای منی♬♫

♬♫تا به قیامت پای توام دین منی دنیای منی آقای منی♬♫

♬♫آه با شهیدان تو یا حسین آه بر سر خان تو یا حسین♬♫

♬♫آه به دلم حسرت کربلا …آه کربلا کربلا کربلا… آه کربلا کربلا کربلا♬♫

♬♫حسین حسین حسین حسین حسین حسین♬♫

فانی در ذات احدی جان ابوفاضل مددی فانی در ذات احدی جان ابوفاضل مددی♬♫♬♫

♬♫عاشق عشق ناب توام صاحب من ارباب منی آقای منی♬♫

♬♫فانی در ذات احدی جان ابوفاضل مددی♬♫

عاشق عشق ناب توام صاحب من ارباب منی

♬♫آقای منی آقای منی آقای منی آقای منی♬♫

♫❀♬♫❀♬♫❀

آه ساکن کربلا یا حسین آه خاک کویت شفا یا حسین♬♫♬♫

آه به دلم حسرت کربلا آه کربلا کربلا کربلا آه کربلا کربلا کربلا♬♫♬♫

❀شـــوریـــده و شیـــدای❀ توام شیرینی رویای منی

♬♫تا به قیامت پای توام دین منی دنیای منی آقای منی♬♫

♬♫آه با شهیدان تو یا حسین آه بر سر خان تو یاحسین♬♫

♬♫آه به دلم حسرت کربلا آه کربلا کربلا کربلا آه کربلا کربلا کربلا♬♫

♬♫در شب ظلمت ماه منی دلیل عشقی راه منی در شب ظلمت ماه منی دلیل عشقی راه منی♬♫

♬♫نماز روحم سوی تو قبله ی من محراب منی آقای منی♬♫

در شب ظلمت ماه منی دلیل عشقی راه منی♬♫♬♫

♬♫نماز روحم سوی تو قبله ی من محراب منی آقای منی آقای منی آقای منی♬♫

آه آیینه‌ی خدا یا حسین آه شهید سر جدا یا حسین♬♫♬♫

♬♫آه دلیل عزت کربلا آه کربلا کربلا کربلا آه کربلا کربلا کربلا♬♫

❀شوریـــده و شیـــدای❀ توام شیرینی رویای منی

♬♫تا به قیامت پای توام دین منی دنیای منی آقای منی♬♫

──|♩♪♯♬♭|──

برای حمایت از صاحب این اثر لینک این پست را در صفحات اجتماعی خود به اشتراک بگذارید.

همچنین خواهشمندیم با نظرات و پیشنهادات خود ما را یاری بفرمایید.

کلام آخر در صورت مشاهده مشکل در متن آهنگ ، پست و یا غیر مجاز بودن پست از طریق فرم تماس به ما اطلاع بدهید.

رئیس موزه‌ی اسکار درحالی که پروژه رو به اتمام بود، استعفا داد


بر اساس گزارشات Hollywood Reporter، کری برافر (Kerry Brougher)، رئیس موزه‌ی آکادمی تصاویر متحرک که از سال ۲۰۱۴ در این سمت منتصب شده بود، این پروژه را درحالی ترک کرد که رو به اتمام بود. در ادامه‌ی خبر با سینما فارس همراه باشید.

این پروژه دچار موانع متعددی شده بود. هزینه‌ی ساخت بسیار زیاد و چندین بار تاخیر در زمان افتتاحیه از جمله‌ی این مشکلات بودند، همچنین جانشین برافر، دبورا هورویتز (Deborah Horowitz)، در ماه اپریل پروژه را ترک کرده بود. حال که کار پروژه درحال اتمام است، برافر ۶۶ ساله تصمیم گرفته است تا به ریشه‌هایش در دنیای هنر بازگردد.

برافر طی بیانیه‌ای اذعان داشت:

کار کردن در کنار این جمع، اهداکنندگان، رنزو پیانو (Renzo Piano) بزرگ و تمام همکارانم که در ساخت این موزه‌ی خاص همکاری کردند، برای من یک افتخار بود. تنها چند هفته تا به اتمام رسیدن این ساختمان باقی‌مانده (به پایان رسیدن فاز اول این پروژه) و مجموعه‌ی ما رشد قابل توجهی پیدا کرده است. نمایشگاه‌های Miyazaki و Regeneration اولین در نوع خود خواهند بود. از کار کردن با چنین تیم شگفت انگیزی به خود می‌بالم. اکنون زمان آن فرارسیده تا این کار را برعهده‌ی کس دیگری قرار دهم.

تیم سرپرستی برافر پروژه را به پایان می رساند و هیئت امنای موزه، به ریاست ران میر (Ron Meyer)، تصمیم گرفته است تا عنوان افتخاری “رئیس موسس” را به برافر اعطا کنند.

جست‌وجو برای یافتن مدیری جدید بزودی آغاز خواهد شد.

هیئت مدیره‌ی موزه در بیانیه‌ای گفت:

ما از کری بخاطر خدمات ویژه‌ی وی به نمایندگی از موزه تشکر می‌کنیم. کارهای او در طی پنج سال گذشته در ساخت موزه و تکمیل مجموعه‌ها، ما را در وضعیتی قرارداد تا به فاز بعدی این پروژه جاه طلبانه برویم. تیم سرپرستی قوی کری همچنان به همکاری با ما تا افتتاح موزه ادامه خواهد داد و به زودی جستجو برای مدیر جدید موزه آغاز می شود. هدف اصلی ما، ساخت بهترین موزه تصویر متحرک ممکن برای بازدید کنندگان است.

انتصاب برافر در ۲۸ آوریل ۲۰۱۴ (۸ اردیبهشت ۱۳۹۳) اعلام شد. وی پیش از این به عنوان سرپرست و مدیر مسئول موزه‌ی Hirschhorn در انستیتو Smithsonian و باغ مجسمه‌سازی در واشنگتن دیسی، رئیس اکسفورد، موزه‌ی هنرهای مدرن انگلستان و مدیر مسئول موزه‌ی هنرهای معاصر لس‌آنجلس فعالیت کرده است.

از موزه‌ی آکادمی که در محل دپارتمان فروش قدیمی شرکت May واقع در Miracle Mile ساخته می‌شود، اولین بار در سال ۲۰۱۲ رونمایی شد. آن تحقق دهه‌ها گفت‌وگو و مباحثه توسط آکادمی خواهد بود.

علاوه بر میر، هیئت امنای موزه از چندین فرد شاخص دیگر در صنعت سینما تشکیل شده است:

مشاور تد ساراندوس (Ted Sarandos)، منشی کیمبرلی استوارت (Kimberly Stewart)، خزانه‌دار جیسون بلام (Jason Blum)، دایان ون فورستنبرگ (Diane von Furstenberg)، جیم گیانوپولس (Jim Gianopulos)، تام هنکس Tom Hanks، الخاندرو رامیرز مگانا Alejandro Ramirez Magana، دامنیک ان‌جی Dominic Ng، اما توماس (Emma Thomas) و کوین ییمن (Kevin Yeaman). مدیرعامل آکادمی دون هادسون (Dawn Hudson) از اعضای سابق این هیئت بود.

منبع: هالیوود ریپورتر

پیوستن وسلی اسنایپس به دنباله فیلم Coming to America


وسلی اسنایپس (Wesley Snipes) به گروه بازیگران دنباله فیلم Coming to America «سفر به آمریکا» پیوست که احتمالا عنوان Coming 2 America برای آن انتخاب شود. اسنایپس نقش یک شخصیت جدید به نام ژنرال ایزی را در این دنباله بازی خواهد کرد که به عنوان مردی توصیف شده که کشوری در همسایگی آکیم با بازی ادی مورفی (Eddie Murphy) را رهبری می‌کند. در ادامه خبر با سینمافارس همراه باشید.

ددلاین گزارش داده جیمز ارل جونز (James Earl Jones) و پل بیتس (Paul Bates) برای بازی در این دنباله بازخواهند گشت، و دوباره نقش شاه جافر و اوها را بازی می‌کنند. ریک راس (Rick Ross) نیز به گروه بازیگران فیلم پیوسته است. ادی مورفی و آرسنیو هال (Arsenio Hall) نیز دوباره در این دنباله حضور دارند. کریگ برور (Craig Brewer) کارگردانی فیلم را براساس فیلمنامه‌ای از کنیا بریس (Kenya Barris) برعهده دارد.

در فیلم اصلی به کارگردانی جان لندیس (John Landis)، مورفی نقش یک شاهزاده آفریقایی ثروتمند را بازی کرد که به کوئینز آمده و برای پیدا کردن یک عروس خودش را به عنوان یک آدم فقیر جا می‌زند.

مورفی طی چند سال گذشته فقط در فیلم Mr. Church حضور داشته است. او برای بازی در چندین پروژه که هنوز آغاز به کار نکرده‌اند مثل Beverly Hills Cop IV «پلیس بورلی هیلز ۴»، دنباله Twins «دوقلوها» به نام Triplets «سه‌قلوها» و بیوگرافی ریچارد پریور انتخاب شده است. دنباله Coming to America دومین همکاری مورفی و برور است که کارگردانی فیلم Dolemite is My Name «اسم من دولمایته» با بازی مورفی را برعهده داشت که امسال در نتفلیکس پخش خواهد شد.

دنباله Coming to America در تاریخ ۷ اوت ۲۰۲۰ (۱۷ مرداد ۹۹) اکران خواهد شد.

منبع: Comingsoon

دانلود مداحی دامن کشان رفتی از حاج محمود کریمی


مخاطبین عزیز برای شما دانلود مداحی زیبا و شنیدنی از مداح قدیمی کشورمان حاج محمود کریمی منتشر کرده ایم و همینک میتوانید شنونده نوحه دامن کشان رفتی از وب آهنگ باشید

دامـــن کـــشان رفتی دلم زیر و رو شد♬!♫
چشم حرامی با حرم رو به رو شد♬!♫
بیا برگرد خیمه ای کس و کارم♬!♫
منو تنها نگذار ای علمدارم♬!♫

Exclusive Song: Mahmood karimi Called Daman Keshan Rafti With Text And 2 Quality 320 & 128 Direct Links In webahang

دانلود مداحی دامن کشان رفتی از حاج محمود کریمی

برای دانلود بروی لینک زیر کلیک نمایید

دانلود مداحی دامن کشان رفتی از حاج محمود کریمی

───|مداحی زیبا و احساسی از حاج محمود کریمی که بسیار شنیدنی میباشد پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید و لذت ببرید|───

شعر مداحی محمود کریمی دامن کشان رفتی

──|♩♪♬♭|──

دامـــن کـــشان رفتی دلم زیر و رو شد♬!♫

چشم حرامی با حرم رو به رو شد♬!♫

بیا برگرد خیمه ای کس و کارم♬!♫

منو تنها نگذار ای علمدارم♬!♫

آب به خیـــمه نرسید فدای سرت♬!♫

حسین قامتش خمید فدای سرت♬!♫

از تو خبر دارم با دستای خونی♬!♫

زهرا وساطت کرد توو میدون بمونی♬!♫

تو که پیرم کردی ای پناه من♬!♫

زمین گیرم کردی ای سپاه من♬!♫

پیر شده برادرت فدای سرت♬!♫

خونه چشمِ خواهرت فدای سرت♬!♫

علی العباس واویلا حسین تنهاست واویلا♬!♫

♬!♫♬!♫♬!♫

♬!♫منم روشنگرِ بزمِ عالمین

♬!♫ منم فرمانده عشاق الحسین

♬!♫علمدار نشاتی

♬!♫حسین امیر کربلا تویی

♬!♫میرِ خیمه ها منم

♬!♫ببین که مانده رشته ی عشقِ تو به گردنم

♬!♫علی العباس واویلا حسین تنهاست واویلا

♬!♫منم که شیرِ سرخِ این مکتبم

♬!♫ببین در خیمه آمد جان بر لبم عزادارِ زینبم

♬!♫حسین بیا و رخصتم بده تا روم به علقمه به خاطر رقیه ات

♬!♫به عشقِ وصلِ فاطمه

♬!♫علی العباس واویلا حسین تنهاست واویلا

شکر خدا را که در پناه حسینم♬!♫

♬!♫ عالم از این خوبتر پناه ندارد

──|♩♪♬♭|──

برای حمایت از صاحب این اثر لینک این پست را در صفحات اجتماعی خود به اشتراک بگذارید.

همچنین خواهشمندیم با نظرات و پیشنهادات خود ما را یاری بفرمایید.

کلام آخر در صورت مشاهده مشکل در متن آهنگ ، پست و یا غیر مجاز بودن پست از طریق فرم تماس به ما اطلاع بدهید.