دانلود آهنگ کاش اینجا بودی از اشوان


مخاطبین عزیز میتوانید شنونده آهنگ جدید خواننده محبوب و جوان اشوان بنام کاش اینجا بودی از وب آهنگ باشید

خواننده ترانه و آهنگ  : اشوان 

تکست رپ :  اروان | تنظیم : مسعود جهانی

Exclusive Song: Ashvan Called  Kash Inja Boodi With Text And 2 Quality 320 & 128 Direct Links In webahang

دانلود آهنگ کاش اینجا بودی از اشوان

برای دانلود بروی لینک زیر کلیک نمایید

دانلود آهنگ کاش اینجا بودی اشوان 

متن آهنگ کاش اینجا بودی اشوان

───|♩♪♬♭|───

♯♬!♬ساعت سه و نیمه شبه من بیدارم وقتی خوابن همه

صدایه تیک تیکه ساعت ترسی که تو وجودمه

یه حسی باز منو سمت پنجره کشوند♯♬!♬

♯♬!♬یه خونه و خیابونی که تو خاطره موند

دارم از نفس میفتم دلم هواتو کرده

دستتو تو دسته من نیست دست من سرده سرده♯♬!♬

♯♬!♬کاش اینجا بودی یه ذره فرق داشت

یه ذره آدم امید داشت به فرداش

با اینکه تو با اونی این دلم سر کرد♯♬!♬

♯♬!♬به خاطر منم شده یه لحظه برگرد , برگرد

گله نمیکنم پایم نشد خودم ساختم آیندشو

من یه دیوونم که بعد رفتن اون آدم نشد♯♬!♬

♯♬!♬فقط یکم نگرانم نگرانه اینکه خوبه حالش

زندگیش الان رویایی هست یا شب گریه و صبح خیسه بالش♯♬!♬

♯♬!♬بعد باز نگرانم نگران واسه خوشحالیاش

منم یه جور سر میکنم فقط اگه بدونم خوشحالی باهاش

کی فکر میکرد منه مغرور اینجوری داغون شم تو چند هفته♯♬!♬

♯♬!♬میدونم دیگه امیدی نی وقتی حتی اسممو یادت رفته

دیگه باید باور کنم به خاطراتمون دلخوش کنم♯♬!♬

♯♬!♬ببخشید که با رفتنت نابودم کردیو من دلخور شدم

ببخشید که خواستم تو دنیا فقط ماله من باشیا

زندگیمو رویایی ساختم درست عینه نقاشیا♯♬!♬

♯♬!♬کاش اینجا بودی یه ذره فرق داشت

یه ذره آدم امید داشت به فرداش♯♬!♬

♯♬!♬با اینکه تو با اونی این دلم سر کرد

به خاطر منم شده برگرد

نمیدونم چرا اصلا حالم خوب نی♯♬!♬

♯♬!♬انگار نمیتونم فراموشت کنم

کاشکی الان پیشه هم بودیم

میدونم نمیشه برگردیم منو تو خیلی سعی کردیم♯♬!♬

♯♬!♬میدونم اگه الان ببینی منو بهم میگی واسم عینه سردری

اینقد دوست داشتیم همو که حدو رد کردیم♯♬!♬

♯♬!♬ولی ما اشتباه کردیم آره اشتباه کردیم

کاش اینجا بودی , یه ذره آدم امید داشت به فرداش

کاش اینجا بودی , یه ذره آدم امید داشت به فرداش♯♬!♬

♯♬!♬یه ذره آدم امید داشت به فرداش

───|♩♪♬♭|───

برای حمایت از صاحب این اثر لینک این پست را در صفحات اجتماعی خود به اشتراک بگذارید.

همچنین خواهشمندیم با نظرات و پیشنهادات خود ما را یاری بفرمایید.

کلام آخر در صورت مشاهده مشکل در متن آهنگ ، پست و یا غیر مجاز بودن پست از طریق فرم تماس به ما اطلاع بدهید.

۵ موردی که بازگشت به آینده از بوکارو بانزایی قرض گرفت


عنوان کلاسیک The Adventures of Buckaroo Banzai Across the 8th Dimension در ۱۰ اوت ۱۹۸۴ منتشر شد. به افتخار سالگرد انتشار این دو فیلم علمی-تخیلی مورد احترام، Comingsoon.net نگاهی به شباهت‌های انگشت‌شمار بین این دو اثر انداخته است. در ادامه‌ی خبر با سینما فارس همراه باشید.

در دهه ۱۹۸۰، به نظر می‌رسید که استودیوها مایل به پذیرش ریسک برای پروژه‌هایی هستند که امروز هرگز ساخته نمی‌شوند. این مسئله، مخصوصاً در مورد داستان‌های علمی تخیلی صدق می‌کند که در طی یک دهه دوره‌ای واقعاً مبتکرانه و اصیل را شاهد بودند. بهترین نمونه‌ی این آثار The Adventures of Buckaroo Banzai Across the 8th Dimension و سه‌گانه‌ی Back to the Future بودند.

با ۳۵ ساله شدن Buckaroo Banzai در این ماه اوت و ۳۰ ساله شدن Back to the Future Part II، ارزش این را دارد که به نقطه‌های تلاقی این دو کمدی علمی-تخیلی پرداخته شود. حال چه این شباهت‌ها عمدی باشد یا نه، نمی‌توان آن‌ها انکار کرد. ناگفته نماند که دیدن این موارد شما را مجاب می‌کند تا دوباره بروید و فیلم‌ها را تماشا کنید.

کریستوفر لوید (Christopher Lloyd)

احتمالا واضح‌ترین شباهت، حضور کریستوفر لوید در هردو فیلم است. در Buckaroo Banzai نقش John Bigboote و در Back to the Future نقش دکتر Emmett Brown را ایفا می‌کرد. جالب است بدانید، همبازی او در Buckaroo یعنی جان لیتگو (John Lithgow) نیز یکی از گزینه‌های ایفای نقش دکتر Brown بوده است.

نردبانی از بالا

این مورد مقداری خاص‌تر است. وقتی قهرمانان ما در وضعیتی دشوار قرار می‌گیرند، همیشه به نظر می‌رسد راهی مناسب برای خروج از آن توسط نردبانی آویزان از آسمان برای آن‌ها ساخته می‌شود. این اتفاق برای بانزای با نردبانی آویزان از یک هلیکوپتر و برای مارتی توسط نردبانی آویزان از ماشین زمان، DeLorean، در Back to the Future Part II رخ داد. این مسئله برای بسیاری از فیلم‌های اکشن و ماجراجویی پیش آمده ولی با توجه به شباهت‌های دیگر این دو فیلم، نمی‌توان از آن گذر کرد.

منبع نیرو

هردو فیلم منبع نیرو‌ی مشابهی دارند که با آن می‌توانند به سراسر دنیای علمی-تخیلیشان سفر کنند. هردو منبع به فیلم‌ها این اختیار را می‌دهند تا برخلاف منطق در فضا و زمان سفر کنند. در بوکارو بانزای overthruster و در بازگشت به آینده flux capacitor این کار را انجام می‌داد. همچنین هردوی آن‌ها شمایلی مشابه شامل سه ردیف که از یک مرکز بیرون آمده‌اند، دارند.

ماشین

شباهت بزرگ دیگر، ظاهر و قابلیت‌های وسیله‌ی نقلیه‌ی فیلم‌هاست. مهم نیست که آن وسیله یک DeLorean باشید یا وسیله‌ی دیگری با همان پیچیدگی، هردو فیلم مطمئناً می‌دانند که چطور باید یک وسیله برای سفر در زمان ساخت.

تهیه‌کنندگان

نیل کانتون (Neil Canton) و دنیس جونز (Dennis E. Jones) فیلم بوکارو بانزای را تهیه کردند، اما جالب است بدانید که کانتون یکی از تهیه‌کنندگان بازگشت به آینده نیز هست.

منبع: کامینگ سون

مکانیسم زبان در سینما


سینماسینما، معین محب علیان:

واج آرایی تصویری نوعی جریان استقرایی است که وابسته به تصاویری است که خود گویای معانی خویش هستند، مجموعه این تصاویر یا عکس ها در کنار یکدیگر هدفش داستان سرایی نیست بلکه به دنبال کشفی در ذهن مخاطب است تا او را وارد حیطه ای از مفاهیم به نام «منطق استدلال» کند و درست از همین نقطه است که تصویر تبدیل به زبان می شود و عضوی جدایی ناپذیر از روایت فیلم.

سینما به بیانی دیگر زبانی نیست که داستان های جذاب را روایت می کند بلکه به واسطه قصه ها تبدیل به نظامی از یکپارچگی زبان شده است و اتفاقا همین حضور سیستم زبانی او را بدل به مفهومی به نام هنر کرده است یعنی بسته ای قابل اندازه گیری از لحاظ مفهوم و معنا.

سوسور اولین کسی بود که مطالعه زبان شناسی را مطرح کرد و در ادامه به مرحله عمیق تری به نام نشانه شناسی پرداخت. فاعل و فعل و مفعول نحو زبان در سینما به شکل استعاری تبدیل به دلالت کننده می شود و شکافی را مابین مفهوم و بیانگری خودبه خود ایجاد می کند گویی تصویر دلالت کننده است و دال چیزی است که تصویر القا می کند و بازی با این فاصله میزان واقع گرایی فیلم را کم و زیاد می کند.

تحلیل و نقد فیلم The man who knew too much 1956 | «سینمای هیچکاک» به مثابه ی احترام به مخاطب


**هشدار اسپویل برای خواندن متن 

اینکه هر فیلمسازی را دارای سینمای مخصوص به خود بدانیم و مثلا بگوییم «سینمایِ هیچکاک» قطعا نیاز به اثبات دارد چون این مسئله به راحتی تحقق پیدا نمی‌کند و تعداد کمی فیلمساز در تاریخ سینما پیدا می­‌شود که صاحب «سبک» باشد و دارای سینما. زیرا سبک اساسا بعد از فرم تحقق پیدا می­‌کند و در اثر تکرار آن در آثار. پس فیلمسازانی که جهانی ندارند و در آثارشان به فرم نرسیده­‌اند نمی­‌توانند دارای سبک یا سینمای مخصوص به خود باشند. اما هیچکاک در این بین یقیقنا سینمای خودش را دارد و می­شود مولفه‌های فرمیک و سبکی را در آثارش بررسی کرد. همینجا باید بگویم «سینمای هیچکاک» بدون عنصری به نام «مخاطب» معنا پیدا نمی‌­کند. اینطور نیست که اهمیت مخاطب چیزی باشد که از بیرون به سینمای او اضافه شده بلکه این مسئله از درون هیچکاک می­‌جوشد و در مولفه‌های سبکی او بروز پیدا می­‌کند. بررسی فیلم «مردی که زیاد می­‌دانست» می­‌تواند صحبت­‌های قبلی نگارنده را تشریح کند و بسط دهد.

«مردی که زیاد می­‌دانست» یک اثرِ سرگرم‌­کننده، سرراست و متعهد به سینماست که ردّپای هیچکاک سرزنده و سینمابلد به خوبی در آن مشهود است. هیچکاک در این اثر نیز بیشترین تلاش خود را برای سرگرم­‌کردن مخاطب انجام می‌­دهد و درعین حال امضای خود را پای اثر می­‌آ‌ورد. بهترست سریع­تر به اصل مطلب بپردازیم و از اولین ثانیه­‌های اثر شروع کنیم.

فیلم با نمایی از یک گروه موسیقی آغاز می­‌شود که تیتراژ برروی آن می‌­آید. اکثر نوازنده ها ساز های کوبه ای دارند که التهاب موسیقی را بیشتر می­‌کند. موسیقی ملتهبی که نوید یک قصه­ی تعلیق­‌دار و میخکوب­‌کننده را می­‌دهد. تیتراژ ادامه می‌­یابد و به انتها نزدیک می­‌شود و با زوم بر روی یکی از نوازنده ها توجه ما را به او جلب می­‌کند. مرد دو سنج بر­می­‌دارد و اسم هیچکاک برروی او و سنج­‌ها حک می‌‍­شود. سنج­‌ها در نقطه اوج التهاب موسیقی به هم خورده می­‌شوند و این متن درج می‌­شود: «چطور به­‌هم خوردن سنج­‌ها زندگی یک خانواده آمریکایی رو به­‌هم­‌ریخت؟ ». بلافاصله سه نفر را در قاب می­‌بینیم. زن و مرد و یک پسربچه در بینشان. این جواب اولین سوال ماست بعد از خواندن متن که «کدام خانواده­‌ی آمریکایی؟» دوربین عقب می­‌کشد و مینی‌­بوسی را به تصویر می­‌کشد که افرادی با ظاهر متفاوت نشسته‌­اند. کات به بدنه اتومبیل که روی آن نوشته شده‌­است: «کازابلانکا- مراکش». هیچکاک در این چند ثانیه به‌­سرعت سوژه­‌ی خود (همان خانواده آمریکایی) و محیط را معرفی می­‌کند. حال، به‌­هم خوردن سنج­‌ها و آن­ جمله­‌ی ابتدایی چه نقشی دارند؟ اسم هیچکاک بر روی مردی که دو سنج را به می­‌زند نقش می­‌بندد و این یعنی هیچکاک قرار است ما و آن خانواده آمریکایی را درون یک مخمصه بیندازد. جمله معرفی­‌کننده­‌ی تمامِ «چه» قصه است؛ یعنی قرار است زندگی این خانواده به هم بریزد و حال ما باید منتظر بمانیم که «چگونه» این اتفاق خواهد­ افتاد؟ این اساس تعلیق هیچکاکیست که مخاطب را از شخصیت­‌های قصه جلو می­‌اندازد و حال مخاطب باید هرثانیه منتظر نحوه و زمان تحقق اتفاق برای شخصیت‌­ها باشد. این نوع شروع نیز متعلق به اوست و مخاطب را مستقیم به درون قصه پرتاب می‌­کند.

 

 

اساس قصه برروی یکی از تم­‌های معمول فیلم های هیچکاک استوار است: بی­‌گناهی که ناخواسته در موقعیت خاصی قرار می­‌گیرد و زندگی­‌اش تحت تاثیر شرایط. تمی که در بسیاری از آثار هیچکاک به چشم می­‌خورد اما در این فیلم به نظر می­‌آید به پختگیِ مورد نیاز نرسیده است. یعنی بیشتر از آنکه فرمیک در دل قصه جای بگیرد کمی مضمونی با آن برخورد شده است و تاکید­های مناسبِ تصویریِ کمتری بر آن صحه می‌­گذارد. کلّ مسئله در چند دیالوگ گفته می­‌شود و تاثیر مناسب را روی مخاطب نمی­‌گذارد. اما نمی­‌توان از هوش هیچکاک در شیوه روایت همین دخیل شدنِ ناخواسته‌­ی این خانواده آمریکایی در مسئله ای که به آن­ها مربوط نبود، چشم‌­پوشی کرد. به طور مثال سریعا مخاطب از طریق مواجهه با شخصیت­‌های فرعیِ مرموز به این پی می­‌برد که در اطراف این خانواده اتفاقاتی در جریان است که عادی به­ نظر نمی­‌رسد. مثلا حضور شخصیت «برنارد» که در همان ابتدا شک خانم «مک کنا» را بر می انگیزد یا وارد شدن یک زوج میانسال که فیلمساز با مکث دقیق خود بر روی چهره­‌ی آنها در هنگام اولین ملاقاتشان با خانواده مک­‌کنا از یک قصه­‌ی مرموز در اطراف آنها خبر می‌­دهد. یک لحظه‌­ی مرتبط با همین موضوع که احتمالا به خاطرمان می­‌ماند لحظه­‌ایست که برنارد در حالیکه چاقو خورده است به آقای مک­‌کنا نزدیک می‌­شود و دست مک‌­کنا برروی چهره برنارد که با رنگ، سیاه شده است کشیده شده و ما شاهد انگشتان سیاه ­شده دکتر هستیم که به آن­ها می‌­نگرد. به نوعی به یاد اثر جوهر روی انگشتان قهرمان فیلم دیگر هیچکاک «مرد عوضی» می­‌افتیم که هردو نشان از مبتلا شدن شخصیت­‌ها‌ی بی­‌گناه به یک قصه غیرمعمول دارد. گویی این لکه ­ها نشانه ایست از این قصه­ جاسوسی که بر این خانواده آمریکایی می­‌نشیند و آن­ها را ناخواسته درگیر این حوادث می­‌کند.

 

 

یکی دیگر از نکات قابل اشاره درباره­‌ی شیوه داستان­‌گویی و کارگردانی هیچکاک که در آن اهمیت دادن به مخاطب و دوست­‌داشتن او جلوه می­‌کند، تاکید­های به موقع و به اندازه بر روی نقاط مهم قصه و کاشتن بذر­هایی در شخصیت‌­ها و روابط است که بعدا بتواند آن­ها را برداشت کند و مخاطب از این طریق از سردرگمی نجات یابد. به طور مثال ممکن است از خود در طول تماشای فیلم بپرسیم تاکید هیچکاک بر روی خواننده بودنِ خانم مک‌­کنا یا آن ترانه ای که در سکانس های ابتدایی به همراه پسربچه‌­اش اجرا می­‌کند چه ضرورتی دارد؟ در حالیکه هیچکاک از طریق آن ترانه نه‌­تنها رابطه­‌ی مادر و پسر را تبیین می­‌کند و از مادر یک موجود کنشمند (و نه منفعل) می­‌سازد بلکه تاییدیست بر شیوه نجات یافتن پسر در سکانس انتهایی که اثرگذاری­‌اش برروی مخاطب با برداشت کردن از همان بذرها (خواننده بودن مادر) تضمین می­‌شود. یا تاکید فیلمساز برروی دل­رحم بودن خانم دریتون که آن کمکش به پسر خانواده برای فرار را توجیه می­‌کند و آن را به مخاطب می­‌باوراند. یکی از لحظات مهم فیلم که تاییدی بر صحبت­‌های پیشین می­‌شود سکانس توضیح دادن زمان شلیک گلوله برای قاتل است. قاتلی که او را نیز قبلا در یک شمایل تهدید آمیز در ابتدای اثر دیده‌­ایم و حال، او و ما درحال آگاه شدن از زمان دقیق شلیک هستیم. موسیقی موردنظر دوبار به دقت برای تماشاچی و قاتل پخش می‌­شود. زمانی که تروفو در مصاحبه خود با هیچکاک درباره این لحظه صحبت می کند هیچکاک می­‌گوید: ” باید این کار را می­‌کردیم که تماشاگر کاملا در موضوع شرکت می­‌کرد. بین تماشاگران احتمالا عده زیادی هستند که حتی معنی سنج را نمی­‌دانند. بنابراین لازم بود که فقط سنج را نشانشان می­‌دادیم و حتی لغتش را هم برایشان هجی می­‌کردیم. ضمنا مهم آن بود که تماشاگر نه فقط صدای سنج را تشخیص بدهد، بلکه در ذهن منتظر شنیدن صدا باشد و با علم به آنکه منتظر چیست، رخ دادن این چیز را انتظار بکشد. قرار دادن تماشاگر در شرایط مناسب و مهیا کردن واکنش­‌های او در پرورش دلهره لازم است. قطعه «کانتانا» روی آن صفحه دو بار پخش شد تا در بروز هر نوع آشفتگی در ذهن تماشاگر در مورد آنچه قرار است اتفاق بیفتد جلوگیری شود. غالبا دیده‌­ام که یک وضعیت دلهره‌­آمیز ضعیف است چون که به اندازه کافی روشن نیست. اگر محل وقوع ماجرا خوب معرفی و تثبیت نشود، تماشاگر نمی­‌فهمد قضایا در کجا دارد اتفاق می­‌افتد. اگر درحالیکه تماشاگر هنوز در ذهن سرگرم سردرآوردن از آن نکات است، واقعه و صحنه احساسی رخ دهد، تاثیر عاطفی­‌اش از دست خواهد رفت. بنابراین لازم است فیلمساز در هر لحظه روشنگو باشد.” این صحبت­‌ها علاوه بر آنکه بیشتر، نکات اشاره شده در این متن را درباب اهمیت مخاطب در سبک فیلمسازی هیچکاک شرح می‌­دهد، قطعا کلاس درسی برای فیلمسازان است.

در این­جا لازم می­‌دانم که کمی درباره مسئله محیط و فضا که در نیمه ابتدایی فیلم زیاد به چشم می‌­آید سخن بگویم. اصولا «محیط» و «فضا» با یکدیگر متفاوتند و تفاوتشان در تعیّن و عمقِ حسی­شان است. محیط صرفا یک «آشنایی» با جغرافیاست و نهایتا می­‌تواند احساس «عام» را برانگیزد و برعکسِ فضا، درهم‌­آمیختگیِ حسی با قصه را ندارد و هم­چنین تعین حسی را. فضا چیزی از محیط فراتر است و شخصیت­‌پردازی جزء مهم آن است. یعنی در فضاسازی ما شاهد یک رابطه حسی بین محیط و شخصیت هستیم که نه‌­تنها تجربه ای متعین و «خاص» را برای مخاطب به ارمغان می­‌آورد بلکه در روند قصه نیز اهمیت اساسی دارد. به طور مثال در فیلم بسیار خوب «پرندگان»، شهرکوچک ساحلی از محیط فراتر می‌­رود و به­‌واسطه هوای – غالبا – گرفته و ابری که سکوت و سکونِ متعلق به شهر را تشدید می‌­کند در کنار شخصیت­‌ها‌ی شهر که همان خمودی و بی­‌حالی را دارند، به یک فضای حسی ارتقا می‌­یابد که عنصر «روزمرّگی» را به جان مخاطب می­‌نشاند. حال «ملانی» که دقیقا شور و سرحالی­‌اش نقطه مقابل این روزمرّگیست با عناصر آشوب و تهاجم یعنی پرندگان به این شهر پا می‌­گذارد و اینچنین این فضاسازی در خدمت قصه قرار می­‌گیرد. اما در فیلم مورد بحث ما این اتفاق رخ نمی­‌دهد و محیط مراکش کاملا منفک از قصه باقی می­‌ماند به‌­طور‌یکه از خودمان می­‌پرسیم که چرا مراکش؟ اگر لوکیشنِ نیمه ابتدایی قصه کشور و قاره ای دیگر بود چه تفاوتی می­‌کرد؟ متاسفانه دوربین فیلمساز هم کمی توریستی عمل می‌­کند و حتی ارائه­‌ی آداب اجتماعی از مراکش (مثل شوخی با صندلی­‌ها‌ی کوتاه و پاهای بلند مک‌­کنا یا نوع غذا خوردن با سه انگشت) هم وقتی محیط جزء جدانشدنی از قصه نشده است، به کار مخاطب نمی­‌آید. حال که صحبت از شوخی ها و لحظات کمیک اثر شد به این نکته نیز باید اشاره کنم که این لحظات، تحمیلی شده‌­اند. انگار هیچکاک قصد دارد قصه ملتهب خود را کمی تعدیل کند اما شوخی‌­ها خوب از آب درنیامده‌­اند. مثل درگیری دکتر مک‌­کنا در «امبروز چپل» و گیر کردن دستش در دهان شیر یا میهمانان خانم مک­‌کنا در لندن و لحظاتی در مراکش که عرض شد. غیر از این­‌ها، آن پشت پرده قدرت که قصد قتل نخست‌­وزیر را دارند نیز موثر نیست چون هیچکاک مکث چندانی روی آن نمی‌­کند و شخصیت توطئه‌­گر هم خوب پرداخت نمی‌­شود.

در ادامه خوبست بر روی «میزانسن هیچکاکی» که عنصر مهم سینمای اوست و در این فیلم نیز به شکل درجه یکی به چشم می­‌آید مکث کرده و آن را به تفصیل در این اثر شرح دهیم. میزانسنی که دوربین در آن مهم­ترین نقش را دارد و اساسا قصه و موقعیت، اکثرا بدون نیاز به دیالوگ، تنها توسط تصویر و دوربین ساخته می­‌شود. یکی از سکانس های مهم، رفتن دکتر مک‌­کنا به امبروز چپل است. دکتر از ماشین پیاده می­‌شود و در خیابان به سمت دوربین حرکت می‌­کند. تنها صدایی که می­‌شنویم صدایِ قدم زدن است. چهره دکتر کمی مضطرب است چون درحال حرکت به سمت مکان مرموزیست که ممکن است آدم‌­ربا ها در آن باشند. با شنیدن صدای پای فرد دیگری نگران برمی‌­گردد و پشت سر خود را می‌­بیند. هیچکاک خیابان را از دید او با دوربین pov (که در آثارش پرتکرارست و یک تکنیک قابل توجه در شخصیت پردازی و ارائه احساس سوژه به تماشاچیست) به ما نشان می­‌دهد. دکتر به راه می افتد و دوربین نیز در کنار او حرکت می­‌کند. صدای پا نزدیک تر و شدیدتر شنیده می­‌شود و دکتر که مردی را پشت سرش می­‌بیند سرعتش را بیشتر می­‌کند. سکوت خاص صحنه، افزایش ریتم و شدت صدای کوبنده پاها و بالارفتن سرعت تراولینگ دوربین التهاب صحنه را افزایش می دهد. دکتر سر خیابان می­‌ایستد و مرد مذکور با مکث مشکوک و خاصی از کنارش می گذرد و پس از نگاه خاصی به دکتر، وارد امبروز چپل می‌­شود. دکتر به سمت ورودی حرکت می‌­کند و وقتی به آن­جا می‌­رسد یک نمای عالی از ورودی امبروز چپل و دکتر داریم که دوربین یک قاب کج و شیب‌­دار را ثبت می‌­کند که نام امبروز چپل و سردر در سمت راست قاب و بالا و دکتر در سمت چپ و پایین جای گرفته اند. این نما علاوه بر اینکه به دلیل نامتعادل بودن، حس اضطراب و دردسر برای مخاطب ایجاد کرده و خطر احتمالی را گوشزد می­‌کند، نوعی حس تسلط این مکان مرموز بر قهرمان ما را می‌­رساند که به دل خطر زده‌­است. دکتر در راهروی منتهی به درب راه می افتد و موسیقی و نماهای pov تعلیق صحنه را بالا می­برد تا زمانی­‌که به نزدیک درب می‌­رسد.البته باید اشاره کنم که با وجود کارگردانی عالی و دقیقی که تشریح شد اما ادامه این سکانس کمی کار را خراب می­‌کند چون اولا، همانطور که قبلا عرض شد شوخی‌های صحنه به دل نمی‌نشیند و ثانیه، ما متوجه می­‌شویم که  اصلا دکتر اشتباه آمده و این سکانس از آن جهت که حلقه جدیدی را به قصه اضافه نمی­‌کند (در واقع درجازدن در یک نقطه از قصه است) در اندازه‌­ی یک هیجان کاذب باقی می­‌ماند.

 

 

یک سکانس مهم دیگر، سکانس اجرای ارکستر است و انتظار تماشاچی برای دیدنِ چگونگی ترور. خانم مک‌­کنا در صحنه حاضر است و با نگرانی اطراف را می­‌نگرد. هم­زمان با دست زدن حضار قاتل را نیز می­‌بینیم که در جایگاهش می­‌نشیند. (انگار که نمایش هیچکاک نیز در این لحظه آغاز می‌­شود!) چند نمای اکستریم لانگ­‌شات که محیط و ارکستر را معرفی می­‌کند و موسیقی ای که نواخته می­‌شود. کات های پشت سر هم از خانم مک‌­کنا به قاتل و از قاتل به نخست وزیر و بعد یک نمای مدیوم از مردی که کنار دو سنج نشسته است، کات به اینسرت از سنج‌­ها (که حال، اهمیت آن­ها را تماشاچی به‌­شدت درک می­کند.) اینست میزانسن هیچکاکی که همه چیز را در چندثانیه بدون اضافه‌­گویی برای مخاطب روشن می‌­کند. در ادامه نماهای متعدد و متوالی از گروه، خانم مک‌­کنا (که استیصالش را متوجه می­‌شویم)، قاتل (که با دوربین شرایط را کنترل می‌­کند)، سنج­‌ها و صفحه نت­‌ها. تعلیق در اوج خودش قرار دارد و میزانسن در حال کش دادن زمان است و ما نت­‌هایی را می­‌بینیم که یک به یک طی می­‌شوند تا نوبت به سنج برسد. نوازنده سنج ها را بر­می­‌دارد و قاتل تفنگ را درمی­‌آورد.موسیقی به قسمت اوج خود نزدیک­‌تر شده و نماها کوتاه‌­تر و قطع­‌ها سریع تر می‌­شوند. حرکت سریع دوربین روی نت­‌های موسیقی، کات به قاتل و حرکت از دست به اینسرت اسلحه. به این شکل فیلمساز از طریق تصویر، یک صحنه را ثانیه به ثانیه ملتهب­‌تر می‌­کند و انتظار تماشاچی برای تحقق «چگونگی» صحنه را برطرف. این خود و اوجِ سینماست!

 

 

و اما سکانس انتهایی که مرور چند نمای عالی از آن خالی از لطف نیست. خانم مک کنا شروع به نواختن و خواندن ترانه ای می­‌کند که ما از قبل با آن آشناییم و می­‌دانیم راه نجات پسربچه (که در اتاق بالای پله­‌ها محبوسست) است. نمای اول از زن درحال خواندن و بعد نمایی از درب ورودی به سمت راه­‌پله. انگار این ترانه و این صدا درحال شیوع و حرکت است از مادر به سمت فرزند. یک حرکت پن به سمت راه­‌پله و بعد کات های متوالی به تصاویر ثابت از راهروها که هرثانیه به اتاق پسربچه نزدیک­‌تر می­‌شود. صدای خواندن نیز برروی تصویر­ها شنیده می‌­شود بدون اینکه از شدت صدا کم شود. هیچکاک حرکت صدا از منبع به سمت پسربچه را مثل انتشار بو در یک اتاق به زیبایی به تصویر می­‌کشد. در ادامه یک نما از دربِ بسته و قفل، کات به داخل اتاق که محیط کلی پسربچه در نمای لانگ دیده می‌­شود و حال یک نمای مدیوم (که کمک می‌­کند درونیات شخصیت را بهتر حس کنیم) از پسر که انگار صدای مادرش را شنیده است. تمرکز روی همین چند نما کافیست برای بهتر فهمیدن میزانسن و سینمای هیچکاک که در آن، خودِ ماهیتِ سینما و مخاطب بالاترین اهمیت را دارند.

در مجموع می‌­توان گفت اگرچه «مردی که زیاد می‌­دانست» شاید به یک­‌دستی و بی­‌نقص بودنِ شاهکار های کارنامه‌­ی هیچکاک نباشد اما یک فیلم خوب و سرگرم­‌کننده است که مخاطب از آن لذت برده و در عین حال بیش از پیش به قدرت هیچکاک به عنوان یک «مولفِ» درجه‌­یک پی می­‎برد.

توضیح فرجی درباره درخواست ناصر محمدخانی برای جلوگیری از اکران «یادم تو را فراموش»


سخنگوی شورای صنفی نمایش درباره شکایت طرح شده از فیلم «یادم تو را فراموش» و درخواست برای جلوگیری از اکرانش گفت:‌ جلوگیری از اکران یک فیلم به هر دلیلی از طریق سازمان سینمایی که متولی صدور پروانه نمایش است می‌تواند اتفاق بیفتد و ارتباطی با شورای صنفی ندارد.

به گزارش سینماسینما، غلامرضا فرجی درباره نامه‌ای که از سوی ناصر محمدخانی به محسن امیریوسفی به عنوان رییس شورای صنفی نمایش نوشته شده تا از اکران فیلم «یادم تو را فراموش» به کارگردانی علی عطشانی جلوگیری شود، گفت: ضمن احترام به حق شکایت آقای محمدخانی پیرامون فیلم سینمایی «یادم تو را فراموش»، باید تاکید شود که شورای صنفی نمایش حسب نظام‌نامه اکران نمی‌تواند از ثبت قرارداد فیلمی که دارای پروانه نمایش است جلوگیری کند، هرچند تا الان قراردادی برای ثبت نرسیده است.

او خاطرنشان کرد:‌ جلوگیری از اکران هر فیلمی بنا به هر دلیل قضایی یا موارد دیگر، از طریق سازمان سینمایی که متولی صدور پروانه نمایش است اقدام می‌شود و شورای صنفی نمایش ارتباطی با این موضوع ندارد.

«یادم تو را فراموش» محصول سال ۱۳۹۴ و با بازی میترا حجار، حسین یاری، آتیلا پسیانی، ماه چهره خلیلی، رضا ناجی، خشایار راد، غزل یگانه، بیتا عطشانی و مازیار فلاحی است که قرار بود سال گذشته اکران شود.

این فیلم که در خلاصه داستانش آمده، «دامون مربی بر کنار شده یکی از باشگاه‌های پرطرفدار با دختری که سال‌ها پیش با او ارتباط داشته روبه‌رو می‌شود» در چند جشنواره خارجی شرکت داشته و جوایزی هم کسب کرده است.

منبع: ایسنا

جوئل فرای قرار است نقش جاسپر را در فیلم Cruella دیزنی بازی کند


طبق گزارشی که اخیرا ورایتی به انتشار آن پرداخته است، جوئل فرای (Joel Fry) بازیگر فیلم Yesterday و سریال Game of Thrones اخیرا به بازیگران لایو اکشن Cruella «کورواِلا» از استودیو Walt Disney Pictures پیوسته است. این فیلم روی شخصیت شرور فرانچایز ۱۰۱ سگ خال‌دار مرکزیت دارد. فرای قرار است نقش جاسپر (Jasper) یکی از مردان پیرو کورواِلا را بازی کند، و در کنار پال والتر (Paul Walter) که نقش Horace را بازی می‌کند و یک بچه‌دزد است هنرنمائی می‌کند. در فیلم اصلی در سال ۱۹۹۶، نقش جاسپر و هوریس به ترتیب توسط برندگان جایزه‌ی گلدن گلوب هیو لوری (Hugh Laurie) و مارک ویلیامز (Mark Williams) بازی می‌شد. برای آگاهی از جزئیات خبر در ادامه با سینمافارس همراه باشید.

جوئل قرار است به برنده‌ی جایزه‌ی Academy، اما تامسون (Emma Thompson) بازیگر فیلم Howards End و اما استون (Emma Stone) بازیگر فیلم La La Land بپیوندد.

The Cruella بر اساس کتاب The Hundred and One Dalmatians از دادی اسمیت (Dodie Smith) در سال ۱۹۵۶ است. بتی لو گرسون (Betty Lou Gerson) صداگذار این شخصیت در فیلم اقتباسی دیگری در سال ۱۹۶۱ بوده است.

این فیلم در حال توسعه قرار است توسط سازنده‌ی فیلم Tonya، کریگ گیلسپای (Craig Gillespie) کارگردانی شود. Cruella قرار است در تاریخ ۲۳ دسامبر سال ۲۰۲۰ اکران شود.

منبع: کامینگ سون

سفارس ساخت قسمت‌های بیشتری از Bluff City Law داده شد


شبکه‌ی NBC نسبت به سریال Bluff City Law احساس غرور می‌کند! به دنبال تاریخ ۲۳ سپتامبر که برای پخش این درام حقوقی اعلام شده بود، این مجموعه سفارش ۶ فیلم‌نامه‌ی دیگر بعد از سفارش ۱۰ قسمت از آن را داده است. برای آگاهی از جزئیات خبر در ادامه با سینما فارس همراه باشید.

این درامِ شخصیت محور داستان وکلای یک شرکت را روایت می‌کند که روی جنجالی‌ترین پرونده‌های حقوقی و مدنی یک شرکت به نام ممفیس بحث می‌کنند. شخصیت اصلی سریال وکیل افسانه‌ای الیجا استریت (Elijah Strait) به همراه دخترش سیدنی کلر (Sydney Keller) هستند. سریال ضمن مروری بر روابط پیچیده، سخت‌ترین پرونده‌های ممکن را جلوی آنها می‌گذارد.

دین جورجاریس (Dean Georgaris) و مایکل آگلیار (Michael Aguliar) تهیه کنندگان اجرایی سریال هستند و همینطور دیوید جانولاری (David Janollari) نیز از Universal Television drama تهیه کنندگی اجرایی مجموعه را بر عهده دارد.

Bluff City Law، اسمیت را دوباره به شبکه‌ی NBC بازمی‌گرداند. او بیش از ۱۰۰ قسمت نقش وکیل را در L.A. Law و رئیس جمهور را در The West Wing برای شبکه بازی کرده است. این بازیگر بسیار مورد پسند هواداران است و از شبکه بسیار خواسته شد که او دوباره بازگردد.

Bluff City Law از ۲۳ سپتامبر ساعت ۱۰ شب دوشنبه‌ها پخش می‌شود.

منبع: هالیوود ریپورتر

دانلود فول آلبوم آرون افشار


مخاطبین عزیز و طرفداران آرون عزیز میتوانید شنونده تمامی آهنگ های جدید و قدیمی خواننده محبوب و جوان آرون افشار بصورت کامل به همراه تکست و پخش آنلاین از وب آهنگ باشید

این مطلب برای سهولت شما عزیزان پس از هر بار پخش آهنگ جدید آپدیت میشود

Download Full Album From Aron Afshar And Two Quality With Text And Direct Links In webahang

دانلود فول آلبوم آرون افشار

برای دانلود بروی لینک زیر کلیک نمایید

دانلود فول آلبوم آرون افشار

برای دانلود هر ترک فقط کافیست بروی Download کلیک کنید

دانلود ریمیکس جانم باش آرون افشار

ریمیکس جانم باش از آرون افشار

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۱۲۸: Download

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۳۲۰: Download

http://dlw.webahang.ir/music/Track/%20Remix.Aron.Afshar.JanamBash.mp3

♩♪جانم باش نوش دارو بعد مرگ فایده نداره جانم باش
رخ نمایان کن و این ماه شب تابانم باش جانم باش♪♬
♩♪♬داد از دل بیقرارت شدم ای فریاد از دل
صبر من رفته دگر بر باد از دل♩♬
♩♪♬داد از دل داد از دل
دیوانه و دیوانه و دیوانه و مستم♩♪
♪♬غیر از تو و غیر از تو کسی را نپرستم
دل دست تو و مست تو و ♩♪♬
♩♪♬بسته به جانم از عشقت حیرانم
دیوانه و دیوانه و دیوانه و مستم ♩♪


دانلود آهنگ دلشوره از آرون افشار

دانلود آهنگ دلشوره از آرون افشار

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۱۲۸: Download

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۳۲۰: Download

http://dlw.webahang.ir/music/Track/aron.afshar.delshoreh.mp3

♩♪♬شاید برای تو کمی سخت است
بفهمی حال من را♬♩♪
♩♪♬باید شبیه من کمی دیوانه باشی
بفهمی حال من را♬♩♪
♩♪♬من حاضرم از عشق تو چتر از سر بارون بگیرم
من بیخیال زنده موندن حاضرم با تو بمیرم♬♩♪
♩♪♬من بیخیال زنده موندن حاضرم با تو بمیرم
بی تو آوار شدم از همه بیزار شدم♬♩♪
♩♪♬نیستی و من خواب ندارم
آخرش باخت دلم با همه چی ساخت دلم♬♩♪
♩♪♬نیستی و من تاب ندارم


دانلود ریمیکس آهنگ گیسو پریشان از آرون افشار

دانلود ریمیکس گیسو پریشان آرون افشار

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۱۲۸: Download

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۳۲۰: Download

http://dlw.webahang.ir/music/Track/aron.afshar.remix.gisooparishan(128).mp3

♬♩♪♬:.آتش عشقت در جان من افتاد در دام چشمت شدم گرفتار
از تو چه پنهان سر به هوایت شده دل بیچاره از لحظه ی دیدار.:♬♩♪♬
♬♩♪♬:.ضربانم تویی ورد زبانم تویی جان و جهانم تویی عشق تویی تو
عاشقو شیدا منم محو تماشا منم عشق تویی تو.:♬♩♪♬
♬♩♪♬:.گیسو پریشان رو برنگردان از روی دلدار
یارا تو مارا در موج مویت کردی گرفتار.:♬♩♪♬
♬♩♪♬:.گیسو پریشان رو برنگردان از روی دلدار
یارا تو مارا در موج مویت کردی گرفتار.:♬♩♪♬
♬♩♪♬:.آخرش میکشد جادوی چشمت مرا منه دل خسته از عشق تو بیمار


دانلود آهنگ ترکم کردی از آرون افشار

دانلود آهنگ ترکم کردی از آرون افشار

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۱۲۸: Download

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۳۲۰: Download

http://dlw.webahang.ir/music/Track/aron.afshar.Tarkam%20Kardi%7B128%7D.mp3

.♩♪♬:.کجای زندگیتم کجای لحظه هامی
چقدر غمت رو خوردم فقط بگی باهامی.:♬♩♪.
.♩♪♬:.تو رو ندارم انگار همه همه وجودم
یه لحظه هایی اصلا کنار تو نبودم.:♬♩♪.
.♩♪♬:.کنار تو نبودم
تنها موندم تو رو لحظه به لحظه توی وجودم حس میکردم.:♬♩♪.
.♩♪♬:.واسه بودن با تو همه غم ها رو تحمل کردم
ترکم کردی واسه اینکه نباشم ازت جدا شم میمردم.:♬♩♪.


دانلود آهنگ گیسو پریشان از آرون افشار

دانلود آهنگ گیسو پریشان از آرون افشار

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۱۲۸: Download

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۳۲۰: Download

http://dlw.webahang.ir/music/Track/aron.afshar.GisooParishan(128).mp3

آتش عشقت در جان من افتاد در دام چشمت شدم گرفتار.:♬♩♪
♩♪♬:.از تو چه پنهان سر به هوایت شده دله بیچاره از لحظه دیدار
ضربانم تویی ورد زبانم تویی جان و جهانم تویی عشق تویی تو.:♬♩♪
♩♪♬:.عاشق و شیدا منم محو تماشا منم عشق تویی تو
گیسو پریشان رو برنگردان از روی دلدار.:♬♩♪
♩♪♬:.یارا تو ما را در موج مویت کردی گرفتار
گیسو پریشان رو برنگردان از روی دلدار.:♬♩♪
♩♪♬:.یارا تو ما را در موج مویت کردی گرفتار


دانلود آهنگ خط و نشان از آرون افشار

دانلود آهنگ خط و نشان از آرون افشار

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۱۲۸: Download

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۳۲۰: Download

http://dlw.webahang.ir/music/Track/aron.afshar.KhatoNeshan(128).mp3

♩♪♬:.بی من نتوانی این خط و نشان لبریزم از عشق آرامش جان
باران ببارد عجب حال خوشی شاید ندانی ولی باعثشی.:♬♩
♩♪♬:.بی من نتوانی این خط و نشان لبریزم از عشق آرامش جان
باران ببارد عجب حال خوشی شاید ندانی ولی باعثشی.:♬♩
♪♬:.در دل من افتاده عشقت زمین گیر شدم سر تو با قسمت با تقدیر درگیر شدم
ای بهونه ی زندگی بی تو من بی قرارم .:♬♩
♪♬:.در دل من افتاده عشقت زمین گیر شدم سر تو با قسمت با تقدیر درگیر شدم
ای بهونه ی زندگی بی تو من بی قرارم .:♬♩
♪♬:.با دل من جنگ نکن من که تسلیم توام تو که هر خوابی ببینی تعبیر توام


دانلود آهنگ جانم باش از آرون افشار

دانلود آهنگ جانم باش از آرون افشار

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۱۲۸: Download

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۳۲۰: Download

http://dlw.webahang.ir/music/Track/aron.afshar.JanamBash(128).mp3

.:♬♬:.جانم باش نوشدارو بعد مرگ فایده نداره جانم باش
رخ نمایان کن و این ماه شب تابانم باش جانم باش.:♬♩♪♬:
.:♬♬:.داد از دل بیقرارت شدم ای فریاد از دل
صبر من رفته دگر بر باد از دل داد از دل داد از دل.:♬♩♪♬:
.:♬♬:.دیوانه و دیوانه و دیوانه و مستم
غیر از تو و غیر از تو کسی را نپرستم.:♬♩♪♬:
.:♬♬:.دل دست تو و مست تو و بسته جانم
از عشقت حیرانم.:♬♩♪♬:
.:♬♬:.دیوانه و دیوانه و دیوانه و مستم
غیر از تو و غیر از تو کسی را نپرستم.:♬♩♪♬:
.:♬♬:.دل دست تو و مست تو و بسته جانم
از عشقت حیرانم.:♬♩♪♬:


دانلود آهنگ طبیب ماهر از آرون افشار

دانلود آهنگ طبیب ماهر از آرون افشار

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۱۲۸: Download

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۳۲۰: Download

http://dlw.webahang.ir/music/Track/aron.afshar.TabibeMaher(128).mp3

.:♬♩♪لحظه ای کاش کمی صبر کنی به خاطر من
مرحم حال دلم باش طبیب ماهر من♪♬:.
.:♬♩♪من به قربان تو و حالت جذاب نگاهت
مبتلای توام و باخته ام دل به نگاهت♪♬:.
.:♬♩♪ای وای هوایی شده این دل چه حالی شده از حال دلت باخبرم کن
ای وای هوایی شده این دل چه حالی شده تو مرا عاشق ترم کن♪♬:.
.:♬♩♪ای وای به چشمای تو سوگند که نقاشی لبخند تو ایمان مرا برد
ای وای ببین برق نگاهت آن صورت ماهت چه بلایی سرم آورد♪♬:.
.:♬♩♪دل به دریا زده ام سمت نگاه تو عزیزم
دل من یوسف افتاده به چاه تو عزیزم♪♬:.


دانلود آهنگ یار قدیمی از آرون افشار

دانلود آهنگ یار قدیمی از آرون افشار

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۱۲۸: Download

لینک دانلود آهنگ با کیفیت ۳۲۰: Download

http://dlw.webahang.ir/music/Track/Aron%20Afshar.Yar.Ghadimi(128).mp3

::♩♪:یک دنیا حرفو یک خیابان پر از دلتنگی
من به تو باختم تو داری با کی میجنگی
بی خبرم از تو منم و بغضی جانانه::♩♪♬:
::♩♪:سهم من از تو پرسه تو شهر دیوانه
ای یار یار یار قدیمی بی تو پر از خاطره هاتم
رفتی از تو بی خبرم من::♩♪♬:
::♩♪:ای یار یار یار قدیمی بی تو نفس تنگی گرفتم
در هوایت رهگذرم من
ای یار یار یار قدیمی بی تو پر از خاطره هاتم::♩♪♬:
::♩♪:رفتی از تو بی خبرم من
ای یار یار یار قدیمی بی تو نفس تنگی گرفتم
در هوایت رهگذرم من::♩♪♬:
::♩♪:از زمین و از زمان دلگیرم

تصاویری جدید از فصل دهم سریال The Walking Dead


به تازگی تصاویر تازه‌ای از فصل دهم سریال The Walking Dead «مردگان متحرک» منتشره شده است. به نظر می‌رسد شخصیت‌های اصلی این سریال در فصل دهم وضع بهتری دارند و بیش از پیش با هم متحد شده‌اند. آیا نسل انسان بالاخره به دوران شکوه خود برگشته است؟ در ادامه خبر با سینما فارس همراه باشید.

شخصیت‌های اصلی فصل دهم همانند فصل‌های گذشته دریل (با بازی Norman Reedus)، نیگان (Jeffrey Dean Morgan)، کارول (Melissa McBride)، پدر گابریل (Seth Gilliam)، آرون (Ross Marquand)، ایزاکیل (Khary Payton) و میشون (Danai Gurira) هستند. البته بازیگر نقش میشون در فصل دهم از سریال جدا خواهد شد. همچنین AMC اعلام کرد که شخصیت دانته با بازی خوان خاویر کاردناس (Juan Javier Cardenas) در فصل دهم معرفی خواهد شد. گفته می‌شود این شخصیت نقشی اساسی در پیشبرد داستان الکساندریا خواهد داشت. در ادامه خلاصه‌ای از داستان این سریال آمده است.

داستان سریال مردگان متحرک ۱۰ سال پیش با مردی که به دنبال خانواده‌اش می‌گشت آغاز شد. آن خانواده رشد کرد و به تدریج جوامع جدیدی شکل گرفت. آن‌ها جنگیدند و زنده ماندند، شکوفا شدند و به نسل جدیدی از انسان‎‌‌ها زندگی بخشیدند. داستان درباره زندگی بشر و نسل انسان است و هنوز ناگفته‌های بسیاری وجود دارد.

حال در فصل بهار و چند ماه پس از اتفاقات فصل ۹ به سر می‌بریم و بازماندگان ما در طول یک زمستان سخت جرات عبور از قلمرو Whisperer را داشته‌اند. سایر جوامع همچنان در حال مقابله با اثرات نمایش قدرتمند و وحشتناک آلفا هستند و با اکراه به سرزمین‌های جدیدی که به آن‌ها تحمیل شده احترام می‌گذارند. البته در همین حال خود را مانند ارتشی نظامی برای جنگی اجتناب‌ناپذیر آماده می‌کنند.

ولی گروه Whisperer همانند هیچ یک از دشمان قبلی نیست. آن‌ها توسط گروهی عظیم از مردگان پشتیبانی می‌شوند و شکست آن‌ها غیرممکن به نظر می‌رسد.

این سوال که چه باید کرد و ترسی که این سوال به همراه دارد بر جوامع اثر خواهد گذشت و باعث رشد بدگمانی، مخفی‌کاری و جنگ‌های داخلی می‌شود و اعضای گروه را در شرایط مختلف آزمایش خواهد کرد.

همچنان سریال حول این ایده که آیا نسل انسان می‌تواند در دنیای پر از مردگان زندگی کند می‌چرخد.

در ادامه می‌توانید تصاویر منتشر شده را مشاهده کنید.

منبع: Collider



لزلی جونز استند-آپ کمدی ویژه‌ای در Netflix انجام می‌دهد


لزلی جونز (Leslie Jones) با یک برنامه‌ی استند-آپ کمدی ویژه یک ساعته به Netflix می رود. در ادامه‌ی خبر با سینما فارس همراه باشید.

جونز این خبر را امشب در برنامه‌ی Jimmy Kimmel Live! در شبکه‌ی ABC اعلام کرد. این برنامه توسط Jesse Collins Entertainment تهیه شده و در سال ۲۰۲۰ به صورت جهانی از Netflix پخش خواهد شد.

جونز اخیرا پنجمین فصل خود را در Saturday Night Live به پایان رساند، که برای او سه نامزدی امی را به ارمغان آورد و در لیست Time 100 حضور پیدا کرد. او اخیرا المپیک تابستانی و زمستانی را برای شبکه‌ی NBC پوشش داد و میزبان ۲۰۱۷ BET Awards نیز بود. کمدی ویژه‌ی یک ساعته‌ی او، Problem Child، سال ۲۰۱۰ از شبکه‌ی Showtime پخش شد. او در Angry Birds 2 به عنوان صداپیشه‌ی شخصیت Zeta حضور دارد. این انیمیشن در ۱۶ اوت (۲۵ مرداد) اکران خواهد شد.

منبع: ددلاین