تام هالند: جایگاه مرد عنکبوتی با سونی محفوظ است


شاید اسپایدرمن دیگر در دنیای سینماتیک مارول ساخته نشود اما تام هالند (Tom Holland) معتقد است آینده این شخصیت در دستان سونی امن و محفوظ است. دنیای پاپ کالچر ابر قهرمانی از ماه اوت با اعلام کناره‌گیری مارول استدیوز در ساخت سری فیلم‌های مارول دچار تزلزل شد و پایان حضور اسپایدی در دنیای مارول بود. تمامی این‌ها بعد از توافق سونی و مارول برای سهیم شدن در حقوق ساخت فیلم مرد عنکبوتی، غیر منتظره بود چون این فیلم برای هر دو استودیو سودهی بالا داشته است. در ادامه خبر با سینما فارس همراه باشید.

هنوز قرار است صرف‌نظر از دعوای سونی و مارول، هالند نقش پیتر پارکر را بازی کند. این بازیگر تا الان نظر دقیق‌اش را درباره آینده فیلم نگفته بود و تنها در طول مراسم D23 برای انیمیشن Onward اظهار عشق‌ به طرفدارانش کرده بود. حالا او در مصاحبه جدیدی قول داده سونی رسالت اسپایدرمن را به خوبی به انجام برساند.

او ابتدا از مارول برای ساخت اسپایدرمن تشکر کرد و سپس اعلام کرد از سونی مطمئن است و می‌داند شخصیت‌اش به کجا می‌رود:

باید بگویم ۵ سال گذشته با مارول، فوق‌العاده بوده و بهترین لحظات عمرم را داشته‌ام و آن‌ها رویای من برای بازیگری را تحقق بخشیدند. سونی نیز برای من خوب بوده و موفقیت جهانی Spider-Man: Far From Home (مرد عنکبوتی: دور از خانه) را مدیون حمایت، توانایی و مسئولیت‌پذیری آن‌ها هستیم. میراث و آینده اسپایدی در دستان مطمئن سونی است. خیلی ممنونم و دوستان خیلی خوبی در این مسیر پیدا کردم.

گویا، هالند هیچ کنترلی روی بحث سونی و مارول ندارد و جای تعجب ندارد طرفداران را نسبت به سونی مطمئن می‌سازد.

منبع: اسکرین‌رنت

جایزه بنیاد بلونلیج ایتالیا برای همایون ارشادی و آناهید آباد


بنیاد بلونلیج که یک نهاد معتبر ایتالیایی ست و در عرصه اجتماعی و فرهنگی فعالیت بین المللی می‌کند، در چهارچوب پروژه مارکوپولو جوایز امسال را اهدا کرد.به گزارش سینماسینما، پنج نفر که دو نفر از آنها از سینماگران ایرانی هستند این جوایز را دریافت کردند.

همایون ارشادی (بازیگر)، آناهید آباد (کارگردان)، پیر پائولو پیاسترا (تهیه کننده ایتالیایی)، لویچی بونیارو (شهردار شهر ونیز)، کریستیانو کوراتزاری (ریاست فرهنگی ایالت ونتو/ ونیز) دریافت کننده جایزه بودند‌.

این مراسم در چهارچوب ۷۶-امین جشنواره بین المللی ونیز طی مراسمی با حضور چهره های سرشناس اهدا شد.
در متن جوایز همایون ارشادی ذکر شده است:
به جناب آقای همایون ارشادی بازیگر هنرمند و خلاق و ماندگار ایرانی که با جان بخشیدن به پرسوناژ هایی در نقش های مختلف همزادپنداری تماشاگران را برانگیخته است.
در متن آناهید آباد آمده است:
به آناهید آباد کارگردان خلاق و با احساس از دنیای شرق که حقیقت را با رؤیای ظریف و لطیف در اثرش به تصویر می‌کشد.

رونمایی از گروه تیفانی هدیش و بیلی کریستال برای کمدی Here Today 


تیفانی هدیش (Tiffany Haddish) و بیلی کریستال (Billy Crystal) در کمدی کمپانی Astute به نام Here Today (امروز، اینجا) باهم بازی می‌کنند. این فیلم پروژه‌ای است که کریستال آن را نوشته و کارگردانی خواهد کرد. در ادامه با سینما فارس همراه باشید.

Here Today یک فیلم رمانتیک کمدی است که برای مه یا سپتامبر برنامه‌ریزی شده اما ماجرای عاشقانه ندارد. کریستال نقش نویسنده کمدی با سابقه‌ای به نام چارلی برنز را بازی می‌کند. چارلی برنز به آرامی اتصال خود به واقعیت را از دست می‌دهد. او با یک خواننده تازه‌کار، جوان و با استعداد خیابان نیویورک به نام اما پیج دوست بوده، شخصیتی که هدیش نقش آن را ایفا می‌کند. آن‌ها باهم یک رابطه دوستی ناممکن و تاثیرگذار شکل می‌دهند. این رابطه شکاف نسل‌ها را نادیده می‌گیرد و به عشق و اعتماد یک معنای تازه می‌بخشد.

این فیلم هشتمین کار کارگردانی کریستال است و  پس از مجموعه Mr. Saturday Night (آقای شنبه شب) و Forget Paris (پاریس را فراموش کن) کارگردانی را بر عهده دارد و برای سومین بار است که در ساخته خود بازی می‌کند. کریستال در سال ۲۰۰۱  فیلم ۶۱* شبکه HBO با بازی بری پیپر (Barry Pepper) و توماس جین (Thomas Jane) کارگردانی کرد، که برای او یک جایزه امی و عنوان کاندیدای بهترین کارگردان فیلم تلویزیونی را در مراسم بهترین کارگردان به ارمغان آورد.

کریستال این فیلم‌نامه را با همکار نویسنده خود در Saturday Night Live یعنی آلن زیبل (Alan Zweibel) نوشت، او برای فیلم داستان کوتاه دوم به نام «The Prize» (جایزه) برنده جایزه امی شده بود. کار ساخت فیلم ماه اکتبر در نیویورک آغاز می‌شود. زیبل داستان اصلی خود به نام «The Prize» را در eBook خود در بخش آلن زیبل در سال ۲۰۱۱، منتشر کرد. پس از برنده شدن جایزه تونی و نامزد شدن در جایزه امی به عنوان بیلی کریستال ویژه شبکه HBO با ۷۰۰ یکشنبه در ۲۰۱۴، Here Today همکاری بین کریستال و زیبل را برای دومین بار تکرار می‌کند.

فرد برنشتین، مدیر کمپانی Astute film، با همراهی کریستال، هدیش، زیبل و دومینیک تلسون در حال تولید هستند. ریک جکسون (Rick Jackson)، کلودین ماروت (Claudine Marrotte) و سامانتا اسپرچر (Samantha Sprecher) تهیه‌کنندگان اجرایی این اثر هستند.

Here Today از ساخته‌های Astute film با همکاری تولیدات Crystal’s Face و Big Head است. Rocket Science فروش فیلم در فستیوال بین‌المللی فیلم تورنتو را برعهده دارد.

کریستال گفت:

«بسیار خوشحال هستم که فرصت پیدا کردم این داستان زیبا و جذاب را زنده کنم. نوشتن این کار با آلن عالی بود و اینکه تیفانی همبازی من باشد نیز شگفت انگیز است. بازی کردن این تفاوت نسل‌ها در کمدی ما عالی خواهد بود. تیفانی همزمان هم شخصیت انسانی دارد و هم به شدت بامزه است. از این که باهم همه داشته‌هایمان را به کار می‌گیریم هیجان‌زده هستیم.

برنشتاین بیان کرد:

بیلی و تیفانی در خلق گرما و زیرکی برای طنز خود، توانایی شگفت انگیزی دارند. Astute از گردهم آوردن چنین استعدادهای بی‌نظیری در یک قاب بسیار هیجان‌زده است. طنز نابه‌هنگام آن‌ها کاری می‌کند در فیلمی که با مخاطبان جهانی روبه‌رو خواهد شد، خنده واقعی ایجاد خواهد کرد و شکاف بین تمام گروه‌های سنی را از بین خواهد برد.

کارهای بزرگ و معتبر کریستال بی‌شمار هستند. از جمله When Harry Met Sally (وقتی هری سالی را دید)، City Slickers (حقه‌بازهای شهر)، The Princess Bride (عروس شاهزاده)، Analyze This (این را تحلیل کن)، Monsters, Inc. 2001 کمپانی پیکسار (هیولاهای پیکسار) و Monsters University (دانشگاه هیولاها).

پس از موفقیت ۱۴۰٫۶ میلیون دلاری باکس آفیس با Girls Trip (سفر دختران)، هدیش در فیلم‌های سینمایی مانند Night School (مدرسه شب)، Nobody’s Fool (هیچ کس احمق نیست)، The Lego Movie 2 (فیلم لگوی ۲)، Kitchen  (آشپزخانه) و صدای دیزی (the voice of Daisy) و همین تابستان گذشته برای فیلم The Secret Life of Pets 2  (زندگی پنهان حیوانات خانگی ۲) بازی کرد.

تیفانی هدیش در استندآپ ویژه او، که میزبان و مجری آن نیز بود بیان کرد: می‌توان They Ready (آن‌ها آماده هستند) را در Netflix تماشا کرد.

او بعدا نیز به عنوان میزبان سریال تلویزیونی ABC به نام Kids Say the Darndest Things (بچه ها اشتباه بگویید) خواهد بود و برای فصل سوم سریال‌های کمدی TBS، به نام The Last O.G باز خواهد گشت.

منبع: Deadline

کامنت‌های سینماگران پای پست اینستاگرامی نوید محمدزاده از ونیز


به گزارش سینماسینما، فیلم سینمایی «متری شیش و نیم» دومین ساخته سینمایی سعید روستایی در بخش افق‌های جشنواره ونیز به نمایش درآمد.

سفر عوامل فیلم به ونیز با عکس‌های جذاب آنها در حاشیه جشنواره همراه بوده است. نوید محمدزاده جدیدترین عکس خود در ونیز را در اینستاگرام منتشر کرد، تصویری که برایش از امیر جدیدی تا کیانوش رستمی پیام گذاشته‌اند. جالب‌ترین کامنت هم به حبیب رضایی اختصاص دارد، او با اشاره به نگاه خیره به افق محمدزاده نوشته است: «چه افق خوش شانسی که چنین نگاه خیره‌ای به خودش داره.»

پیمان معادی همبازی او در این فیلم هم در دو کلمه، محمدزاده را اینچنین توصیف کرده است: «خشن و دلربا.» و روستایی هم که در دو فیلم سینمایی‌اش با این بازیگر همکاری داشته است، نوشت: «عشق من.»

منبع: خبرآنلاین

بازیگران سریال Babysitter’s Guide to Monster Hunting مشخص شدند


تامارا اسمارت (Tamara Smart) بازیگر فیلم مورد انتظار دیزنی با نام Artemis Fowl و بازیگر Pete’s Dragon اوونا لورنس (Oona Laurence)، نقش‌های اصلی محصول جدید و خانوادگی Netflix با نام Babysitter’s Guide to Monster Hunting را ایفا خواهند کرد. در ادامه‌ی خبر با سینما فارس همراه باشید.

ایندیا مور (Indya Moore)، تام فلتون (Tom Felton)، آلیسیو اسکالزوتو (Alessio Scalzotto) و ایان هو (Ian Ho) از دیگر بازیگران این عنوان هستند که بخش عمده‌ای از فیلمبرداری آن در ونکوور درحال انجام است.

داستان این سریال بر اساس اولین کتاب از مجموعه کتاب‌های نوشته شده توسط کاترین تیگن (Katherine Tegen) است که جو بالرینی (Joe Ballarini) از انتشارات Harper Collins آن‌ها را به چاپ رساند.

داستان درباره‌ی اولین تجربه‌ی کلی فرگوسن در مراقب از بچه‌ها است، کسی که به عنوان مسئول کودک‌ربایی که توسط یک هیولا صورت گرفته است، شناخته می‌شود. سپس انجمنی مخفی از مراقبان خشن کودکان را کشف می‌کند که از بچه‌ها حفاظت می‌کنند. پس از آن او مجبور است با دنیایی بزرگ از هیولاها برای نجات کودکان مبارزه کند.

ریچل تالالی (Rachel Talalay) کهنه‌کار کارگردانی این اثر را برعهده خواهد داشت. بالرینی داستان این سریال را خواهد نوشت.

ایوان ریتمن (Ivan Reitman) به همراه ایمی کارپ (Amie Karp) این سریال را برای Montecito Picture Company تهیه خواهند کرد. تام پلاک (Tom Pollock) و ایلونا هرتبرگ (Ilona Herzberg) در کنار نایا کوکوکُو (Naia Cucukov) از Walden Media تهیه‌کنندگان اجرایی آن برای Montecito Picture Company خواهند بود.

اسمارت در The Worst Witch ساخته‌ی Netflix حضور داشته و در بازسازی Are You Afraid of the Dark? توسط Nickelodeon نیز نقش‌آفرینی خواهد کرد. لارنس در Lost Girls ساخته‌ی لیز گاربوس (Liz Garbus) حضور خواهد داشت و مور در درام Queen & Slim ساخته‌ی لینا ویت (Lena Waithe) برای Universal دیده خواهد شد.

منبع: Hollywood Reporter

«تیغ و ابریشم»/ نگاهی به قسمت‌های نخست سریال مانکن؛ نمایش لاکچری‌ها


سینماسینما، محسن جعفری راد

اولین نکته ای که در مواجهه با سریال مانکن ساخته حسین سهیلی زاده، توجهات را جلب می کند، حجم بسیار زیاد موسیقی است، طوری که چند کلیپ بدون اینکه کاربردی در پیش‌برد درام داشته باشد، در هر قسمت پخش می شود. اصلا سریال در تیتراژ ابتدای خود هم قطعه ای با صدای فرزاد فرزین دارد و لابه لای گفت‌وگوها هم فراوان، موسیقی سوزناک داریم که «مخاطب عزیز در این لحظات لطفا غمگین شوید!» طبیعی است که این حجم زیاد موسیقی، به عنوان یکی از مهمترین نکات منفی سریال محسوب می شود، چون نه با تکیه بر خلق درام بلکه با موسیقی، به دنبال تحت تاثیر قرار دادن احساسات مخاطب است که البته باید دید در ادامه چه سرنوشتی پیدا می‌کند.

ویڑگی دیگر، شباهت سریال از لحاظ محتوا به آن دسته از فیلم‌های دختر بالای شهر و پسر پایین شهر است؛ از لحاظ اجرایی نیز شباهت‌هایی با یک سریال شبکه نمایش خانگی‌ دارد. یک زن از طبقه مرفه، با یک جوان از طبقه فقیر ازدواج می کند که برای شروع یک سریال، توی ذوق می زند چون ده ها بار شبیه آن را دیده ایم و این بار حتی نوآوری هم در آن دیده نمی شود. از طرفی دیگر حضور کاراکتر فرزاد فرزین که در سریال عاشقانه هم کاراکتر یک فرد آس و پاس و لات را داشت و توجه به یک زندگی لوکس و بالای شهر، تاثیر آن را از سریال عاشقانه غیر قابل انکار می کند. در واقع تبدیل به یک فرمول شده است؛ اینکه مخاطب، کنجکاو و مشتاق یک زندگی «لاکچری» است و در سریال ها هم ابعاد خوش رنگ و لعاب این نوع زندگی را به زور هم که شده گنجانده می‌شود تا مخاطب به دست آید!

البته سریال امتیازات مثبتی هم دارد. از جمله بازی ها که به خصوص بازی مریلا زارعی خیلی خوب است و از معدود دفعاتی است که یک زن ستم دیده و مظلوم را بازی نمی کند و مثل فیلم ایده اصلی ساخته آزیتا موگویی که این روزها روی پرده است،از پرسونای ثابت خودش سعی کرده فاصله بگیرد.

فرم بصری سریال هم جزو نقاط قوت آن است. هم در ترکیب بندی ها و هم در فوکوس کشی ها (شفافیت در پیش زمینه و پس زمینه) ،نهایت دقت شده که نشان از تجربه بالای کارگردان و عوامل فیلم دارد.

به هر حال تا اینجا این چهار ویژگی دیده می شود که باید دید در ادامه،کاستی های آن،جای خودش را به ویژگی های مثبت خواهد داد یا نه. آن هم در ماه هایی که چندین سریال در حال تولید برای پخش در شبکه نمایش خانگی است و همین رقابت را سخت می کند. از جمله سریال قورباغه ساخته هومن سیدی که با ترکیب بازیگرانش یعنی نوید محمدزاده ، سحر دولت شاهی و صابر ابر ، یکی از کنجکاوی برانگیزترین ها و احتمالا موفق ها می تواند باشد.

نقد انیمیشن Missing Link | از لندن تا هیمالیا


اولین کلمه‌ای که پس از واژه انیمیشن در ذهن به رقص در می‌آید، پیکسار است. زور کسی هم در این حوزه به این استودیو نمی‌رسد. ته زوری که یونیورسال و پارامونت و بقیه می‌توانند بزنند، زندگی خصوصی حیوانات خانگی و مینیون‌ها و من نفرت‌انگیز و امثالهم است. حتی دیزنی هم آن فروغ گذشته را ندارد. زمانی کل انیمیشن‌هایی که می‌دیدیم محدود به دیزنی بود. اما الان در بهترین حالت، هر چند سال یک بار می‌تواند تکانی به واژه انیمیشن بدهد و آن را بازتعریف کند. بهترین کارهایی که در دهه اخیر کرده فروزن و زوتوپیا بوده‌اند. اما پیکسار خنجر خود را با هر انیمیشن جدید تیز می‌کند تا با خلاقیت‌ها و نوآوری‌های مخصوص خود، قلب باکس آفیس را سوراخ سوراخ کند و تحسین عالم و آدم را به خود جلب کند. از اولین داستان اسباب بازی متولد شد و هنوزم رشد می‌کند و ادامه دارد. هر سال با یک یا دو انیمیشن خوب به رشد خود ادامه می‌دهد و از این رشد دست نمی‌کشد. اما یک جریان خوب موازی که با دار و دسته‌ی پیکسار راه افتاده، آثار کم هزینه‌تر و کم تبلیغات‌تری هستند که بهترین نمونه چند سال اخیر آن کوبو و دو رشته بود. انیمیشنی الهام گرفته از داستان‌های شرقی که با طراحی جهان خود و داستان منحصر به فرد، بهترین کاری بود که در کنار زوتوپیا آن سال آمد. همان‌طور که از تیتر مطلب برمی‌آید، پیوند گمشده (لینک گمشده) به خلاقانه‌ترین شکل ممکن توانسته مسیر کوبو را ادامه دهد و در فضایی کاملا متفاوت از زلم زیمبوهای حیرت‌انگیز پیکسار، عام و خاص را به پای خود بنشاند.

پخش‌کننده‌ی انیمیشن لینک گمشده، شرکت  Annapurna Picturesاست. شرکتی که با تولید و اکران آثاری نظیر Joy، Her و American Hustle شناخته می‌شود. در واقع با شرکتی نه خیلی معروف طرفیم که آثار بسیار خوب و تاحدی موفق در گیشه را ساخته (یا در ساخت آن‌ها مشارکت داشته) و اکران کرده، و بین بسیاری از کارهای خوب و بد، حالا باید با اثر جدیدشان، یعنی لینک گمشده سر و کله بزنیم. جالب است بدانید بخش سرگرمی‌های تعاملی این شرکت را با بازی‌های آرام‌بخش و منحصر به فردی می‌شناسیم که ساخت و پخش آن‌ها در صنعتی عظیم، جسارتی باورنکردنی می‌طلبد. اگر شما هم بازی‌های Journey یا Flower را بازی کرده باشید، می‌بینید به شکلی عجیب و غریب اما تحسین برانگیز، نه از داستان خاصی برخوردارند نه گیم‌پلی پیچیده‌ای دارند، نه اصلا رنگ و لعاب خفنی مثل بازی‌های AAA نظیر واچ داگز و اساسینز و غیره دارند. همانطورکه در ابتدای بند گرفتم، چیزی که آن‌ها می‌آفرینند، آرامش و آرامش است. بدون داستان، با گیم‌پلی کاملا ساده و بدون یک ذره پیچیدگی. زیرشاخه فیلم‌سازی این کمپانی موفقیت‌های قابل قبولی را در گذشته کسب کرده است و با انیمیشن جدید خود، به سیر این موفقیت‌ها ادامه می‌دهد.

داستان لینک گمشده، درباره‌ی مردی ماجراجو در انگلستان قدیم است که به دنبال کشف گونه‌ای از انسان‌های اولیه می‌رود که هنوز در قید حیات‌اند. در واقع الگو گرفتن از پیکسار و به همان اندازه خوب شدن، از همین لحظه آغار می‌شود. بهترین داستان‌ها برای انیمیشن‌ها (و البته انیمه‌ها) داستان‌های ماجراجویانه هستند. شما می‌توانید در این مدیوم هرچیزی خلق کنید و کسی هم یقه شما را از این خلقی که کردید نمی‌گیرد. شما می‌توانید ترشحات ذهن کثیف خود را روی تصویر بریزید و همه از آن لذت ببرند. در نتیجه وقتی قهرمان در انیمیشن به ماجراجویی می‌پردازد، هرچیزی ممکن است سر راه او قرار بگیرد. هر اتفاقی ممکن است در این ماجراجویی رخ دهد. (برای مثال) از اژدهایان بزرگ قرمز و سبز گرفته تا موش‌هایی که با سرعت نور می‌دوند. از دایناسورهایی که شب روی تخت می‌خوابند و قبل از خواب چراغ را خاموش می‌کنند، تا جوراب‌هایی که زنده‌اند و در کریسمس دنبال صاحب خود می‌گردند. اگر فیلم بود، همه این‌ها مسخره‌بازی بود. اما انیمیشن توانایی جا دادن هر جنس از تخیل را در خود دارد. ممکن است با تصاویر اودیسه فضایی‌گونه (فیلم کوبریک) مواجه شوید، یا با انسان‌هایی متمدن در سیاره‌ی اورانوس احوال‌پرسی کنید. اصلا چیزی که عجیب است، دیدن یک دنیای عادی در انیمیشن‌ها و تجربه‌ی زندگی خودمان در آن‌هاست. انیمیشن‌ها ساخته می‌شوند تا غیرعادی باشند. انیمیشن‌ها ساخته می‌شوند تا یک جورهایی مسخره باشند؛ اما همه آن را باور و حتی زندگی کنند. لینک گمشده از این قائله عقب نمی‌ماند و اتفاقا یکی از بهترین نمونه‌ها برای پیروی از این مطلب است.

انیمیشن حد و مرزی برای تخیل‌پردازی نمی‌شناسد و اصلا سکانس افتتاحیه با یک مار آبی بزرگ است که سر از آب بیرون می‌آورد و هنگامی که به اطراف سرک می‌کشد، ماجراجوی ما از او عکس می‌گیرد؛ اما به علت درگیری با این مار بزرگ، دوربین او می‌شکند و عکس به فنا می‌رود. این موجودات ناآشنا و این دنیاهای تازه، در سرتاسر انیمیشن خودنمایی می‌کنند. از فیل‌سواری در هند و طی کردن جنگل‌های هندوستان گرفته، تا برف‌پیمایی در هیمالیا و فتح کوه‌های پر از برف، آن هم زیر باد و کورانی که در آن برف با قدرت تمام می‌بارد و همه‌جا را سفید می‌کند. از انسان اولیه قهوه‌ای رنگی (که به قهرمان برای کشف سرزمینی جدید می‌پیوندد) گرفته تا همین انسان‌های اولیه، اما به رنگ سفید در نوک کوه‌های هیمالیا. از انگلستان سنتی با کالسکه و لوکوموتیوهای قدیمی گرفته تا دهکده‌هایی که در کوهپایه‌های هیمالیا قرار گرفته‌اند و مردم به خوبی و خوشی در آن‌ها زندگی می‌کنند. از کشتی‌های بزرگ میان آب اقیانوس‌ها گرفته، تا غارهایی که در دل جنگل‌های دور افتاده پر از کتاب و روزنامه و ورق و کاغذند. جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم یک بار از فیلتر لینک گمشده رد می‌شود، سپس با تنوع سرشاری که دارد به نمایش گذاشته می‌شود. تخیل این اثر از آن دسته موجودات خیالی و جهان‌های انیمه‌طور نیست. بلکه برداشتی مجدد است از دنیای خودمان در قرون گذشته و اشخاصی که آن دوره زندگی می‌کردند و به ماجراجویی می‌پرداختند. لینک گمشده قرار نیست جهانی کاملا جدید و کاملا اوریجینال بسازد تا ثابت کند چقدر در تخیل‌پردازی یکه و بی‌همتاست. بلکه قصد دارد همان چیزی که دنیا هست را از عینک جدید خود به نمایش بگذارد، تا نشان دهد همین دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم را زیبا و دوست‌داشتنی می‌بیند.

انیمیشن یک داستان استعاری است از انسان‌ها، شخصیت آن‌ها و از رویاها و جایی که به آن تعلق دارند. روایتی لایه لایه از افکاری است که انسان‌ها در رابطه با خود و دیگران در سر می‌پرورانند و خواسته‌هایی که برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کنند. برخی انسان‌ها خودخواهند؛ کاری که انجام می‌دهند معامله کردن و طلب کردن چیزی در ازای چیزی دیگر است. صرفا اگر کاری انجام انجام می‌دهند، حق خود را می‌طلبند. حق هم دارند. مگر می‌شود حق نداشته باشند؟ اما برخی دیگر به فکر تصویری بزرگ‌تر هستند. کاری از سر دلسوزی و مهربانی انجام می‌دهند. نه که انسان‌هایی از خودگذشته یا فداکار و ایثارگر باشند. بلکه به تصویری بزرگ‌تر و جهانی بهتر فکر می‌کنند. لینک گمشده روایتی است از رویاهایی که شاید برای ما ساخته نشده‌اند. لزوما هرچیزی که می‌خواهیم و دوست داریم به جنس ما نمی‌خورد. لزوما اگر کار خاصی می‌کنیم یا با اشخاص خاصی دوست می‌شویم، آن کار یا اشخاص با ما چفت و بستی ندارند. اما قطعا و بدون شک، همیشه در این هستی بزرگ محلی وجود دارد که برای ما ساخته شده است. جایی که متعلق به آن هستیم و باید به آن برسیم. قرار نیست برای رسیدن به مبدا خود تلاش کنیم. قرار نیست عرق بریزیم تا هم‌نوعان خود را بیابیم. بلکه باید تلاش کنیم تا فقط آن‌ها را پیدا کنیم. آن زمان است که مبدا و ابتدای خود را یافته‌ایم و فقط کافی است اجازه دهیم تا همه چفت و بست‌ها به خوبی انجام شوند. انیمیشن در این باره صحبت نمی‌کند که برای رسیدن به رویا و خواسته باید تلاش کرد و عرق ریخت؛ حرف این است که باید رویا و خواسته را پیدا کرد، آن وقت برای رسیدن باید همت به خرج داد و کوشش کرد. شاید در این میان از خودمان شخصیت بزرگی بسازیم که در آن حد نیستیم. شاید مغرور شویم و فکر کنیم خیلی بزرگیم و کلا کس دیگری را در قاب نبینیم و آدم حساب نکنیم. پس بهتر است هرازگاهی خودمان را بشکنیم و دوباره از نو بسازیم، تا از تکه‌های اضافی نگه‌داری نکنیم و آن‌ها را دور بریزیم.

لینک گمشده از تمام ظرفیت‌های انیمیشنی و داستانی خود برای شوخی و ایجاد فضایی بانمک استفاده می‌کند. برای مثال در سکانس افتتاحیه، زمانی که لیونل فراست (قهرمان داستان) تصمیم می‌گیرد طناب به دور ماهی بیندازد، پیش از آن به دماغ ملازم خود تلنگر می‌زند و آن دماغ مثل فنر می‌لرزد و تکان می‌خورد. یا در همان سکانس، زمانی که ماهی بزرگ با دم خود به قایق لیونل و ملازم ضربه می‌زند، آن‌ها کل دریاها را می‌پیمایند و تا انگلستان هم روی خشکی می‌روند! در مثالی دیگر، وقتی ملازم لیونل از کار استعفا می‌دهد، لیونل روی مبل لم می‌دهد و ستون‌های بلندی از نامه‌ها که روی میز کنار مبل قرار داشتند، مثل آب روی سر و صورت او می‌ریزند. از این اتفاقات ریز و کوچک (که فقط هم در انیمیشن جواب می‌دهند) سرتاسر اثر وجود دارد. اما ممکن است شوخی از جنس تصویر نباشد. لینک کسی بود که سال‌ها به دور از تمدن و در تنهایی زندگی کرد. درنتیجه وقتی با لیونل و آدلینا همراه می‌شود تا به جستجو و مکاشفه بپردازند، اصطلاحات و جزئیات زبان را نمی‌شناسد. وقتی به او می‌گویند: «طناب را بینداز» کل طناب را برمی‌دارد و پرت می‌کند. وقتی به او می‌گویند: «بهت قول می‌دهم» منتظر می‌ایستد تا چیزی دریافت کند. مشکل دیگری که وجود دارد، درک نداشتن لینک از خشونت بشری است. درنتیجه وقت دعوا که می‌شود، لینک می‌ایستد و عین ابوالهول تماشا می‌کند. انیمیشن با این کار دنیای اطراف را به سخره می‎گیرد و با واقعیت‌های ریز و درشتی که اطراف ما وجود دارند، شوخی می‌کند.

وقتی ماجراجویی لیونل، لینک و آدلینا را تماشا می‌کنید، از لندن تا هیمالیا با آن‌ها همراه می‌شوید و سفرهای ریز و درشتی را با آن‌ها تجربه می‌کنید. بنابراین طراحی و رنگ از پتانسیل‌هایی است که انیمیشن به آن‌ها دقت داشته و در کشف و بهره‌برداری از آن موفق عمل کرده است. وقتی قرار است یک ماجراجویی طولانی داشته باشیم و به تماشای محیط‌های متنوع و گوناگون بنشینیم، پس با رنگ‌ها و نقش‌های متنوعی نیز قرار است روبه‌رو شویم. احساسات پی‌درپی و البته متفاوتی را قرار است در همین محدوده یک ساعت و نیمه تجربه کنیم. انگلستان سنتی پر از رنگ‌های روشن و کمی رسمی است تا آن حال و هوای شق و رق انگلیسی را بهتر منتقل کند. بالاخره همه با کت و شلوار راه می‌روند و در خانه‌های خود تابلو عکس‌های زیبا و چشم‌نواز قرار می‌دهند. از سویی دیگر وقتی محیط هندوستان را (هرچند کوتاه مدت) تجربه می‌کنیم، پر از رنگ‌های غلیظ و تند و البته شاد و شنگول است. رنگ سبز درختان پر انرژی است. رنگ ابزار و لوازم آن‌ها در هند پر انرژی است. حتی فیلی که روی آن سواری می‌کنند، همچین فیل خاکستری و بی‌رنگ و رویی نیست. بلکه کمی به بنفش می‌زند و حس و حال خود را دارد. طراحی منحصر به فرد انیمیشن که توسط استاپ موشن (ولی با فریم ریت بالا) خلق شده، به کمک این رنگ‌ها می‌آید تا هربار که فرصت این کار پیش می‌آید، انیمیشن قاب‌های خلاقانه و چشم‌نواز ببندد. یک جورایی برای چنین اثری بیش از حد خوب محسوب می‌شود. قاب‌ها بیش از آنکه فانتزی و خودمانی‌تر باشند، سینمایی می‌زنند و بسیاری نقاط بیشتر شبیه قاب برای عکاسی هستند تا قاب برای فیلم‌برداری. این روزها انیمیشن‌های سه‌بعدی آن تازگی و انرژی گذشته را ندارند. با دیدن طراحی‌های فک‌انداز و نورپردازی‌ها و بافت‌های خوف و خفن کسی همچین سازنده‌ها را تشویق نمی‌کند. اما لینک گمشده توانایی تحریک تحسین مخاطب را دارد و در قاب‌بندی‌ها، بافت‌ها، نورپردازی‌ها و البته رنگ و روی کار، بسیار درخشان و حتی تاثیرگذار و ماندگار عمل کرده است.

اگر فیلم‌های روز را دنبال می‌کنید، لینک گمشده را ببینید. اگر فیلم‌های روز را دنبال نمی‌کنید، باز هم این اثر را تماشا کنید. اگر انیمیشن‌باز هستید و با دوبله‌ها خاطره دارید و به اجراهای زنده می‌روید که اصلا واجب الامر است که این کار را تماشا کنید. لینک گمشده با تصاویر و قاب‌های خود خیرگی و شگفتی می‌آفریند و با شوخی‌های فانتزی خود، لبخند و درشتیِ چشم از تعجب به ارمغان می‌آورد. با رنگ‌های خود احساسات را به همان بکری و به همان درستی ارائه می‌کند و با حس ماجراجویانه‌اش، حس ماجراجویانه شما را قلقلک می‌دهد و کنجکاوی شما را برمی‌انگیزاند. در این روزها سخت انیمیشن که فقط پیکسار و اندکی دیزنی در هالیوود دوام آورده‌اند، لینک گمشده اندک مرهمی است برای التیام بخشیدن به زخم مدیومی که روز به روز کمرنگ‌تر از گذشته در صنعت بزرگ هالیوود می‌شود و خطرناک‌تر از آن، حتی در نمونه‌های پیکساری، به منجلاب تکراری شدن نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود.

روزهای تعطیلی خانه هنرمندان در ایام شهادت امام حسین (ع) اعلام شد


به مناسبت فرا رسیدن ایام شهادت حضرت امام حسین (ع) خانه هنرمندان ایران از ۱۶ تا ۱۹ شهریور تعطیل است.

به گزارش سینماسینما به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، به مناسبت فرا رسیدن ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) تمامی بخش‌های خانه هنرمندان ایران ۱۶ تا ۱۹ شهریور تعطیل است. این مجموعه فعالیت خود را از روز چهارشنبه ۲۰ شهریور مجدد آغاز خواهد کرد.

همچنین در ایام تعطیل مذکور، مجالس تعزیه هر روز از ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۳۰ در فضای باز خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

مستند Western Stars از بروس اسپرینگستین تاریخ انتشار گرفت


بروس اسپرینگستین (Bruce Springsteen) این ماه وارد سن هفتاد سالگی می‌شود، اما هنوز سرپا و سرحال است و چیزی او را متوقف نمی‌کند. اکنون ما تاریخی برای انتشار فیلم Western Stars داریم. در این فیلم شاهد اجرای او از آهنگ‌های آلبوم جدیدش هستیم. برای آگاهی از جزئیات خبر در ادامه با سینمافارس همراه باشید.

لازم به ذکر است وارنر بروز فیلم را در تاریخ ۲۵ اکتبر منتشر می‌کند و فیلم در ۱۲ سپتامبر و در جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم تورنتو به اکران جهانی می‌رسد.

در یک مصاحبه‌ی رادیویی در ماه ژوئیه، بروس اسپرینگستین گفته است که این فیلم از واکنش مثبت طرفداران نسبت به آهنگ little off to the left از آلبوم Western Stars الهام گرفته است. این اولین آهنگش بعد از High Hopes در سال ۲۰۱۴ بوده است. The Rock and Roll Hall of Fame قبلا اعلام کرده است که بروس برای برگزاری تور وقت ندارد، او برنامه‌‍‌ی ضبط آلبوم جدیدی به همراه E Street Band را، خواهد داشت.

بروس اسپرینگستن این مستند را تهیه‌کنندگی اجرایی و کارگردانی می‌کند، و تام زیمنی (Thom Zimny) برگزار کننده‌ی کنسرت Springsteen on Broadway قرار است دستیار کارگردان در این مستند باشد. داستان فیلم درباره‌ی یک نوجوان پاکستانی در انگلستان است که در موسیقی استعداد دارد زندگی‌اش تحت تاثیر موسیقی و حرف‌های استادش در دهه‌ی ۱۹۸۰ قرار گرفته است.

منبع: Deadline

تدوین سریال‌های «خواب‌زده» و «سرباز» از نیمه گذشت


خشایار موحدیان تدوینگر سینما و تلویزیون، از آخرین روند تدوین سریال‌های «خواب زده» و «سرباز» گفت.

 

به گزارش سینماسینما، خشایار موحدیان تدوینگر سینما و تلویزیون، درباره جدیدترین فعالیت‌های هنری خود گفت: نیمی از تدوین سریال «خواب‌زده» سیروس مقدم و بیش از ۶۰ درصد از تدوین سریال «سرباز» هادی مقدم‌دوست را پیش برده ام.

او افزود: همزمان با فیلمبرداری «زنبور کارگر» افشین صادقی تدوین را انجام دادم و کماکان کار تدوین این فیلم ادامه دارد.

گفتنی است «خواب زده» به تهیه کنندگی الهام غفوری و نویسندگی سعید نعمت الله، سریالی در ژانر وحشت برای نمایش خانگی است که با سپری کردن مراحل فنی توزیع می‌شود.

«سرباز» به تهیه کنندگی محمدرضا شفیعی عاشقانه‌ای حماسی است که در ۵۰ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای برای پخش تلویزیونی تولید می‌شود.

فیلم سینمایی «زنبور کارگر» نیز به نویسندگی سعید نعمت الله و تهیه کنندگی و کارگردانی افشین صادقی است. در خلاصه قصه این فیلم آمده است: بیوک که سال‌ها پیش زنش را به دلیل اهمال پزشکی از دست داده، در نزاعی کشته می‌شود. حالا دختر او درصدد قصاص قاتل است. در این میان تنها شاهد، دوست دختر قاتل است…

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان