بازیگران جدید و داستان The French Dispatch اعلام شدند


فیلم The French Dispatch فیلم جدید وس اندرسون (Wes Anderson) بعد از انیمیشن Isle of Dogs (جزیره سگ‌ها) خواهد بود. استودیو Fox Searchlight که Isle of Dogs, The Grand Budapest Hotel, Fantastic Mr. Fox و The Darjeeling Limited را برای این فیلم‌ساز منتشر کرده، The French Dispatch را در سال ۲۰۲۰ اکران خواهد کرد. در ادامه خبر با سینما فارس همراه باشید.

داستان این فیلم بصورت نامه عاشقانه‌ای به روزنامه‌نگاران روزنامه آمریکایی در شهر خیالی قرن ۲۰ پاریس و روایت مجموعه‌ای از داستان‌های منتشر شده در مجله The French Dispatch توصیف شده است.

بازیگران جدید این فیلم عبارتند از:

بنیسیو دل تورو (Benicio Del Toro)، فرانسیس مک‌دورمند (Frances McDorman)، جفری رایت (Jeffrey Wright)، آدرین برادی (Adrien Brody)، تیموتی شالامی (Timothee Chalamet)، لیا سیدو (Lea Seydoux)، تیلدا سوئینتن (Tilda Swinton)، متیو آمالریک (Mathieu Amalric)، لینا کودری (Lyna Khoudri)، استفان پارک (Stephen Park)، اوون ویلسون (Owen Wilson) و بیل مری (Bill Murray).

اندرسون قبلا درباره داستان فیلم گفته بود:

این فیلم درباره خبرنگار آمریکایی است که مجله‌اش را در فرانسه تاسیس می‌کند و بیشتر نمایش این مرد است، این روزنامه‌نگار که برای نوشتن چیزی که می‌خواهد می‌جنگد. این فیلمی درباره آزادی مطبوعاتی نیست، اما وقتی درباره خبرنگاران حرف می‌زنید، در واقع درباره اتفاقی که در دنیای واقعی می‌افتد صحبت می‌کنید.

اندرسون ۷ بار نامزد اسکار شده اما هیچگاه موفق به دریافت این جایزه نگردیده و امسال Isle of Dogs او، نامزد بهترین فیلم انیمیشن در کنار Spider-Man: Into the Spider-Verse شد.

استیو گیلولا و نانسی اتلی، مدیران فاکس سرچ‌لایت پیکچرز، گفته‌اند:

بسیار خوشحالیم به دنیای بدون اشتباه و کاملا اورجینال وس اندرسون باز می‌گردیم. همکاری ما با وس در گذشته فوق‌العاده بوده و خوشحالم باز با او و تیم Indian Paintbrush برای ساخت The French Dispatch مشارکت خواهیم داشت.

منبع: EW

دانلود آهنگ چرا نمیشه از مهرزاد امیرخانی


مخاطبین عزیز این رسانه شما میتوانید هم اکنون شنونده آهنگ جدید ازخواننده محبوب و جوان این روزاهای کشورمان ◂◆ مهرزاد امیرخانی به نام چرا نمیشه ▲▸ از وب آهنگ باشید

ترانه: مهرزاد امیرخانی, موزیک: عماد طغرایی, تنظیم: فرشادی یزدی

Download New Music By : Mehrzad Amirkhani Called Chera Nemishe ✯ With Text And Direct Links In The ❁ webahang.ir

دانلود آهنگ چرا نمیشه از مهرزاد امیرخانی

برای دانلود بروی لینک زیر کلیک نمایید

دانلود آهنگ چرا نمیشه از مهرزاد امیرخانی

متن آهنگ مهرزاد امیرخانی چرا نمیشه

──|✽♪🎧♩✽|──

داره بارون میزنه دوباره آروم تو کوچه خدایا باز تک و تنها میشینم یه گوشه خدایا◊ ►

خدایا چه مشکلی آخه داری با خندم خدایا نمیدونم با خودم چند چندم خدایا◊ ►

چرا همیشه هی نمیشه یکی پیدا شه خوشبخت شم که جای اسمم بگه عشقم◊ ►

آدما دائم دروغ میگن همه اونا که میگفتن برام میمیرن رفتن◊ ►

یکی پیدا شه خوشبخت شم که جای اسمم بگه عشقم◊ ►

آدما دائم دروغ میگن همه اونا که میگفتن برام میمیرن رفتن◊ ►

|✽♪🎧♩✽|

عشقم از دستم رفت اسم خودمم یادم رفت شاخه شکست زیر پام پوسیده بود این درخت◊ ►

من اگه دوسش نداشتم غم روی غماش میذاشتم میدونی دردم چیه این درختو خودم کاشتم◊ ►

چرا همیشه هی نمیشه یکی پیدا شه خوشبخت شم که جای اسمم بگه عشقم◊ ►

آدما دائم دروغ میگن همه اونا که میگفتن برام میمیرن رفتن◊ ►

یکی پیدا شه خوشبخت شم که جای اسمم بگه عشقم◊ ►

آدما دائم دروغ میگن همه اونا که میگفتن برام میمیرن رفتن◊ ►

──|✽♪🎧♩✽|──

برای حمایت از صاحب این اثر لینک این پست را در صفحات اجتماعی خود به اشتراک بگذارید.

همچنین خواهشمندیم با نظرات و پیشنهادات خود ما را یاری بفرمایید.

کلام آخر در صورت مشاهده مشکل در متن آهنگ ، پست و یا غیر مجاز بودن پست از طریق فرم تماس به ما اطلاع بدهید.

ملتهب و هدفمند/ نگاهی به فیلم “قهوه”


سینماسینما،  منوچهر دین‌پرست

فیلم «قهوه» با درون‌مایه‌ای انتقادی و ملتهب ساخته شده است. نقطه عطف فیلم را می‌توان رویکردی اجتماعی دانست، اما کارگردان سعی کرده با سه‌گانه‌ای به‌هم‌پیوسته بازتاب‌های اخلاقی، انسانی و فرهنگی را در هر سه فیلم با خط مشترک قهوه مرتبط کند. فیلم «قهوه» به کارگردانی کریستیانو بورتونه سه مضمون و سه روایت را در مکان‌های متفاوتی از لندن و چین و اسپانیا روایت می‌کند. او بر این باور است که این سه مکان نسبتی جدی با سه رایحه و خصوصیت قهوه، یعنی تلخ، ترش و معطر، دارد؛ ارتباطی از این دست که کارگردان سعی کرده داستان‌ها را در دل همدیگر قرار دهد تا مخاطب مضمون و هدف اصلی را فراموش نکند. گویی کارگردان به دنبال ساخت با چنین شیوه‌ای می‌خواهد نگاهی انتقادی و به‌ظاهر معترضانه به نابرابری‌ها و نابه‌سامانی‌ها داشته باشد؛ از حاشیه‌نشینان و جوانان لاابالی بلژیک، تا پسری که از فقر و نداری دست به سرقت می‌زند. اهمیت فیلم «قهوه» را باید در همین نکته دانست. ما با دیدن فیلم «قهوه» با تصویری کژ و کور، یا مبهم روبه‌رو نیستیم، بلکه کارگردان با تصویری شفاف و بدون ابهام سعی کرده یافته‌ها و دانسته‌های خود را در اختیار مخاطب قرار دهد. اما یافته‌ها و دانسته‌های او در گستره‌ای قرار گرفته که ماهیت فیلم را دگرگون کرده و گویی ما با بیزینس معنایی فیلم روبه‌رو می‌شویم؛ به عبارتی، نوعی بلاتکلیفی که خودش اذعان می‌کند. شاید به دلیل همین بلاتکلیفی است که معنای فیلم به ورطه بیزینسی افتاده که تجارتی پرسود با قهوه را می‌توان خط ربطی برای توجه به برخی از مسائل و چالش‌های اجتماعی و بعضا فرهنگی برشمرد. همان‌طور که کریستیانو بورتونه گفته است: ««قهوه» فیلمی است در مورد بلاتکلیفی که در این دوران گیج‌کننده تجربه می‌کنیم. دنیایی که با آن مواجه هستیم، دستخوش تغییرات بزرگی است و چالش‌هایی که درباره آن‌ها به ما هشدار داده شده است، در حال حاضر با شدت هرچه تمام‌تر در حال اتفاق افتادن هستند. در این فیلم، این مشکلات از طریق سرنوشت‌هایی که سه شخصیت را در مکان‌های مختلف یک جهان کوچک‌تر به هم پیوند می‌دهند، بیان می‌شوند. حامد در بلژیک، رنزو در ایتالیا و فای در چین در حین مبارزه با مشکلات شخصی خود، نمایش‌گر یک درگیری جهانی نیز هستند. ارزش زندگی همیشه برای ما مهم‌ترین مسئله است. هر یک از ما می‌خواهیم آینده‌ای برای خود، عزیزان و فرزندانمان بسازیم. جوانان باید کسانی باشند پر از امید و تمایل به تغییر. اما در جامعه امروز، جوانان اولین کسانی هستند که از این رویا محروم می‌شوند. این همان چیزی است که رنزو، جوانی که به قهوه علاقه دارد، با دخالت در یک اقدام جنایت‌کارانه در تلاش برای یافتن امنیت بیشتر حال که نامزدش باردار شده است، تجربه می‌کند.»

مشکلات و نابه‌سامانی‌هایی که کارگردان به آن اذعان دارد، اگرچه مبتلابه دنیای امروز ما و شاید تبعات دنیای مدرن باشد، اما بیش از هر چیزی باید گفته او را در گیج‌کنندگی جهان امروزمان بدانیم. ما در دنیایی زیست می‌کنیم که مترسکی از بی‌معنایی ما را به سوی باورهایی تهی در فضایی مجازی رهنمون می‌سازد. ما دچار همان وضعیتی هستیم که می‌خواستند اصلاحات بنیادین برایمان به ارمغان بیاورند، اما درنهایت برهوتی از بلاهت را به ما نشان دادند. جوانی که دست به سرقت می‌زند، همان کسی است که می‌خواهد خود را رها کند. او اگرچه تمناهایی در سر دارد، اما به جد پذیرفته که ژست تو خالی گرفتن از سر استیصال است، نه موقعیت‌های ویژه‌ای که برایش فراهم شده و او از آن بی‌بهره است. همین درماندگی و استیصال را کارگردان درباره شخصیت‌های فیلم به‌خوبی نشان می‌دهد و درباره آن می‌گوید: «حامد قربانی تعصب و درگیری میان فرهنگ‌هاست که در اروپا رو به رشد است. سرقت یک قهوه‌جوش ساده او را به یک مارپیچ ناخودآگاه از خشم و تمایل به جدایی از جامعه هدایت می‌کند. آدم‌ربایان او نیز که از فرومایگی خود به تنگ آمده‌اند، درنهایت حس انسان‌دوستی را کنار می‌گذارند. داستان فای نیز به نوعی به بلژیک مرتبط است. او یک مدیر جوان چینی است که مجبور است بازسازی شعبه بلژیک خود را به منظور سر و سامان دادن یک کارخانه در ایالت یون‌نان کنار بگذارد. چین دیگر کشور فانوس‌های قرمز و جذاب نیست، بلکه سرزمینی لوکس و ثروتمند است. برای فای انتخاب سختی است؛ پذیرفتن ناهنجاری، یا انجام کار درست با وجود خطر از دست دادن رفاه خود. فای که در این دوراهی گیر کرده است، درنهایت به ریشه‌های فراموش‌شده خود می‌رسد. موضوعی بسیار حساس در سال‌های اخیر در چین؛ کشوری که در آن میلیون‌ها خانواده از حومه شهر، به دنبال زندگی بهتر به شهرهای بزرگ منتقل شده‌اند.

کریستیانو بورتونه عنصر ارتباط‌دهنده این شخصیت‎ها را قهوه عنوان می‎کند: «تصمیم گرفتم این سه سرنوشت را از طریق عنصر قهوه که یک محصول به‌ظاهر رایج، اما در واقع بسیار نمادین و مرتبط با لحظات مهم تمدن ماست، به هم مرتبط سازم؛ محصولی که فرهنگ‌های مختلف را به هم متصل می‌کند. پس از روغن، قهوه دومین محصولی است که سریع رشد می‌کند و امروزه در بسیاری از کشورها از جمله کشورهای شرق دور، به نماد مدرنیته تبدیل شده است. اما مهم‌تر از همه، قهوه محصولی است که مانند دیگر محصولات در گذشته قادر به تحریک احساسات به روی صفحه نمایش است.»

با توصیفاتی که کارگردان ارائه کرده، می‌توانیم همان‌طور که در ابتدای یادداشت به آن اشاره شد، به جد تاکید کنیم که فضای فیلم ملتهب و هدفمند است. فیلم را می‌توان در چنین التهابی خوانش کرد تا درون‌مایه آن را به‌خوبی درک کنیم. به تعبیر نیچه، فیلسوف آلمانی، اگر از ارتفاع درست بنگریم، همه چیزها سرانجام به هم می‌رسند؛ اندیشه‌های فیلسوف، کار هنرمند و اعمال نیک. گویی کارگردان به‌خوبی این سه را یافته و با سه داستان سه مضمون فلسفی و هنری و اخلاقی را در بطن خود قرار داده تا ما با ریتم فیلم به‌آهستگی حرکت کنیم. فیلم «قهوه» را می‌توان دید و لذت برد، اما نباید فراموش کنیم که تیر رهاشده کارگردان در سیاهی شب به هدف واقعی خورده است؛ همان تباهی به همان تلخی قهوه.

منبع: ماهنامه هنروتجربه

فیلم «رویای سهراب» آماده اکران می‌شود


فیلم سینمایی «رویای سهراب» درباره سهراب سپهری شاعر سرشناس ایرانی آماده نمایش شد.

به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، «علی قوی‌تن» درباره این فیلم گفت:

«رویای سهراب» درباره یک شاعر نامدار و محبوب ایران است و قطعا مردم دوست دارند در فیلمی از «سهراب سپهری»، روایتی از او ببینند که در تصورات‌شان هست و از جهاتی هم ما ملزم هستیم که زوایای دیده‌نشده‌ای را از شخصیتی چون سهراب نشان بدهیم و این تقابل، کار فیلمساز را سخت می‌کند.

او گفت:

فیلم «رویای سهراب» یک فیلم بیوگرافی نیست بلکه راوی زوایای پنهان و دیده نشده‌ای از سهراب سپهری است.

این کارگردان گفت:

از سال ۹۰ دغدغه‌ام بود و دوست داشتم فیلمی درباره «سهراب سپهری» بسازم. دلیل سال‌ها توقف و تعمق من این بود که فکر کردم اگر کس دیگری این توان، دغدغه و تمایل را دارد، درباره سهراب فیلمی بسازد اما در نهایت قرعه به نام خود من افتاد. آخر سال ۹۶ برنامه‌ریزی کردیم تا پیش تولید را شروع کنیم و در اواخر بهار ۹۷، فیلمبرداری فیلم پس از صدور پروانه ساخت از معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی، به طور رسمی شروع شد و فیلمبرداری فیلم در کاشان و حوالی کاشان به‌انجام رسید.

او گفت:

حساسیت‌هایم در ساخت فیلم براساس یافته‌های تحقیقاتی‌ام و این که بتوانم از این شاعر پرآوازه تصویری درست ارائه دهم، بیشترین دغدغه من در «رویای سهراب» بود. از طرفی تلاش کردیم تا کار بازیگران فیلم (که از بین چهره‌های پرکار و شناخته‌شده انتخاب شده بودند) در مدت زمانی که برای فیلمبرداری درنظر گرفته بودیم به اتمام برسد، اما قرارداد بازیگران فیلم تمام شد و کار به دلیل حساسیت‌هایی که ذکر کردم به اتمام نرسید.

قوی‌تن در ادامه گفت:

سال گذشته به جشنواره فیلم فجر نزدیک شده بودیم و پیشنهادهایی جهت ارائه و شرکت فیلم در جشنواره مطرح شد اما از نظر من، فیلم کامل نبود و در واقع با آنچیزی که فکر می‌کردم باید باشد، فاصله داشت. در ادامه، در سال ۹۸ فرصتی دست داد تا گروه بازیگران و عوامل فنی را باردیگر دعوت به همکاری کردم و ۱۲ روز وقت گذاشتیم تا مرحله دوم فیلمبرداری انجام شود. سپس تدوین، صداگذاری و تصحیح‌رنگ و … به انجام رسید و سرانجام فیلم حدود دو هفته پیش آماده نمایش شد.

قوی‌تن اظهار داشت:

نظرمان این بود که فیلم در مهر ماه امسال اکران شود اما با وجود این که «رویای سهراب» فیلمی است که مردم دوست دارند آن را ببینند، شرایط اکران سینماها به گونه‌ای ست که گویا سینماهای سرگروه تا اواخر سال جاری بسته شده و نیز فکر حضور در جشنواره فیلم فجر امسال هم از طرف سازندگان این پروژه و دوستداران سهراب، ما را بر آن وا می‌دارد که جایگاه جشنواره‌ای فیلم «رویای سهراب» را نیز در نظر بگیریم که البته اگر نگاه و سیاست‌های جشنواره فیلم فجر به سمت فیلم‌های فرهنگی باشد و ناکامی نصیب‌مان نشود. در این زمانه سخت ما جرأت کردیم و دو سال برای ساخت یک فیلم فرهنگی از مال و جان‌مان مایه گذاشتیم، حالا می‌ماند که در این گیرودار عجیب و غریب، سکاندارها و اختیارداری سالن‌های سینماها چطور همراهی کنند تا فیلم برای مردم به نمایش در آید.

او گفت:

بنیاد سینمایی فارابی از پیش تولید تا همین الان، دلسوزانه ما را همراهی کرده است. بحث من صرفا حمایت مادی نیست. مسئولان بنیاد سینمایی فارابی دوستانه همراهی کردند و نشان دادند که به دنبال تولید فیلم‌های ارزشمند و فرهنگی هستند. در زمان ساخت فیلم سینمایی «رویای سهراب» مشوق ما بودند و احساس می‌کردیم حمایتی پشت این نوع سینماست. امیدوارم سکانداران سالن‌های سینمایی کشور و همچنین مسئولان جشنواره‌های داخلی، فیلم‌های فرهنگی را به بهای سرگرمی تماشاگران رها نکنند، چون ما باید مخاطب بسازیم.

مهدی سلطانی، بهاره کیان افشار، لاله اسکندری، ترلان پروانه، مینا جعفرزاده، حسین محمدیان، فروغ امجدی، ابوالفضل میری، غزاله اکرمی،داود خلیلی، حسن علیرضایی، مرتضی مرتضایی، شادی عزیزی، مهرداد داوری، فاطمه کرمپور بازی‌گران اصلی و عرفان پری‌رخ، دنیا روحی، امیریاسان مدبرنیا بازی‌گران خردسال این فیلم سینمایی هستند.

عوامل فیلم «رویای سهراب» عبارتند از: نویسنده و کارگردان و تهیه‌کننده: علی قوی‌تن، مدیر فیلمبرداری: ساعد نیک‌ذات، طراح صدا: بهروز شهامت، طراح چهره‌پردازی: رحیم مهدیخانی، برنامه‌ریز و دستیار اول: رامین مشکین‌مقدم، دستیار دوم کارگردان: امیررضا کرمپور، مجری طرح: حامد قوی‌تن، جانشین تولید: مجتبی بهرامی، دستیاران تولید: میثم یکتا، امیرحسین خوانساری، یوسف احمدی، عکاس: حسن ناحی، دستیار اول فیلمبردار: سعید خادمی، اجرای طراحی صحنه: حسین محمدیان، دستیاران طراح صحنه: حمید پروانی، فاطمه توفیقی، دستیار طراح لباس: آیدا پوراکبر، اجرای چهره‌پردازی: مجید وثیقی، نازنین سرابی، مهسا خوش‌سلوک، منشی صحنه: آناهید روستا.

منبع: ایسنا

دانلود مداحی عجب عکس ضریحی از سید رضا نریمانی


مخاطبین عزیز برای شما دانلود مداحی زیبا و شنیدنی از مداح جوان کشورمان سید رضا نریمانی منتشر کرده ایم و همینک میتوانید شنونده نوحه سید رضا نریمانی بنام عجب عکس ضریحی از وب آهنگ باشید

✔✔عجب عکس ضریحی، دلا رو میکنه جذب✔✔

☑من عاشق شدم انگار، اذا زُلزِلَتِ القَلب☑

Exclusive Song: Seyed Reza Narimani Called Ajab Akse Zarihi With Text And 2 Quality 320 & 128 Direct Links In webahang

دانلود مداحی عجب عکس ضریحی از سید رضا نریمانی

برای دانلود بروی لینک زیر کلیک نمایید

دانلود مداحی عجب عکس ضریحی از سید رضا نریمانی

دانلود مداحی عجب عکس ضریحی از سید رضا نریمانی

✍ شعر مداحی عجب عکس ضریحی سید رضا نریمانی ✍

──|★★★|──

♬!♭عجب عکس ضریحی، دلا رو میکنه جذب

♬!♭من عاشق شدم انگار، اذا زُلزِلَتِ القَلب

♬!♭میرن رفیقام کربلا هر سال

♬!♭کاشکی برم آقا یه سفر کاش

♬!♭دیگه چی رو پنهون کنم آقا

♬!♭العاشقُ کلُّ سِرُّهُ فاش

♬!♭عاشق همینه ظاهر و باطن

♬!♭عاشق میمونه به پای حرفاش

♬!♭کربلا میام شک نکن امسال

♬!♭♬!♭اربعین حرم منتظرم باش

✶✷✸✹

السَّلامُ عَلیٰ ساکن کربلا

صَلَّی الله عَلَیکْ یااباعبدالله

✶✷✸✹

یه روز میبره آخر، منو علقمه عباس❀♬♭

همه دنیا میدونن که گرمه دم عباس❀♬♭

بازم منم و روضه‌ی ارباب❀♬♭

بازم علم و هیبت عباس❀♬♭

فرموده میام حضرت مهدی❀♬♭

هرجا که باشه صحبت عباس❀♬♭

کِی میشه منِ بی سر و سامون❀♬♭

یک شب برسم خدمت عباس❀♬♭

امشب تورو به حضرت مهدی❀♬♭

امضامو بزن حضرت عباس❀♬♭

✶✷✸✹

السَلامُ عَلیٰ ساکن کربلا

صَلَّی الله عَلَیکْ یااباعبدالله

✶✷✸✹

●♪♫اگه خونی تو رگهام، یه روزی شد مرکّب

●♪♫رو قبرم بنویسید ؛ فدای بی‌بی زینب

●♪♫ما گریه‌کن بزم حسینیم

●♪♫ما زینبی و کار ما گریه‌ست

●♪♫ما پرچممون همیشه بالاست

●♪♫چون عزّتمون دست رقیه‌ست

●♪♫ما نوکر نوکرای ارباب

●♪♫ما نوکر هرکی توی تکیه‌ست

●♪♫ما راه روِ راه حسینیم

●♪♫ما دشمنمون آل امیّه‌ست

✶✷✸✹

السَلامُ عَلیٰ ساکن کربلا

صَلَّی الله عَلَیکْ یااباعبدالله

──|★★★|──

برای حمایت از صاحب این اثر لینک این پست را در صفحات اجتماعی خود به اشتراک بگذارید.

همچنین خواهشمندیم با نظرات و پیشنهادات خود ما را یاری بفرمایید.

کلام آخر در صورت مشاهده مشکل در متن آهنگ ، پست و یا غیر مجاز بودن پست از طریق فرم تماس به ما اطلاع بدهید.

خطر! این متن، نوشته یک بیمار است!/ نگاهی به فیلم “پرویز”


سینماسینما،  اسدالله غلامعلی

یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچ‌کس نبود. شهری بود که در آن هیچ‌کس عصبانی نمی‌شد. مردم این شهر کلمه عصبانی را نشنیده بودند. مقصود این نیست که خوش‌بخت بودند. آن‌ها مثل تمام مردمان جهان بودند. فقط عصبانی نمی‌شدند. یک روز دو نفر با هم دعوا کردند. در ابتدا مثل همه آدم‌های شهر، دعوای آن‌ها به دور از فحش و کلمات رکیک بود، چون عصبانی نمی‌شدند، فقط با خنده و لودگی به همدیگر تیکه می‌انداختند. آن‌قدر تیکه می‌انداختند تا قضیه با خنده‌های بلند اطرافیان پایان می‌گرفت. ناگهان یکی از آن دو نفر صدایش گرفت و به جای خنده داد زد. همه ساکت شدند. تعجب کردند. چنین صدایی را نشنیده بودند. دومی هم به تقلید از اولی داد زد. سکوت همه شهر را فرا گرفت. ناگهان دو نفری داد زدند. لذت بردند. کشف تازه‌ای کردند. سپس یک نفر از میان جمع فریاد زد. صدای او بالاتر از همه صداها بود. دیگری و دیگری‌ها بلندتر داد زدند. سپس اخم کردند و داد زدند، مشت کوبیدند و داد زدند، یقه هم را پاره کردند و داد زدند؛ و همدیگر را کشتند و داد زدند. نمی‌دانم چند نفر از میان آن شهر باقی مانده است. خودتان حدس بزنید. من می‌خواهم درباره «پرویز» بنویسم، پس لطفا داد نزنید. پرویز چرا عصبانی نمی‌شود؟ چرا ناگهان عصبانی می‌شود؟ پرویز چه می‌خواهد؟ آیا او مانند مردم آن شهر به‌تازگی عصبانیت را کشف کرده است؟ یا شاید او سال‌هاست عصبانی است، اما سرکوب کرده است.

فیلم تکان‌دهنده «پرویز» ساخته مجید برزگر بیش از آن‌که قصه عصبانیت باشد، داستان سرکوب است؛ فیلمی درباره یک مرد که اگرچه جثه‌اش هیولاگونه است، اما آرام و صبور به نظر می‌رسد. اما این‌گونه نیست. سکوت او نشانه آرامش نیست. سکوت او خشمی است که مجال زیستن و بروز نیافته است. انسانی که عصبانیتش به عصبیت و خشم بدل شده، بسیار خطرناک‌تر از آدم‌های عصبی است.

فیلم «پرویز» شبیه داستان کسی است که به سوپرمارکت می‌رود و با رفتار بد فروشنده روبه‌رو می‌شود. روز اول چیزی نمی‌گوید، روز دوم ساکت می‌ماند و دندانش را به هم می‌فشرد، ولی روز سوم اسلحه را بیرون می‌آورد و فروشنده را از بین می‌برد. عماد در فیلم «فروشنده» ساخته اصغر فرهادی و جان در فیلم «هفت» اثر دیوید فینچر نمونه‌های دیگری از خشم و طغیان هستند. فیلمِ مجید برزگر در عین حال که قصه پیرپسری با هیکلی بسیار بزرگ (با بازی بی‌نظیر مرحوم لوون هفتوان) را روایت می‌کند، اما باید گفت «پرویز» داستان یک شهر است؛ شهری که کارگردان به شیوه‌ای رئالیستی سرد و هولناک نشان داده است. این خلاقیت کارگردان است که توانسته است چهره خشن و جنون‌آمیز شهر را واقع‌گرایانه نشان دهد. یک لغزش کوچک می‌توانست هم پرویز را یک هیولای روانی به سبک هالیوودی به تصویر بکشد و هم از شهر یک شهر اکسپرسیونیستی بسازد.

«پرویز» بیشتر از همه فیلم‌های رئالیستی و اجتماعی سال‌های اخیر به زندگی معاصر ما نزدیک است. خشم در جای جای این شهر و در میان انواع مردم از طبقه فرودست گرفته تا طبقه سرمایه‌دار، دیده می‌شود. انگار همه می‌خواهند حقشان را از دیگری بگیرند. هر بار خشم به بهانه‌ای و در جامه‌ای متفاوت بروز پیدا می‌کند؛ یک روز به بهانه اقتصاد، یک روز به خاطر برف و سرما، و یک روز به خاطر پیروزی یا باخت تیم ملی. حتی رقص و پایکوبی انتخاباتی نیز شادی و سرخوشی نیست، بلکه لباس دیگر خشم است. خشم از منظر روان‌کاوی و جامعه‌شناسی این‌گونه عمل می‌کند، به شیوه و بهانه‌های مختلف، اما به صورت نارس و نامطلوب برون‌ریزی می‌کند و دو دستاورد بیشتر ندارد؛ آسیب به دیگران و خویش، تولد یک دیکتاتور. پرویز دیکتاتوری است که پدرش را به گفت‌وگو فرا می‌خواند؛ یک گروتسک واقعی!

پرویز که همچون یک برده مطیع سال‌ها با پدرش زندگی می‌کند، از خانه طرد می‌شود، چراکه پدرش تجدید فراش کرده و او را بیرون می‌کند. پرویز با این قضیه کنار نمی‌آید؛ خانه سرزمین و پناهگاه اوست، او نمی‌تواند ظلم را بپذیرد، ولی از طرفی دیالوگ مطلوب و مناسب را نیز نمی‌شناسد و خشمش در شکل‌های مختلف از کشتن گربه‌ها تا آدم‌ها خودشان را نمایان می‌کند. چرا برون‌ریزی ناگهانی خشم نارس و خطرناک است؟ به هنگام عصبانیت مشخص است که شخص عصبانی از چه چیزی و از چه کسی ناراحت یا خشمگین است، ولی اگر این عصبانیت سرکوب شود و در درون فرد به یک عقده بدل گردد، آن‌گاه فرد عصبانی به موجودی مریض تبدیل می‌شود که در هر مکان و هر زمانی می‌تواند به دیگران یا خودش آسیب برساند، چراکه دیگر نمی‌تواند همان عصبانیت ساده را کنترل کند. خشم پرویز از او دیکتاتوری می‌سازد که نه‌تنها از عملکردش پشیمان نیست، بلکه از آن لذت می‌برد، چون تصور می‌کند دارد حقش را می‌گیرد. به تعبیری دیگر خشم موجب از هم پاشیدن زبان می‌شود. پرویز زبان را از یاد می‌برد؛ زبانی که ساخته تمدن است. به همین خاطر است که نمی‌تواند با قضیه رفتن از خانه کنار بیاید. او شبیه فاوست (در نمایشنامه «فاوست» اثر یوهان ولفگانگ فون گوته) است که به واسطه شیطان فریب می‌خورد و شیطان درون او عصبانیتی است که آن‌قدر فروخورده شده که دیگر به فرمان نیست. پرویز یاغی تنهایی است که از همه چیز عصبانی است، به‌خصوص از خودش. انتقام از دیگران هم او را شکنجه می‌دهد و هم او را سبک می‌کند. پدر که در تحلیل‌های روان‌کاوانه و هرمونتیکی نماد و رأس سیستمی به نام خانواده است، دیکتاتوری پیر است که دیکتاتور پرورش داده است. آدم‌هایی مانند پرویز در اشکال مختلف خشم خود را بروز می‌دهند؛ یک نفر آدم می‌‌کشد (هر کس به شیوه‌ای)، یک نفر فقط فحش می‌دهد، یک نفر جلوی وب می‌نشیند و خودش را عریان می‌کند و عقده‌های جنسی‌اش را با دیگران در میان می‌گذارد و یک نفر ساکت می‌ماند و به‌ناگاه منفجر می‌شود. چنین بیماری‌ای به‌راحتی سرایت پیدا می‌کند. جامعه‌ای پر از خشم و ساکت تولید می‌شود که هر لحظه امان انفجار دارد. میشل فوکو در جایی گفته است که همیشه سکوت نشانه تأیید حرف متقابل نیست، گاهی سکوت نشانه قطع امید از شعور طرف مقابل است. علاوه بر تایید سخن فوکو باید اضافه کنم که سکوت به دلیل قطع امید یا از سر ترس، در هر حالت در ذهن و روح انسان نهادینه می‌شود و تاریخ نشان داده است پیامدهای خوبی به دنبال ندارد.

نمونه پرویز را می‌توان به‌وفور در جامعه خودمان پیدا کرد. حتما در دنیای واقعی و مجازی با آن‌ها مواجه شده‌ایم. یا آن‌ها را نقد و سرزنش کرده‌ایم، یا مورد تحسین قرار داده‌ایم. تا این‌جا را همه شما می‌پذیرید، اما یک نکته مهم باقی است. نقد یا به طور کلی واکنش ما در برابر کنش بیمارگونه دیگران معقول نیست، چراکه ما نیز جزئی از این جامعه هستیم و به‌طبع وقتی دیگران را بیمار خطاب می‌کنیم، در صفحه مجازی‌شان فحش می‌نویسیم، یا آن‌ها را نقد می‌کنیم و به صلح و دوستی فرا می‌خوانیم و هر بار می‌گوییم که به داد برسید، فرهنگ و تمدنمان در خطر است، خبر نداریم ما نیز بیماریم. درست حدس زدید، این متن نیز نوشته یک بیمار است. بنابراین می‌توان جسورانه گفت این نوشته بیمار است. حالا پس از همه این توضیحات یک پرسش مطرح می‌شود؛ علت خشم چیست؟ به قول دیالوگ پایانی پرویز، تو می‌گی یا من بگم؟ به صندلی‌ام لم می‌دهم، صدای نفس‌هایم را می‌شنوم و دوباره می‌پرسم من بگم؟

منبع: ماهنامه هنروتجربه

برگزاری هفته فیلم فنلاند در ایران


در مهرماه سال جاری، هفته فیلم فنلاند در سه شهر ایران برگزار می‌شود.

به گزارش سینماسینما به نقل از روابط عمومی موسسه سینمایی «هنر و تجربه»، در ادامه برپایی هفته های فیلم خارجی در موسسه «هنر و تجربه»، در مهرماه، هفته فیلم فنلاند در سه شهر ایران برگزار می شود.

این هفته فیلم به همت «هنر و تجربه» و بنیاد فیلم فنلاند با همکاری سفارت فنلاند از ۶ تا ۱۲ مهرماه در سه شهر تهران، اصفهان و مشهد برپا می شود.

در این هفته فیلم ٩ فیلم بلند و ٧ فیلم کوتاه فنلاندی به نمایش درمی آید و لس سارینن مدیرعامل بنیاد فیلم فنلاند، یانا پاسکالا مدیر امور بین الملل بنیاد فیلم فنلاند، کارل آهو تهیه کننده فیلم های «شمشیرباز» و «بال کوچک» و ریتا آلتو کارگردان فنلاندی مهمان ویژه هفته فیلم فنلاند هستند.

از ویژگی های این برنامه می توان به این موضوع اشاره کرد که پیش از این هفته فیلمی از کشور فنلاند در ایران برگزار نشده بود.

تالار ناصری خانه هنرمندان ایران در تهران، پردیس سینمایی هویزه مشهد، پردیس سیتی سنتر اصفهان در این مدت هفته فیلم فنلاند را میزبانی می کنند.

در بخش جنبی این رویداد سه کارگاه فیلمسازی با موضوع تولید مشترک فیلم و تولید فیلم هنری برگزار می شود. این نشست ها با حضور فیلمسازان ایرانی و فنلاندی در تهران، اصفهان و مشهد برنامه ریزی شده است.

افتتاحیه این هفته فیلم عصر شنبه ۶ مهرماه ساعت ۱۷ در خانه هنرمندان ایران خواهد بود.

طراحی پوستر این هفته فیلم را بهزاد خورشیدی برعهده داشته است.

 

بنیاد فیلم آمریکا از ستاره فیلم «مری پاپینز» تجلیل می‌کند


«جولی اندروز» بازیگر برنده اسکار انگلیسی به عنوان دریافت کننده جایزه دستاورد سینمایی چهل‌وهشتمین دوره جوایز بنیاد فیلم آمریکا (AFI) معرفی شد.

به گزارش سینماسینما به نقل از واریتی،‌ «کاتلین کندی» رئیس بنیاد فیلم آمریکا گفت: استعداد «جولی اندروز» از همه لحاظ فوق‌العاده و الهام‌بخش احساس لذت مشترک در میان نسل‌ها بوده است و یادگارهای او در میراث فرهنگی‌امان، گواهی بر قدرت این غالب هنری برای جمع ‌کردن ما در کنار یکدیگر در مهم‌ترین زمان‌ها بوده است.

«اندروز» برای بازی در فیلم «مری پاپینز» موفق به کسب جایزه اسکار، گلدن گلوب و آکادمی فیلم بریتانیا (بفتا) شد و سال بعد از آن نیز برای بازی در نقش به یادماندنی «ماریا» در فیلم «اشک‌ها و لبخندها» برای دومین بار نامزد اسکار شد و یک جایزه گلدن گلوب دیگر دریافت کرد.

این دو نقش «اندروز» را به اوج قله یک ستاره بین‌المللی رساند و وی را تبدیل به چهره‌ای نمادین و دوست‌داشتنی برای چندین نسل از سینمادوستان کرد. وی در مجموع یک جایزه اسکار، پنج گلدن گلوب، سه جایزه گرمی و دو جایزه امی در کارنامه کاری خود دارد.

وی در انیمیشن‌هایی چون «آکوامن»، قسمت‌های دوم، سوم و چهارم «شرک»، «من نفرت‌انگیز» و «مینیون‌ها» نیز صداپیشگی کرده است و قرار است در سریال جدید کمپانی نتفلیکس با نام «برابتون» نیز بازی کند.

«جولی اندروز» امسال همراه با «پدرو آلمادوار» جایزه شیر طلای افتخاری جشنواره ونیز را نیز دریافت کرد.

جایزه دستاورد سینمایی بنیاد فیلم آمریکا از سال ۱۹۷۳ ایجاد شد و «جان فورد» اولین برنده این جایزه بود. «دنزل واشنگتن»، «جورج کلونی»، «دایان کیتون»، «جان ویلیامز»، «جین فوندا»، «مل بروکس»، «شرلی مک‌لین»، «مورگان فریمن»، «مایک نیکلاس» و «مایکل داگلاس» از جمله دریافت‌کنندگان این جایزه سینمایی در چند سال اخیر بوده‌اند.

مراسم اعطای جوایز فیلم بنیاد فیلم آمریکا (AFI) روز ۲۵ آوریل در لس آنجلس برگزار می‌شود.

منبع: ایسنا

اعلام زمان مراسم تشییع پیکر بازیگر «آژانس شیشه‌ای»


پیکر هنرمند پیشکسوت بازیگری، صادق توکلی یکم مهر از مقابل خانه هنرمندان تشییع خواهد شد.

به گزارش سینماسینما،  ساعت ۹:۳۰ روز دوشنبه یکم مهر ماه مراسم وداع با صادق توکلی از مقابل خانه هنرمندان برگزار می شود.

لذا از تمامی هنرمندان و دوستداران این هنرمند فقید دعوت به عمل می آید تا در این مراسم حضور به هم رسانند.

توکلی در آثاری همچون «ایران برگر»، «مسیر عشق/مسافر کربلا»، «یک کوچه گل»، «شام عروسی»، «آبی مثل دریا»، «دفتری از آسمان»، «ایران سرای من است»، «آژانس شیشه‌ای»، «کمین»، «عشق گمشده»، «خانه قمرخانم»، «بی‌تا»، «شهر گناه»، «عیاران» و «بوی غریب پاییز» به عنوان «بازیگر» حضور داشته است و خبر درگذشت‌اش روز گذشته ۲۹ شهریور ماه منتشر شد.

 

منبع ایسنا

«رویای سهراب» آماده نمایش شد


فیلم سینمایی «رویای سهراب» درباره سهراب سپهری آماده نمایش شد.

به گزارش سینماسینما به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، «علی قوی‌تن» درباره این فیلم گفت: «رویای سهراب» درباره یک شاعر نامدار و محبوب ایران است و قطعا مردم دوست دارند در فیلمی از «سهراب سپهری»، روایتی از او ببینند که در تصورات‌شان هست و از جهاتی هم ما ملزم هستیم که زوایای دیده‌نشده‌ای را از شخصیتی چون سهراب نشان بدهیم و این تقابل، کار فیلمساز را سخت می‌کند.

او گفت: فیلم «رویای سهراب» یک فیلم بیوگرافی نیست بلکه راوی زوایای پنهان و دیده نشده‌ای از سهراب سپهری است.

این کارگردان گفت: از سال ۹۰ دغدغه‌ام بود و دوست داشتم فیلمی درباره «سهراب سپهری» بسازم. دلیل سال‌ها توقف و تعمق من این بود که فکر کردم اگر کس دیگری این توان، دغدغه و تمایل را دارد، درباره سهراب فیلمی بسازد اما در نهایت قرعه به نام خود من افتاد. آخر سال ۹۶ برنامه‌ریزی کردیم تا پیش تولید را شروع کنیم و در اواخر بهار ۹۷، فیلمبرداری فیلم پس از صدور پروانه ساخت از معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی، به طور رسمی شروع شد و فیلمبرداری فیلم در کاشان و حوالی کاشان به‌انجام رسید.

او گفت: حساسیت‌هایم در ساخت فیلم براساس یافته‌های تحقیقاتی‌ام و این که بتوانم از این شاعر پرآوازه تصویری درست ارائه دهم، بیشترین دغدغه من در «رویای سهراب» بود. از طرفی تلاش کردیم تا کار بازیگران فیلم (که از بین چهره‌های پرکار و شناخته‌شده انتخاب شده بودند) در مدت زمانی که برای فیلمبرداری درنظر گرفته بودیم به اتمام برسد، اما قرارداد بازیگران فیلم تمام شد و کار به دلیل حساسیت‌هایی که ذکر کردم به اتمام نرسید.

قوی‌تن در ادامه گفت: سال گذشته به جشنواره فیلم فجر نزدیک شده بودیم و پیشنهادهایی جهت ارائه و شرکت فیلم در جشنواره مطرح شد اما از نظر من، فیلم کامل نبود و در واقع با آنچیزی که فکر می‌کردم باید باشد، فاصله داشت. در ادامه، در سال ۹۸ فرصتی دست داد تا گروه بازیگران و عوامل فنی را باردیگر دعوت به همکاری کردم و ۱۲ روز وقت گذاشتیم تا مرحله دوم فیلمبرداری انجام شود. سپس تدوین، صداگذاری و تصحیح‌رنگ و … به انجام رسید و سرانجام فیلم حدود دو هفته پیش آماده نمایش شد.

قوی‌تن اظهار داشت: نظرمان این بود که فیلم در مهر ماه امسال اکران شود اما با وجود این که «رویای سهراب» فیلمی است که مردم دوست دارند آن را ببینند، شرایط اکران سینماها به گونه‌ای ست که گویا سینماهای سرگروه تا اواخر سال جاری بسته شده و نیز فکر حضور در جشنواره فیلم فجر امسال هم از طرف سازندگان این پروژه و دوستداران سهراب، ما را بر آن وا می‌دارد که جایگاه جشنواره‌ای فیلم «رویای سهراب» را نیز در نظر بگیریم که البته اگر نگاه و سیاست‌های جشنواره فیلم فجر به سمت فیلم‌های فرهنگی باشد و ناکامی نصیب‌مان نشود. در این زمانه سخت ما جرأت کردیم و دو سال برای ساخت یک فیلم فرهنگی از مال و جان‌مان مایه گذاشتیم، حالا می‌ماند که در این گیرودار عجیب و غریب، سکاندارها و اختیارداری سالن‌های سینماها چطور همراهی کنند تا فیلم برای مردم به نمایش در آید.

او گفت: بنیاد سینمایی فارابی از پیش تولید تا همین الان، دلسوزانه ما را همراهی کرده است. بحث من صرفا حمایت مادی نیست. مسئولان بنیاد سینمایی فارابی دوستانه همراهی کردند و نشان دادند که به دنبال تولید فیلم‌های ارزشمند و فرهنگی هستند. در زمان ساخت فیلم سینمایی «رویای سهراب» مشوق ما بودند و احساس می‌کردیم حمایتی پشت این نوع سینماست. امیدوارم سکانداران سالن‌های سینمایی کشور و همچنین مسئولان جشنواره‌های داخلی، فیلم‌های فرهنگی را به بهای سرگرمی تماشاگران رها نکنند، چون ما باید مخاطب بسازیم.

مهدی سلطانی، بهاره کیان افشار، لاله اسکندری، ترلان پروانه، مینا جعفرزاده، حسین محمدیان، فروغ امجدی، ابوالفضل میری، غزاله اکرمی،داود خلیلی، حسن علیرضایی، مرتضی مرتضایی، شادی عزیزی، مهرداد داوری، فاطمه کرمپور بازی‌گران اصلی و عرفان پری‌رخ، دنیا روحی، امیریاسان مدبرنیا بازی‌گران خردسال این فیلم سینمایی هستند.

عوامل فیلم «رویای سهراب» عبارتند از: نویسنده و کارگردان و تهیه‌کننده: علی قوی‌تن، مدیر فیلمبرداری: ساعد نیک‌ذات، طراح صدا: بهروز شهامت، طراح چهره‌پردازی: رحیم مهدیخانی، برنامه‌ریز و دستیار اول: رامین مشکین‌مقدم، دستیار دوم کارگردان: امیررضا کرمپور، مجری طرح: حامد قوی‌تن، جانشین تولید: مجتبی بهرامی، دستیاران تولید: میثم یکتا، امیرحسین خوانساری، یوسف احمدی، عکاس: حسن ناحی، دستیار اول فیلمبردار: سعید خادمی، اجرای طراحی صحنه: حسین محمدیان، دستیاران طراح صحنه: حمید پروانی، فاطمه توفیقی، دستیار طراح لباس: آیدا پوراکبر، اجرای چهره‌پردازی: مجید وثیقی، نازنین سرابی، مهسا خوش‌سلوک، منشی صحنه: آناهید روستا.