پیتر فوندا بازیگر مطرح سینمای آمریکا درگذشت


به گزارش سینماسینما به نقل از انترتینمنت ویکلی، پیتر فوندا بازیگری که بیش از همه برای بازی در فیلم «ایزی رایدر» شناخته می‌شود بر اثر سرطان درگذشت.

پیتر فوندا که پسر هنری فوندا و برادر کوچکتر جین فوندا بود، در ۷۹ سالگی درگذشت.

خانواده این بازیگر با صدور بیانیه‌ای این خبر را دیروز جمعه اعلام کردند. وی که ۲ نامزدی اسکار را در کارنامه داشت بر اثر عوارض سرطان ریه در خانه و در کنار خانواده‌اش در لس‌آنجلس جان باخت.

آنها در بیانیه خود ضمن این که خواستند تا به سوگواری خانواده به صورت خصوصی احترام گذاشته شود، درخواست کردند تا از او به عنوان فردی مدافع آزادی یاد شود.

پیتر فوندا که پس از بازی در فیلم متفاوت «ایزی رایدر» در سال ۱۹۶۹ به شهرت جهانی رسید متولد نیویورک و فرزند هنری فوندا و فرانسس فورد سیمور بود.

او در کنار خواهر بزرگ‌ترش جین بزرگ شد و وقتی این دو ۱۰ و ۱۲ سال داشتند با خودکشی مادرشان به دلیل بیماری روانی روبه رو شدند.

پیتر در کتابی که سال ۱۹۹۸ با عنوان «به بابا نگو: خاطرات» منتشر کرد از این واقعه به عنوان رویدادی یاد کرد که برای پدر سخت‌گیرشان که اغلب دور از خانه بود، سخت بود و تلاش داشت تا درباره آن دروغ بگوید و آن را نادیده بگیرد.

بعدها و با پیشنهاد یک نقش به او توسط پدرش که نقش وندا نوادا در سال ۱۹۷۹ بود، پیتر با پدرش آشتی کرد.

پیتر در رشته بازیگری تحصیل کرده بود و اولین بار در سال ۱۹۶۱ در برادوی روی صحنه رفت. وی همان سال با سوزان بریور ازدواج کرد که حاصل آن دو فرزند دختر است.

او دو سال بعد به دنیای سینما پا گذاشت و اولین نقشش را در فیلم «تامی و دکتر» ایفا کرد و در نهایت با «ایزی رایدر» به شهرت جهانی رسید. او در این فیلم تهیه‌کننده و از نویسندگان فیلمنامه هم بود و نامزدی اسکار را برای بهترین فیلمنامه غیراقتباسی کسب کرد.

وی در خاطراتش نوشته که پس از آن در دریای مواد مخدر و زندگی بی‌بندو بار غرق شد و که موجب جدایی از همسرش در سال ۱۹۷۲ شد. وی سه سال بعد دوباره ازدواج کرد و به بازیگری ادامه دارد که فیلم‌های چون «طلای اولی» و «قطار ۳ و ۱۰ دقیقه به یوما» از جمله آن‌ها هستند.

او کارگردانی چندین فیلم مستقل را هم انجام داد و نامزدی ۴ گلدن گلوب را کسب کرد و ۲ مورد از آن‌ها را برد. یک نامزدی امی و یک نامزدی اسکار دیگر از جمله موفقیت‌های بعدی وی بود.

از جدیدترین نقش‌آفرینی‌های وی بازی در سریال‌های «سی‌اس‌آی: نیویورک»، «هاوایی فاویو-او»، «بلک لیست» و «قانون میلو مورفی» بوده است.

در زمان درگذشتش او در حال پیش تولید فیلمی جدید بود که قرار بود سال ۲۰۲۰ اکران شود.

منبع: خبرگزاری مهر

کنسل شدن سریال Krypton؛ سریال اسپین‌آف Lobo ساخته نخواهد شد


دنیای DC در شبکه SYFY کوچکتر شد. سریال درام Krypton «کریپتون» توسط این شبکه کابلی کنسل شد و سریال قبلا معرفی شده Lobo «لوبو» دیگر ساخته نخواهد شد. در ادامه خبر با سینمافارس همراه باشید.

تهیه‌کنندگان Krypton در حال مذاکره با دیگر شبکه‌ها برای ساخت ادامه سریال هستند. شاید بهترین مکان برای ادامه این سریال سرویس دی‌سی یونیورس یا HBO Max باشد، اما هنوز مشخص نیست مقصد این سریال کجا خواهد بود. دلیل کنسل شدن سریال توسط SYFY کاملا مشخص است، چون تعداد بینندگان در فصل دوم افت شدیدی نسبت به فصل اول داشتند.

سریال Krypton در فضای دو نسل قبل از تخریب سیاره زادگاه سوپرمن، داستان پدربزرگش را دنبال می‌کند که توسط خاندان ال طرد شده و حالا باید برای رسیدن به رستگاری و بازپس گرفتن افتخارات خانواده خودش تلاش کند.

در سریال Krypton بازیگرانی از جمله کامرون کافه (Cameron Cuffe)، جرجینا کمپل (Georgina Campbell)، الیوت کوان (Elliot Cowan)، راسموس هاردیکر (Rasmus Hardiker)، والیس دی (Wallis Day)، آرون پیر (Aaron Pierre) و شاون سیپوس (Shaun Sipos) حضور داشتند.

منبع: Comingsoon

رونمایی از اولین مستند به تهیه‌کنندگی اوباما


به گزارش سینماسینما به نقل از واشنگتن تایمز، «باراک اوباما» که سال گذشته به همراه همسرش یک قرارداد همکاری با کمپانی نتفلیکس به عنوان تهیه‌کننده امضاء کرده بودند با تاسیس کمپانی «هایر گراوند» اولین مستند خود را به نام «کارخانه آمریکایی» را در شبکه نتفلیکس به نمایش گذاشتند.

مستند «کارخانه آمریکایی» به موضوع جهانی‌سازی و رقابت تجاری میان آمریکا و چین می‌پردازد و داستان آن درباره یک میلیاردر چینی به نام «کائو دوانگ» است که در اواخر سال ۲۰۱۴ میلادی، یکی از کارخانه‌های تعطیل شده جنرال موتورز را در ایالت اوهایو خریداری کرد تا بتواند شعبه آمریکایی کمپانی بزرگ ساخت شیشه اتومبیل خودش به نام «فویائو» را تاسیس کند به همین دلیل تعدادی نیرو از چین به آمریکا آمدند و در کنار دو هزار کارگر آمریکایی مشغول به کار شدند. در ابتدا همه چیز خوب به نظر می‌رسد اما در ادامه تفاوت‌های فرهنگی میان کارمندان ارشد چینی و کارگران آمریکایی مشکل‌ساز می‌شود.

این مستند به کارگردانی مشترک «استیون بوگنار» و «جولیا ریچرت» اولین نمایش جهانی خود را در جشنواره فیلم ساندنس تجربه کرد و موفق به کسب جایزه بهترین کارگردانی از این رویداد سینمایی شد و از حالا به عنوان یکی از شانس‌های اسکار مستند شناخته می‌شود.

مستند «کارخانه آمریکایی» به ۲۸ زبان ترجمه شده و از تاریخ ۲۱ اوت (۳۰ مرداد) در اختیار ۱۳۹ میلیون کاربر نتفلیکس در ۱۹۰ کشور جهان قرار گرفته است.

منبع: ایسنا

الیزا شلسینجر به جمع بازیگران فیلم Godfrey پیوست


الیزا شلسینجر (Iliza Shlesinger) به بازیگران فیلم Godfrey از کن مک (Ken Mok) پیوست. او در کنار کلئوپاترا کلمن (Cleopatra Coleman) و نیک تانه (Nick Thune) در این کمدی عاشقانه‌ی مستقل، نقش‌آفرینی خواهد کرد. فیلم درحال حاضر در ونکوور کانادا دردست تولید است. در ادامه‌ی خبر با سینما فارس همراه باشید.

این فیلم که توسط مک نوشته و کارگردانی می‌شود، داستان شخصیت گادفری (با بازی تانه) را دنبال می‌کند که با گذشته‌ی تاریک خود به شکلی عمیق سروکار دارد؛ او تصمیم می‌گیرد که به غیر از خودش هرکسی باشد. کلمن نقش سارا، نویسنده‌ی روشنگری که سعی دارد ضمن پی بردن به هویت واقعی خودش از راز گادفری پرده‌برداری کند را ایفا می‌کند. شلسینجر ایفاگر نقش کلی، پیشکار سارا است.

مک گفت:

ما برای این فیلم بازیگران بزرگی را در اختیار داریم. کلئو و نیک نه‌تنها از لحاظ طنزپردازی با استعداد هستند بلکه استعداد موسیقیایی خوبی نیز دارند و این فیلم تمام مهارت‌هایشان را به طور برجسته‌ای نمایان خواهد کرد. حال با اضافه شدن الیزا با آن انرژی و رفتارهای کمدی‌اش، رویایی به واقعیت تبدیل شد.

مک تحت عنوان کمپانی‌اش با نام ۱۰X10 Entertainment به همراه تیم مارلو (Tim Marlowe) و جنیوا واسرمن (Geneva Wasserman) از Project Z Entertainment و جیسون بورک (Jason Bourque) از Goldstar این اثر را تهیه خواهند کرد. جنیفر ساندرسون (Jennifer Sanderson)، روی چوی (Roy Choi) و هلی لی (Helie Lee) به عنوان تهیه‌کنندگان اجرایی این فیلم فعالیت خواهند کرد.

شلسینجر اخیرا در فیلم Instant Family با بازی مارک والبرگ (Mark Wahlberg) و رز بیرن (Rose Byrne) حضور پیدا کرده بود. او همچنین با والبرگ در ساخته‌ی Netflix به کارگردانی پیتر برگ (Peter Berg) با نام Wonderland نیز مجددا همکاری خواهد کرد. علاوه بر این، به تازگی فیلمبرداری پنجمین اثر خود برای Netflix را در ماه مه و در نشویل به پایان رسانده بود.

منبع: deadline

قصر شیرین، ملودرامی که حال خوب را به مخاطبان منتقل می‌کند/ستایش خبرگزاری قرآنی از فیلم میرکریمی


خبرگزاری قرآنی ایران نوشت :ساخته جدید رضا میرکریمی شروع جدیدی برای اوست، زیرا «قصر شیرین» لحظات خوبی را برای تماشاگر رقم می‌زند و مخاطب این اثر می‌تواند با حال خوش از سالن سینما خارج شود، تجربه‌ای که این روزها در عرصه سینما کمتر رخ می‌دهد.

 

«خیلی دور، خیلی نزدیک»، بهترین فیلم رضا میرکریمی تا امروز است، این اثر سینمایی به سرگشتگی انسان امروزی و مناسبات خانوادگی پرداخته است. میرکریمی آثار خوب دیگری نظیر «یه حبه قند» را نیز در کارنامه کاری‌اش دارد، اما آخرین ساخته این فیلمساز را باید اثری همتراز «خیلی دور خیلی نزدیک» دانست که اگر از فیلم اول بهتر نباشد، پایین‌تر هم نیست. محسن قرایی و محمد داوودی نویسنده این اثر بوده‌اند.

داستان قصر شیرین از آنجا آغاز می‌شود که پدری برای سرپرستی دو فرزند خود که مدت‌ها از آن‌ها دور بوده، نزد آن‌ها می‌آید، زیرا مادر این کودکان از دنیا رفته است. پدر در ابتدا حاضر به پذیرفتن این مسئولیت نیست، اما به مرور زمان با سفری که آن‌ها در مسیر رسیدن به خانه پدر پیش می‌گیرند، رابطه عاطفی مستحکمی بین آن‌ها شکل می‌گیرد. نکته جالب‌تر عنوان فیلم است. کودکان از خانه پدر تصور یک قصر را دارند، اما در جریان قصه متوجه می‌شوند قصری که آن‌ها در ذهن خود ساخته‌اند حقیقی نیست، اما پدر قادر است هر خانه‌ای را برای آن‌ها تبدیل به قصر کند.

قصر شیرین چند نکته شاخص دارد که مهمترین آن فیلم‌نامه این اثر است. این فیلم با ریتم خوبی آغاز می‌شود و لوکیشن و میزانسن آن برای تماشاگر جذاب است. همچنین روابطی که بین فرزندان و پدر وجود دارد، از تسلط نویسنده روی متن خبر می‌دهد. شخصیت‌های فرعی نیز به پایداری قصه کمک کرده‌اند. برای مثال شخصیت همسر پدر که نامادری بچه‌هاست در ابتدا این تصور را به وجود می‌آورد که با یک نقش تقریباً سیاه رو‌به‌رو هستیم، اما در طول قصه این شخصیت شکلی روشن به خود می‌گیرد.

نکته دیگر در فیلمنامه این اثر به درام قصه برمی‌گردد. درام این فیلم‌نامه تعلیق خوبی دارد، اما جنس قصه به گونه‌ای است که اگر کارگردان به قصه اشراف لازم را نداشت به راحتی قصه در دام سانتی‌مانتالیسم گرفتار می‌آمد، زیرا اکثر فیلم‌هایی که درباره روابط خانوادگی هستند، شکلی افراطی از احساس را نشان می‌دهند که در فیلم‌های هندی نمونه‌های آن فراوان‌اند، اما قصر شیرین در ورطه این آسیب گرفتار نشده است، زیرا استفاده صحیح و به موقع کارگردان از موسیقی به یاری فیلمنامه آمده است و جایی که قرار است احساس بر منطق غلبه کند، موسیقی قطع می‌شود تا پلان یا سکانس، شکل درام محض به خود نگیرد.

توجه به اصالت خانواده
اتفاق مفهومی دیگری هم در فیلم‌نامه رخ داده است که در فیلم‌های ایرانی به ندرت مشاهده می‌شود و آن توجه به اصالت خانواده و اهمیت آن در پیشبرد زندگی است. پدر در این فیلم به شدت گرفتار روزمرگی است، اما به موفقیت دست نمی‌یابد، ولی از آنجایی که با فرزندانش همراه می‌شود به آرامشی دست می‌یابد که تاکنون آن را تجربه نکرده است. این رویکرد تصویری درست و زیباست که در سینمای ایران کمیاب شده و به شدت نیازمند آن هستیم.

درباره خانواده و جایگاه آن در تولیدات نمایشی حتی در تلویزیون باید گفت که عموم سریال‌هایی که در سیما تولید می‌شوند، سعی دارند مبلغ خانواده ایرانی و سبک زندگی ایرانی باشند، اما اغلب تصویرسازی خوبی در این زمینه ارائه نمی‌شود، چون قرار نیست روابط‌ آن‌ها آن گونه که نیاز قصه است روایت شود، بلکه الگو‌هایی که سیاست‌گذاران در پی آن‌ هستند مورد توجه قرار می‌گیرد. پس طبیعی است که سفارش، ویژگی قالب این دست تولیدات باشد، اما قصر شیرین دقیقاً خلاف این جریان عمل کرده و هر آنچه در فیلم مشاهده می‌شود مبتنی بر احساسی است که غنای قصه آن را رقم زده است.

قصر شیرین، اثر درخشان میرکریمی
بازیگران این فیلم هم توانسته‌اند فراتر از مرزهای گذشته‌شان حرکت کنند. حامد بهداد مدت‌هاست در قالبی که دور خود تنیده فرورفته است و بازی چندان متفاوتی از او را در آثارش شاهد نیستم، اما در قصرین شیرین این بازیگر توانا، اتفاق خوبی را در کارنامه‌اش رقم زده است. بهداد تا حد امکان از حرکات هیستریک دیگر نقش‌هایش کاسته و سعی کرده در کنار بازی بیرونی به توانایی درونی‌ا‌ش هم بیفزاید. در کنار بهداد دو بازیگر خردسال هم وجود دارند که بازی حیرت‌انگیزی از خود ارائه می‌دهند. یونا تدین و نیوشا علی‌پور که در سریال «بچه مهندس» بازی زیبایی از خود ارائه کرده‌اند، در قصر شیرین هم لحظات خوشی را رقم می‌زنند، به نحوی که یونا تدین با وجود سن بسیار کم، نامزد دریافت سیمرغ بهترین نقش مکمل می‌شود. ژیلا شاهین بازیگر نقش نامادری هم یکی از بازیگران خوب این اثر به شمار می‌آید و لهجه ویژه او شخصیت را واقع‌پذیرتر کرده است.

هدایت خوب قصه و بازیگران نشان می‌دهد میرکریمی به پختگی خوبی در این اثر رسیده است. همچنین میزانسن و دکوپاژی که کارگردان به اثر داده در کمتر فیلم او دیده می‌شود، اما در قصر شیرین، میرکریمی بدون ایجاد شلوغی، قوام زیبایی به اثرش بخشیده است. زیبایی تصاویر تنها به میزانسن برنمی‌گردد، بلکه انتخاب لوکیشن و طبیعت حاکم بر لوکیشن هم به جذابیت‌های این اثر افزوده است.

حرکات دوربین هم به ویژه در تصاویر از بالا جذاب و دیدنی است، حتی در بخش‌هایی که دوربین روی دست حرکت می‌کند، لغزشی در تصاویر وجود ندارد. در نهایت قصر شیرین اثری درخشان در کارنامه رضا میرکریمی است که توانسته علاوه بر جشنواره فجر در دیگر جشنواره‌های سینمایی هم با استقبال اهالی سینما مواجه شود. مخاطب قصر شیرین حال خوبی دارد و زمانی که از سینما خارج می‌شود، تأثیر نمایش یک اثر خوب را با خود همراه دارد، اتفاقی که این روز‌ها کمتر در عرصه سینما رخ می‌دهد.

پیوستن دیوید دنمن به جمع بازیگران فیلم Greenland


دیوید دنمن (David Denman) که به تازگی در کنار الیزابت بنکس (Elizabeth Banks) در فیلم ترسناک کمپانی Screen Gems یعنی Brightburn «برایت‌برن» ایفای نقش کرده بود، در فیلم جدید کمپانی STX یعنی Greenland نیز حضور خواهد داشت. جرارد باتلر (Gerard Butler) و مورنو بک‌کارین (Morena Baccarin) نیز از دیگر بازیگران این فیلم هستند. در ادامه خبر با سینما فارس همراه باشید.

داستان فیلم درباره یک خانواده است که در برابر یک فاجعه محیط زیستی قرار گرفته و باید برای بقا بجنگند. بازیگر نقش دنمن مردی به ظاهر دلسوز است که برای نجات خودش و همسرش دست به هر کاری می‌زند.

باسیل ایوانیک (Basil Iwanyk)  از طرف کمپانی Thunder Road Films و همچنین باتلر و الن سیگل (Alan Siegel) از طرف کمپانی G-BASE production تهیه‌کنندگان این فیلم هستند.

دنمن بیشتر به دلیل بازی در نقش روی در سریال کمدی The Office محصول شبکه NBC شناخته می‌شود.

منبع: Deadline

فرح بخش:در سینمای ایران به جز من و عبدالله علیخانی تهیه‌کننده دیگری وجود ندارد/ همه تهیه‌کننده‌ها حق‌العمل‌کارند


عمده آثاری که در سینمای ایران تولید می‌شوند از کمک‌های دولتی بهره می‌گیرند و این مسئله از جانب هیچ فرد یا گروهی قابل کتمان نیست، حتی آثاری که به ظاهر خصوصی‌اند و با سرمایه‌های دولتی تولید می‌شوند به نحوی از وام‌ها یا ابزارهای دولتی استفاده کرده‌اند. حسین فرحبخش و عبدالله علیخانی به‌ عنوان دو تهیه‌کننده سینما که سال‌هاست به‌ صورت مشترک با هم کار می‌کنند در آثارشان کاملاً مستقل عمل کرده‌اند و آثار آن‌ها با هزینه کاملاً شخصی تولید می‌شود و آن‌ها اقدامی را انجام می‌دهند که سایرین فقط درباره آن سخن می‌گویند. با توجه به این موضوع با حسین فرحبخش به گفت‌وگو نشسته‌ایم که مشروح آن را در زیر می‌خوانید.

ایکنا – سال‌هاست در سینمای ایران در مقام تهیه‌کننده و کارگردان در ژانرهای گوناگون فعالیت‌ می‌کنید و همواره از فیلم‌های شما در سینمای بدنه انتقاداتی وجود داشته است. درباره این موضوع توضیح دهید. 
سابقه کاری من در سینما حدود چهل سال است و به همین جهت به این قبیل انتقادات عادت دارم، از ابتدای ورودم به سینما هیچ‌گاه نظر مسئولان سینمایی و منتقدان برایم اهمیتی نداشته است. زیرا مسئولان تنها درصدد جلب رضایت مدیران بالا‌دستی‌شان هستند و این‌که در سینما چه اتفاقی می‌افتد برایشان مهم نیست.برخی از منتقدان هم به دلیل نداشتن علم کافی درصدد نقد برمی‌آیند و حتی اصول کلی نقد را نمی‌دانند و یا مفهوم اثر را درک نمی‌کنند.

پیشنهاد می‌کنم کسانی که به آثار من و عبدالله علیخانی حمله می‌کنند از مجموعه آثاری که تولید کرده‌ایم، معدل بگیرند تا دریابند در تاریخ سینمای ایران، هیچ فرد یا گروهی نبوده که بتواند به این میزان برای سینما پول‌سازی کند. البته این ارزیابی به سینمای بعد از انقلاب خلاصه نمی‌شود، بلکه درباره سینمای قبل از انقلاب هم این موضوع صادق است، برای مثال فیلم سینمایی «کما» حدود ۱۸ سال پیش اکران شد، زمانی که شاید کل کشور ۲۵۰ سالن بیشتر نداشت،  نزدیک به دو میلیون نفر این فیلم را تماشا کردند. این میزان استقبال بیانگر رویکرد مخاطبان نسبت به یک اثر است.

خانواده در سینمای ایران فاکتور اصلی است و من اثری تولید می‌کنم که از برای همه سنین مناسب باشد. در تمامی آثارم هم به اصولی اخلاقی و مذهبی پایبندم و هیچ‌ امر خلاف شرعی در آثارم نمایش داده نمی‌شود و رعایت قوانین یکی از اصول جدی کارم است. فعالیت‌هایم تنها به یک ژانر خلاصه نمی‌شود و فیلم‌های کمدی هم در پرونده کاری‌ام وجود دارد و آثار جدی‌ام هم مخاطب فراوانی را جذب کرده است.

شاید بتوان گفت که در سینمای ایران به جز من و عبدالله علیخانی تهیه‌کننده دیگری وجود ندارد، زیرا اگر پرونده مالکیت فیلم‌ها را ارزیابی کنید در‌می‌یابید همه تهیه‌کننده‌ها حق‌العمل‌کارند، حتی آن‌هایی که مدعی ساخت فیلم با هزینه شخصی‌اند نیز در این زمره قرار می‌گیرند. البته شاید عده‌ای برای مقطعی آثار شخصی تولید کرده‌ باشند اما این فعالیت‌ها مستمر نبوده و پس از مدتی متوقف شده‌ است.

ایکنا ــ یکی از انتقاداتی که به برخی آثارتان نظیر «ایکس لارج» مطرح می‌شود، تخریب خانواده و اشاعه فرهنگ نامناسب گفتاری است. درباره این موضوع برایمان توضیح دهید. 

به دلیل حساسیت‌های شخصی که به این مسئله دارم اصلاً این نقد را نمی‌پذیرم و اگر کسی در این زمینه نقد دارد بخشی از آثارم را که در آن بی‌ادبی صورت گرفته است برای نمونه ذکر کند، زیرا این قبیل نقد‌ها پایه و اساس علمی ندارد. به همین جهت وقتی می‌گویم نقد‌های منتقدان را نمی‌پذیرم بیراه نگفته‌ام. شاید بهتر باشد این جلساتی که با عنوان نقد در برنامه‌های تلویزیونی ساخته می‌شود، نوعی مزاح است که سبب تفریح مخاطبان می‌شود.

بی‌توجهی به اظهارنظر‌های بسیاری از منتقدان تنها روش من نیست، بلکه بسیاری از مخاطبان نیز همین واکنش‌ها را دارند و اگر قرار بود مردم برای نظر مخاطبان اهمیت آنچنانی داشته باشد نباید بسیاری از آثار جزء پرفروش‌ها نبود و عمده آثاری که نقد می‌شدند دچار ورشکستگی می‌شدند.

ایکنا ــ در سال‌های اخیر درباره سبک زندگی ایرانی – اسلامی اظهارنظر‌های متعددی صورت گرفته است، اما رویکرد واحدی در این زمینه وجود ندارد. شما به عنوان یک سینماگر قدیمی در این زمینه چه نظری دارید؟

در ابتدا باید گفت، سبک زندگی ایرانی – اسلامی را نمی‌توان از هم تفکیک کرد، زیرا در یک جامعه دینی تمامی موضوعات تحت تأثیر دین است و نمی‌توان روش زندگی را از آن جدا کرد. موضوع دیگر این‌که بهترین محل برای تبلیغ سبک زندگی سینمای ملودرام و کمدی است، هرچند شاید بتوان در فیلم‌های اجتماعی و اکشن هم به این موضوع پرداخت، اما تصور من این است که آثار ملودرام در این زمینه تأثیرگذارترند.

ایکنا – شما در مقام کارگردان هم آثاری چون «زندگی خصوصی»، «مستانه» و… را تولید کرده‌اید. در حوزه تهیه‌کنندگی نیز  فیلم‌هایی چون «آواز قو»، «بهشت پنهان»، «دو روی سکه» و… را در کارنامه خود دارید. این کارنامه بیانگر آن است که قادرید هم فیلم خوب تولید کنند و هم اثرتان پرفروش باشد. پس چرا سراغ تولید آثاری نظیر «ایکس لارج»، «خالتور» و… رفته‌اید؟

زمان و مکان بیانگر آن است که چه سبکی را برای فیلم‌سازی باید انتخاب کرد، زیرا تا زمانی که امنیت اقتصادی در حوزه فرهنگ وجود نداشته باشد قطعاً نمی‌توان آثار فاخر تولید کرد. فیلم‌هایی نظیر «زندگی خصوصی» و «مستانه» آثاری‌اند که دو هفته از بعد از اکران پایین کشیده می‌شوند و مستانه نیز بدون کوچک‌ترین حمایت تبلیغی روی پرده رفت. آیا از نظر شما صحیح است که در چنین شرایطی که امنیت اقتصادی سینما تأمین نیست این قبیل آثار تولید شوند.

ایکنا – در پرونده کاری شما فیلم‌های اکشن پرفروشی نظیر «نیش»، «غافله» و… وجود دارد. به‌ عنوان یک سینماگر بگویید چرا در سینمای ما دیگر فیلم اکشن ساخته نمی‌شود؟

این سؤالی است که من علاقه‌مند بودم روزی از من پرسیده شود. کاش می‌دانستید در دهه هفتاد درباره تولید این آثار چقدر ناسزا شنیده‌ایم و ایرادات فراوانی درباره ساخت آثاری مانند عقرب مطرح بود. در صورتی‌که حتی امروز هم نمی‌توان چنین پلان‌هایی را ثبت کرد و سؤال اینجاست که آیا در این شرایط اقتصادی منطقی برای این کار وجود دارد؟

گفت‌و‌گو از داوود کنشلو

پیوستن آبری پلازا به فیلم کمدی Hope محصول نتفلیکس


آبری پلازا (Aubrey Plaza) در فیلم کمدی Hope محصول نتفلیکس به کارگردانی جکی ون بیک (Jackie van Beek) و مدلاین سمی (Madeleine Sami) نقش‌آفرینی خواهد کرد. در ادامه خبر با سینمافارس همراه باشید.

Hope که جزئیاتی از داستان آن مشخص نیست، دومین تجربه کارگردانی ون بیک و سمی پس از فیلم کمدی زنانه The Breaker Upperers است که هردو نویسندگی و بازی در آن را برعهده داشتند. آن فیلم توسط تایکا وایتیتی (Taika Waititi) کارگردان فیلم اخیر Thor «ثور» تهیه شده بود و ماه فوریه در نتفلیکس پخش شد.

نویسندگی فیلم Hope برعهده کارن مک‌کولا (Karen McCullah) و کرستن کیوی اسمیت (Kirsten “Kiwi” Smith) است که قبلا فیلم‌های Legally Blonde «قانونا بلوند»، ۱۰ Things I Hate About You «۱۰ چیز درباره تو که ازشان متنفرم»، The House Bunny «خانه خرگوشی»، The Ugly Truth «حقیقت زشت» و She’s the Man را نوشته بودند. مک‌کولا و اسمیت همچنین در حال نوشتن انیمیشن Spice Girls «اسپایس گرلز» برای پارامونت و یک فیلم لایو اکشن اریجینال به نام Party هستند.

پلازا به تازگی بازی در فیلم Black Bear «خرس سیاه» یک درام تعلیقی را به پایان رسانده که خودش تهیه‌کننده آن هم هست و همراه با کریستوفر ابوت (Christopher Abbott) و سارا گیدون (Sarah Gadon) در آن بازی کرده است. او به تازگی در آخرین فصل سریال ابرقهرمانی Legion «لژیون» و فیلم ترسناک Child’s Play «بازی بچگانه» بازی کرده است.

منبع: Deadline

قصرشیرین اثری متفاوت از میرکریمی


 ایمان شمس در خبرگزاری صداو سیما نوشت :  وقتی نام سید رضا میر کریمی را می‌شنویم ناخودآگاه فهرستی از آثار موفق و تاثیر گذار در ذهنمان نقش می‌بندد.
آثاری همچون “زیر نور ماه”، “خیلی دور خیلی نزدیک”، “یک حبه قند”، “به همین سادگی”و تعدادی فیلم دیگر که هر چند در پرداخت قصه، ساختار و فضا سازی تفاوت‌های بسیاری با یکدیگر دارند، اما همگی به جایگاه خانواده، ارتباط انسان‌ها با یکدیگر و در تعریفی گسترده‌تر روابط میان آن‌ها با معبودشان می‌پردازند.

آثاری درخشان و صد البته بومی که جدا از موفقیت هایشان در جشنواره‌های داخلی و خارجی؛ به لحاظ تاثیر بر ذهن و روح مخاطبان اهمیتی دوچندان دارند.

“قصر شیرین” جدیدترین ساخته میرکریمی هم از این قاعده مستثنا نیست. در قصر شیرین که نامش به زیبایی انتخاب شده و کاملا در خدمت داستان است، برشی از زندگی مردی به نام جلال در مقابل چشمان مخاطبان قرار میگیرد. فردی وامانده در زندگی که به هر کور سوی امیدی چنگ میزند تا خودش را از چنگال اشتباهات گذشته اش خارج کند، اما هرچه بیشتر دست و پا میزند بیشتر در این گرداب فرو میرود.

همسر جلال که “شیرین” نام دارد به دلیل مرگ مغزی در بیمارستان بستری است و به واسطه دستگاه زنده است.
جلال که مدتی است با شیرین زندگی نمی‌کند به عنوان همسر او و بدون هماهنگی با خانواده اش تقاضای جداکردن دستگاه‌ها از شیرین را می دهد تا در ازای دریافت مبلغی قلب او را  برای پیوند به فردی به نام فتوحی بفروشد.

اما حال که شیرین مرده او برای گرفتن ماشین شیرین که تنها دارایی باقی مانده از اوست به خانه خواهر همسرش میرود، ولی مجبور میشود فرزندانش “علی” و “سارا” را نیز که بعد از مرگ مادر در خانه خاله شان مانده اند و هنوز از مرگ مادرشان خبر ندارند با خود همراه کند.

قصه از همین همراهی آغاز می‌شود. همراهی یک پدر با فرزندانش. همراهی که قرار است مخاطبان و جلال را با ابعاد مختلف شخصت او روبرو کند و از سوی دیگر از ورای گفتگو‌ها شیرینی را برای ما ترسیم کند که کارگردان در طول فیلم هیچ نمای نزدیکی از او را نشانمان نمیدهد.

شیرینی که مدرک کاردانی دارد و در یک گلخانه کار می‌کرده است تا به واسطه کار در آن گلخانه و طراحی فضای سبز خانه‌های مردم بتواند خرج خودش و کودکانش را در بیاورد و جای خالی پدر یعنی جلال را هم برای فرزندانش پر کند.

شیرینی که عاشق همسرش است و با وجود آنکه به خوبی میداند عشقش رابطه‌ای یک طرفه است که هرگز سوی دومی نخواهد داشت بازهم پای همسرش مانده و اندوه این عشق بی فرجام را در ترانه جاده یک طرفه که با فرزندانش لبخوانی (دابسمش) کرده و به یادگار گذاشته است می‌توان مشاهده کرد.

شیرینی که همسر بی وفایش را دوست دارد و برای آنکه نام او در ذهن کودکانش خدشه دار نشود گه گاه از سوی او برای آن‌ها کادو‌هایی همچون دوچرخه میخریده است و قصری خیالی از خانه پدر برای فرزندانش ساخته و گفته که روزی به آن قصر خواهند رفت و بار دیگر در آن و در کنار یکدیگر خانواده‌ای چهار نفره خواهند داشت؛ قصری که از یک رویای شیرین می‌آید و متعلق است به ذهن زیبای مادری متعهد به نام شیرین و اینجاست که نام فیلم به زیبایی قصر شیرین را تعبیر میکند.

در آن سو، اما جلال است.
جلالی که در ابتدای قصه بی وفا و بی احساس به نظر می‌اید، ضعیف است و پای اشتباهاتش نمی‌ایستد، فرزندانش را سربار میبیند و آن‌ها را نمیخواهد و در تلاش است تا از هر آنچه که او را به یاد شیرین می‌اندازد دور شود؛ میخواهد ماشین شیرین باشد، فرزندانش و یا حتی قلبش.

جلالی که روزی راننده کامیون بوده است و بعد از تصادفش به جای کمک فراری شده و همسرش شیرین برای کمک به او جایش را به پلیس لو داده و همین باعث دلچرکین شدن جلال از او شده است. ناراحتی که باعث شده است جلال علایقش به خانواده را پنهان کند و تا همیشه به فکر انتقام از دیگران باشد و بر اساس همین انتقام از شیرین طلاق عاطفی میگیرد، ازدواج مجدد میکند، به پلیس رشوه میدهد و او را تهدید به لو دادن میکند و حتی قلب همسرش را برای فروش میگذارد.

اما راهی که جلال به اجبار با فرزندانش پیش میگیرد مسیری تازه برای اوست. مسیری که قرار است به واسطه روابط تازه پدر و فرزندی رنگی تازه به زندگی خاکستری و بدون عشق او بزند. مسیری که قرار است بخش‌های احساسی و دل بستگی‌های فرو خورده جلال را برای او و ما به عنوان مخاطبان فیلم نمایان کند و در این راه پسرش که جلال را قبول ندارد قدم به قدم او را دنبال میکند، اشتباهاتش را به پلیس میگوید، برای کلافه کردنش سیگارهایش را دور میریزد و حتی جایشان را به دایی هایش لو میدهد تا آن‌ها به جای او که توان ایستادن مقابل پدرش را ندارد انتقام تمام بی وفایی‌های جلال نسبت به مادرشان را بگیرند و او هرچند که قلبش به درد می‌آید، اما نظاره گر کتک خوردن‌های پدرش باشد تا کمی دلش خنک بشود.

جلال، اما عاشق است و بخاطر عشقش به شیرین است که بعد از ازدواج مجدد همچنان پیگیر مسائل اوست و در گوشی اش شماره اش را نگه داشته است، بخاطر همین عشق است که بر روی برادران شیرین دستش را بلند نمیکند و اجازه میدهد آن‌ها تلافی تمام بدیهایش را بر سرش بیاورند، و بخاطر همان عشق است که حتی پس از مرگ شیرین به گلخانه او میرود و توی صورت صاحب گلخانه که به همسرش نظر داشته میزند تا به او نشان دهد که شیرین هنوز هم سایه‌ای بالای سرش دارد؛ شیرینی که با وجود تنهایی و مشکلات زیر بار خواسته‌های رئیس گلخانه نرفته و آنجا را برای همیشه ترک کرده است.

تصادف آخر داستان، اما بزرگترین تغییر جلال است. جایی که یک بار دیگر با ماشینش تصادف میکند و به روباهی میزند و میخواهد فرار کند، اما اینبار به خواست پسرش می‌ایستد و به کمک روباه میرود.

قصر شیرین که فیلمی جاده‌ای به حساب می‌آید روایتی ساده دارد. روایتی که هرچند میتوان با آن همراه شد و زوایای مختلف شخصیت‌ها را تشخیص داد، اما برای یک فیلم بلند داستانی کم و کوتاه است و کشمکش‌ها و کنش‌های شخصیت‌ها برای تغییرات آن‌ها آنچنان قدرتمند نیست. آغاز قصه از شروع فیلم بسیار فاصله دارد و این یعنی مخاطب برای فهمیدن چرایی ماجرا‌های قصه باید صبر زیادی داشته باشد. فیلمنامه در برخی موارد بسیار دقیق است و در برخی دیگر از زوایا بسیار گنگ است. چیز زیادی برای کشف و شهود وجود ندارد، شخصیت زن دوم جلال با نقش آفرینی خانم ژیلا شاهی هرچند بازی خوبی دارد، اما کارکرد زیادی در قصه ندارد و گویی تنها دلیل بودنش در فیلم خواندن اس ام اس‌های جلال و شیرین و دادن اطلاعات مربوط به ان بخش به مخاطب است. اما مخاطبان بیش از هر چیز بخاطر بازی‌های زیبای بازیگران اصلی مخصوصا کودکان فیلم با آن همراه میشوند. در یک سو یونا تدین و نیوشا علیپور قرار دارند که پیش از این در سریال “بچه مهندس” هم بازی بوده اند و حال با بازی‌ها و عکس العمل‌های به جا و درستشان نشان داده اند که بازی خوبشان در آن سریال اتفاقی نبوده و ما با دو بازیگر کودک بسیار باهوش و البته جذاب روبرو هستیم که دوربین را هم به خوبی میشناسند و در سوی دیگر ماجرا حامد بهداد است. بهدادی که کلیشه‌های همیشگی بازی اش را بار دیگر کنار گذاشته است و شخصیت جلال را دقیق و هوشمندانه به نمایش درآورده است. شخصیتی که عصبانیت، عاشقانگی و مهر پدری اش همه به اندازه و به جا تصویر میشود و به خوبی میتوان با او همراه شد بدون آنکه گذشته بازی‌های بهداد را به یاد مخاطب بیاورد و او را پس بزند.

پوستر فیلم، اما بخش جذاب دیگری از فیلم است. تصویری که جلال و فرزندان را در مسیری سرسبز سوار بر ماشین نمایش میدهد در حالی که پلیس رو برای آنهاست، ان‌ها به پشتشان نگاه میکنند و زنی در کنار جلال نشسته است که چهره اش مشخص نیست و شاید این نامشخص بودن برای ان است که قصه گو، کارگردان و حتی مخاطبان همه دوست دارند آن زن شیرین باشد و بار دیگر این خانواده کنار هم جمع شوند.

در نهایت آنکه قصر شیرین نه به جذابیت آثار گذشته سید رضا میرکریمی است که بتوان بار‌ها و بار‌ها نگاهش کرد و از آن خسته نشد و نه فیلمی است که بتوان آن را ضعفی جدی در کارنامه کاری میر کریمی به حساب آورد.

قصر شیرین فیلمی است که میتوان آن را دید و برای ساعتی با لحظات زیبایش همراه شد.

عنوان و تاریخ اکران دنباله To All Boys I’ve Loved Before اعلام شد


دنباله کمدی رومانتیک موفق To All the Boys I’ve Loved Before سال ۲۰۱۸ محصول نتفلیکس با بازگشت لانا کاندور (Lana Condor) و نوا سنتینو (Noah Centineo) عنوان و تاریخ اکران دارد. ساخت سری سوم این فیلم نیز تایید شده است. در ادامه خبر با سینما فارس همراه باشید.

نتفلیکس روز پنجشنبه تایید ‌کرد این دنباله ساخته و To All Boys: P.S. I Still Love You نامیده می‌شود و ۱۲ فوریه پخش می‌گردد. ساخت سری سوم تحت عنوان To All the Boys: Always and Forever نیز تایید شده و در دست ساخت است.

درحالیکه عناوین فیلم‌ها خبر جدید هستند، عناوین کتاب‌های دوم و سوم سه‌گانه YA جنی هان (Jenny Han) هستند که درباره لارا جین (با بازی کندور) و زندگی‌ عشقی‌اش است که ناگهان از طریق نامه‌های عاشقانه‌اش برای کراش‌هاش عمومی می‌شود.

فیلم اول اوت ۲۰۱۸ از نتفلیکس پخش شد و موفق بود.

کمپانی Awesomeness TV تولید هر سه فیلم را به همراه مت کاپلن (Matt Kaplan) از Ace Entertainment و Overbook Entertainment برعهده دارد. سوزان جانسون (Susan Johnson)، کارگردان سری اول، تهیه‌کننده اجرایی P.S. I Still Love You است.

منبع: ددلاین